Tag Archives: شدند

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند


برترین‌ها: این عکس‌ها ثابت می‌کنند که لازم نیست یک عکاس خوب و حرفه‌ای باشید تا عکس خوب و جالبی بگیرید. البته مهارت کمک می‌کند، اما گاهی فقط لازم است در زمان مناسب در مکان مناسب حضور داشته باشید. در این مطلب عکس‌هایی را می‌بینید که در بهترین زمان ممکن گرفته شده اند.

مکان مناسب و زمان مناسب

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

انعکاس دانه برف در چشم این دختربچه

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

مه این استادیوم را شبیه به یک سفینه فضایی کرده است

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

لحظه برخورد رعد و برق و رنگین کمان

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

به مو‌ها دقت کنید

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

ظاهرا این سنجاب قصد دارد ماشین را بدزدد

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

میکی‌ماوس

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

عکسی از رودخانه چارلز که به نظر می‌رسد دو عکس متفاوت کنار هم قرار گرفته اند

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

سگ پشت پنجره را با سگ روی تیشرت کودک مقایسه کنید

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

پایان راه

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

می‌توانید دو صورت را از هم تشخیص دهید؟

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

لحظه باورنکردنی

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

تصادف خنده دار

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

انگری برد

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

قیافه دیدنی سنجاب هنگام خوردن غذای پرنده

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

بیرون از پنجره پاییز و بیرون از در زمستان است

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

تیشرت این مرد شبیه کلاغی شده که روی دستش نشسته است

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند
نظم نشستن مرغ‌های دریایی
عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

به طرز عجیبی همه ماشین‌هایی که در این خیابان پارک کرده اند قرمز هستند

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

لحظه ترکیدن بادکنک

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

لحظه ادرار کردن پرنده

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

در محاصره ماشین‌های زرد

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

بهترین عموی دنیا

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند

لحظه ترکاندن آدامس

 

عکس‌هایی که به موقع گرفته شدند


اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند


برترین‌ها: وقتی زندگی و حرفه افراد مشهور به یکی از اعضای بدنشان وابسته باشد، آن را بیمه می‌کنند تا از دارایی خود محافظت کنند.

تار‌های صوتی ماریا کری (Mariah Carey)

ماریا کری، خواننده مشهور آمریکایی صدایش را ۳۵ میلیون دلار بیمه کرده که در مجموع با بیمه پاهایش ۷۰ میلیون دلار شده است.

 

اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند

 


پا‌های هایدی کلوم (Heidi Klum)

هایدی کلوم، بازیگر و مدل آلمانی در سال ۲۰۰۴ پاهایش را دو میلیون دلار بیمه کرد. البته قیمت بیمه هر دو پای او یکسان نبود، یکی از پاهایش زخمی بود که باعث شد قیمتش کمتر از دیگری باشد.
اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند

 


دندان‌های آمریکای فررا (America Ferrara)

وقتی شرکت خمیردندان آکوافرش (Aquafresh) با آمریکای فررا، بازیگر آمریکایی قرارداد بست، لبخند او را ۱۰ میلیون دلار بیمه کرد.
اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند

 


مو‌های تروی پولامالو (Troy Polamalu)

در سال ۲۰۱۰ تروی پولامالو، بازیکن فوتبال آمریکایی تیم پترزبورگ که ده سال بود موهایش را کوتاه نکرده بود، برای حفاظت از مو‌های فرش، آن‌ها را یک میلیون دلار بیمه کرد.

اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند

 


انگشتان جف بک (Jeff Beck)

ستاره راک، جف بک بعد از اینکه انگشت خود را هنگام خرد کردن هویج شکست و عمل جراحی کرد، فهمید چقدر زندگیش به انگشتانش وابسته است؛ بنابراین هر کدام را یک میلیون دلار بیمه کرد.

 

اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند

 


زبان تست کننده قهوه کاستا

فردی که طعم قهوه‌های کاستا را امتحان می‌کند، زبانش را ۱.۴ میلیون دلار بیمه کرد. تا زمانی که جوانه‌های چشایی او بتوانند تفاوت بین فنجان‌های قهوه را تشخیص دهند، مشتریان می‌توانند از کیفیت قهوه لذت ببرند.

 

اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند

 


دست‌های یک مدل دست

مدل لندنی، جما هاوارت (Gemma Howorth) دست هایش را ۶.۹ میلیون دلار بیمه کرد. شکستن هر یک از انگشتانش می‌تواند مدتی او را از کار بیکار کند.

 

اعضای بدنی که میلیون‌ها دلار بیمه شدند


عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند


برترین‌ها: عکس‌های قدیمی نگاهی اجمالی به گذشته هستند و معمولا رویدادهای مهمی  را نشان می‌دهند که باید همیشه به یاد داشته باشیم. چیز‌های زیادی را می‌توانیم در این عکس‌ها ببینیم و متوجه شویم. در این مطلب مجموعه‌ای از عکس‌های تاریخی را می‌بینید که می‌توانید با آن‌ها به گذشته سفر کنید.

پیاده نظامی که هنگام عبور ملکه الیزابت دوم بیهوش شد. ژوئن ۱۹۷۰

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

سالوادور دالی در حال پیاده روی با مورچه خوارش در پاریس، ۱۹۶۹

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

دانشجویان پرینستون بعد از برف بازی سال اولی‌ها و دومی ها، ۱۸۹۳

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند
بچه‌ها در حال بازی میان ویرانه‌های حمله روز دی «d-day» (حمله متفقین به نورماندی)، نورماندی، فرانسه، ۱۹۴۷
عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

آزمایش سلاح هسته‌ای مایک در یک نوامبر ۱۹۵۲

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

مجسمه ابوالهول وقتی هنوز کاملا حفاری نشده بود، ۱۸۷۸

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

دهکده ای در سوئیس، ۱۹۰۰

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

کیک برای سربازانی که در انقلاب رومانی  با تروریست‌ها می‌جنگیدند، ۱۹۸۹

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

چه‌گوارا پشت فرمان یک خودروی آمریکایی در روز ازدواجش با همسر دومش آلیدا مارچ، هاوانا، ۱۹۵۹

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

تابلوی یک رستوران روسی، سال ۱۲۰۳ در نیویورک همه را به خاطر مرگ استالین مهمان کرده است، ۶ مارس ۱۹۵۳

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

محمد عالم خان، آخرین نوه چنگیز خان، ۱۹۱۱

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

والت دیزنی، میکی ماوس و گربه دیزنی، ۱۹۳۱

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

ملاقات هیتلر با پادشاه تایلند، ۱۹۳۴

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

زن فرانسوی در حال چای ریختن برای سرباز بریتانیایی که در نورماندی مبارزه می‌کند، ۱۹۴۴

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

مارک تواین در آزمایشگاه نیکولا تسلا، بهار ۱۸۹۴

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

گروهی از زنان دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن دی سی، ۱۹۲۴

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

سرباز نیوزیلندی در حال استراحت و پیپ کشیدن در بیابان‌های شمال آفریقا، مصر، ۱۹۴۲

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

استون هنج، ۱۸۹۷

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

تدفین قربانیان جنگ بوسنی، ۲۰۰۵

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

شتر لاما در تاکسی در نیویورک، ۱۹۵۷

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند

اولین نامزد‌های زن برای فضانوردی در ناسا، ۱۹۷۸

 

عکس‌های تاریخی که به موقع گرفته شدند


ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند


برترین‌ها-ترجمه از الهام مظفری: برخلاف آنچه شنیده اید، همه آمریکایی‌ها در خانه خود اسلحه ندارند. در واقع به ندرت افراد در خانه‌های خود سلاح نگه می‌دارند، مگر اینکه چاقوی آشپزخانه را سلاح حساب کنید. شاید برخی ابزار باغبانی هم اسلحه‌های قرون وسطایی به شمار بیایند، اما منظور ما این اشیای خانگی نیست. بیشتر افراد اگر در خانه خود به دنبال شیئی بگردند که بتوان با آن آدم کشت، به ندرت چیزی پیدا می‌کنند. اما این ماجرا‌ها ثابت می‌کنند که غیرمحتمل‌ترین اشیا هم می‌توانند کشنده باشد.

لیوان قهوه

وقتی صبح یک فنجان قهوه می‌خورید، دستانتان گرم می‌شود و شاید یک لبخند هم روی لبتان بنشیند. لیوانتان شاید یک طرح یا نوشته زیبا یا عکسی از شخصیت مورد علاقه تان هم داشته باشد. اما آخرین چیزی که به فکرتان می‌رسد استفاده از لیوان به جای اسلحه است. اما این دقیقا همان چیزی است که در سال ۲۰۰۶ در آفریقای جنوبی اتفاق افتاد.

 

درگیری بین یک خواهر و برادر به سرعت بالا گرفت و برادر که ظاهرا هیچ مشکلی با کتک زدن زنان نداشت، به صورت خواهرش مشت زد. زن ۲۰ ساله آنقدر عصبانی شد که لیوان قهوه کنارش را به سمت برادرش پرتاب کرد. او فقط می‌خواست تلافی کند اما ضربه آنقدر ضربه شدید بود که لیوان شکست و تکه‌های شکسته آن گلوی برادرش را برید. خون همه جا را گرفت و مرد جوان روی زمین افتاد. خواهر با اورژانس تماس گرفت اما قبل از رسیدن پزشکان برادرش مرد.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند

 


لامپ گدازه‌ای

بیشتر افراد لامپ‌های گدازه‌ای و خیره شدن به بالا و پایین رفتن حباب‌های رنگارنگ آن را دوست دارند. اما متاسفانه گاهی زیباترین چیز‌های زندگی هم می‌توانند خطرناک باشند. در سال ۲۰۰۴ مرد ۲۴ ساله‌ای به نام فیلیپ در واشنگتن لامپ گدازه‌ای خود را روی اجاق گازی گذاشت که هنوز داغ بود. گرمای اجاق گاز دمای مواد شیمیایی داخل لامپ را آنقدر بالا برد که منفجر شد.

 

خرده شیشه‌های شکسته به سمت او پرتاب شد و یکی از آن‌ها مستقیما قلبش را سوراخ کرد و چون فیلیپ تنها زندگی می‌کرد کسی نبود به او کمک کند. والدین فیلیپ بعد از مدتی که بی‌خبری به او سر زدند و جنازه اش را یافتند. دلیل اینکه چرا فیلیپ لامپ گدازه‌ای را روی گاز گذاشته هنوز مشخص نیست.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند


صندلی اداری

صندلی‌های اداری یک مخزن کوچک هوای فشرده زیر نشیمنگاهشان دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد بالا و پایین بروند. متاسفانه مخزن برخی از صندلی‌های تولید شده در چین نقص دارد. در سال ۲۰۰۹ یک پسر ۱۴ ساله به نام ژیائوگانگ در حالی که روی صندلی نشسته بود، ارتفاع آن را تنظیم می‌کرد که ناگهان منفجر شد. تکه‌های پلاستیک و فلز شکسته وارد بدن او شده و از خونریزی شدید درگذشت. این پسر تنها کسی نبود که دچار چنین حادثه‌ای شد. این صندلی‌ها به سرعت از بازار جمع شدند و فقط امیدواریم که آن‌ها را صادرات نکنند.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند

 


درخت کریسمس

درختان کریسمس واقعی بوی خوبی دارند و بسیاری از خانواده‌ها آن‌ها را به درختان مصنوعی ترجیح می‌دهند. اما بسیاری افراد نمی‌دانند که آن‌ها خشک می‌شوند و باید هرروز آبیاری شوند. نگهداری طولانی مدت آن‌ها در خانه خطر آتش سوزی در پی دارد.

 

در ژانویه ۲۰۱۵ چهار کودک برای تعطیلات به به عمارت زیبای پدربزرگ و مادربزرگ خود در مریلند رفته بودند. آن‌ها هنگام خواب چراغ‌های درخت را روشن گذاشتند. اوایل صبح روز بعد این درخت ۴.۶ متری سوخته و به طرز غم انگیزی هر شش نفر را کشته بود. درختان کریسمس به طور متوسط سالانه ۲۰۰ خانه را آتش می‌زنند و حداقل شش نفر از این حادثه می‌میرند.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند

 


کولر

کولر‌های پنجره‌ای می‌توانند ترسناک باشند مخصوصا وقتی در خیابان از زیر آن‌ها عبور می‌کنیم، چون احتمال سقوط این جعبه‌های فلزی سنگین زیاد است. در واقع سقوط یکی از این کولر‌ها در سال ۱۹۸۸ منجر به مرگ مرد ۳۷ ساله‌ای در نیویورک سیتی شد. تعمیرکاری که برای تعمیر این کولر آمده بود، پیچ‌های بالای آن‌ را بدون اینکه از شخص دیگری بخواهد کولر را در جای خود نگه دارد باز کرده بود. به همین دلیل کولر روی سر مرد بیچاره افتاد و او را کشت. این اتفاق به ندرت می‌افتد اما چند بار دیگر هم پیش آمد و به شخصی که زیر آن قرار داشت به شدت آسیب رساند.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند


تشک

هرکسی که از بچه‌ها مراقبت کرده باشد می‌داند که وقتی چند بچه در خانواده باشند نگهداری از آن‌ها چقدر سخت می‌شود. زوج پنسیلوانیایی صاحب سه فرزند بودند که یکی از آن‌ها هر شب از نرده‍‌های تخت بالا و بیرون می‌آمد. هرچند راه حل‌های بهتری برای این مشکل وجود داشت، اما آن‌ها تصمیم گرفتند یک تشک روی تخت بچه گذاشته و یک کیسه ۲۳ کیلویی نمک را هم روی آن بگذارند و سپس همه را با طناب ببندند. وقتی دوباره کودک سعی کرد با بالا رفتن از نرده‌های تخت از آن بیرون بیاید، گیر افتاد و خفه شد. والدین او تشک و کیسه نمک را پنهان کرده و بعد با اورژانس تماس گرفتند. اما پسر هشت ساله آن‌ها حقیقت را به ماموران گفت و به خاطر آدم کشی دستگیر شدند.
ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند

 


ریسمان پرده پنجره

 

حاقل روزی دو کودک در آمریکا به خاطر بازی با طناب پرده آسیب دیده و راهی اورژانس می‌شوند. کودکان سعی می‌کنند سر کوچکشان را از این طناب‌ها عبور دهند، که بعضی اوقات باعث خفگی آن‌ها می‌شود. مرگ معمولا در کودکان یک تا چهار سال اتفاق می‌افتد که بسیار کوچک و در مورد محیط اطرافشان کنجکاو هستند. آن‌ها ریسمان آویزان را می‌بینند و می‌خواهند با آن بازی کنند. حتی بدتر اینکه بیشتر مواقع والدین حتی صدای فرزندشان را هم نمی‌شنوند، زیرا اغلب طناب راه تنفسی آن‌ها را می‌بندد و صدا کردن را غیرممکن می‌کند. این یکی از دردسرهای غم انگیزی است که هرگز به فکر والدین نمی‌رسد اما کاملا قابل پیشگیری است.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند


چمن زن

ماشین چمن زنی یکی از ابزار‌هایی است که مردانی که زمین‌های بزرگ دارند در پی خرید آن هستند. درست است که استفاده از ماشین چمن زنی خیلی راحت است، اما والدین باید هنگام خرید آن بیشتر فکر کنند، چون سالانه حدود ۸۰۰ کودک در آمریکا دچار سانحه با ماشین چمن زنی شده و از این تعداد، ۶۰۰ کودک دچار قطع عضو می‌شوند.

 

به طور مثال در سال ۲۰۱۷، یک پدر آلابامایی مشغول چمن زنی بود که بدون توجه به اطراف به سمت عقب حرکت و با دختر سه ساله اش برخورد کرد. او دخترش را به بیمارستان بود، اما دیر شده و دخترک جان خود را از دست داده بود. البته فقط بچه‌ها نیستند که آسیب می‌بینند. بزرگسالان زیادی هم دچار سوختگی شدید در اثر تماس با موتور یا حتی قطع عضو می‌شوند.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند

 

 

تلویزیون

با گذشت زمان تلویزیون‌ها نازک‌تر و سبک‌تر می‌شوند. این اتفاق مزایای زیادی دارد اما اگر به دیوار نصب نشود، بچه‌ها به راحتی می‌توانند آن را کشیده و آسیب ببینند. در واقع هر ۳۰ دقیقه در آمریکا، یک کودک در اثر آسیب‌های ناشی از سقوط تلویزیون راهی بیمارستان می‌شود. بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ در مجموع ۲۱۵ کودک از سقوط تلویزیون جان خود را از دست داده اند. بیشتر این کودکان زیر ۵ سال بودند.

 

ماجرا‌های واقعی افرادی که با اشیای خانگی کشته شدند


حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند


برترین‌ها: از آغاز اهلی شدن حیوانات، انسان‌ها با آن‌ها در مزارع و خانه‌هایشان زندگی و آن‌ها را از سکونت‌گاه‌های طبیعی‌شان خارج کرده اند. در جامعه مدرن این یک امر پذیرفته شده است که حیوانات براساس غریزه خود عمل می‌کنند و اگر اشتباهی می‌کنند گناهی ندارند. حیوانات تنها در صورتی کشته می‌شوند که تهدیدی برای امنیت و سلامت باشند. کشتن حیوانات مزاحم و آفات نیز امری عادی به شمار می‌رود. اما قوانین مربوط به سوء رفتار حیوانات همیشه به همین سادگی نبوده است. در گذشته در برخی موارد، حیوانات هم مثل انسان محاکمه می‌شدند. حتی حیوانات مجرم را محکوم به مرگ می‌کردند.

فیلی به نام ماری

 

در سال ۱۹۱۶ سیرک اسپارکس در شهر کوچکی در تنسی نمایش اجرا می‌کرد. فیل ماده سیرک، ماری، مربی جدید خود که مرد لاغراندامی به نام الدریج بود را پشت خود حمل می‌کرد. الدریج اولین روز مربیگری خود را می‌گذراند و هیچ تجربه‌ای در آموزش حیوانات نداشت. وقتی چند هندوانه روی زمین حواس ماری را پرت کرد، الدریج با یک قلاب فلزی او را کتک زد تا ماری را مجبور به اطاعت کند. این ضربه دردناک بود و آنقدر ماری را عصبانی کرد که گردن الدریج را با خرطوم گرفت و او را به زمین کوبید و در مقابل جمعیت روی سر او پا گذاشت. حضار فریاد می‌کشیدند: «فیل را بکشید!» حتی یکی از آن‌ها با تپانچه خود به ماری شلیک کرد، اما گلوله‌ها نتوانستند از پوست ضخیم ماری عبور کنند. سیرک اسپارکس می‌دانست که اگر با این مساله برخورد نکند، ورشکست می‌شود؛ بنابراین صاحب سیرک تصمیم گرفت برای اعدام عمومی ماری تبلیغات کند. جمعیت زیادی برای تماشای اعدام او جمع شدند. آن‌ها یک جرثقیل آوردند و ماری را اعدام کردند.
حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


خروس بازل

در سال ۱۴۷۴ خروسی در بازل، سوئیس تخم گذاشت. این عمل از نظر فیزیکی غیرممکن بود، اما واقعا اتفاق افتاد. اگر چنین پدیده‌ای امروزه اتفاق می‌افتاد توجه دانشمندان زیادی را به خود جلب می‌کرد. اما در قرن پانزدهم این عمل را شیطانی نامیدند و خروس به خاطر جرمش علیه طبیعت محاکمه و زنده زنده سوزانده شد. جلاد سه تخم دیگر در بدن این خروس پیدا کرد. در آن زمان اعتقاد بر این بود که اگر خروس تخم بگذارد، دورگه شیطان و مرغ است. برخی هم عقیده داشتند که جادوگران از این تخم‌ها استفاده می‌کنند. نظریه پردازان امروزی معتقدند که شاید این خروس در واقع مرغ بوده که آن را با خروس اشتباه گرفته اند، چون دیگر هرگز چنین اتفاقی نیفتاد.
حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


لاکپشت آیداهو

در مارس ۲۰۱۸، یک معلم علوم در دبیرستان آیداهو به نام رابرت کروسلند ذهن واقعا منزجر کننده‌ای داشت. او برای تدریس جانوران همه چیزخوار، توله سگ بیچاره‌ای را به یک لاکپشت بزرگ داد تا بخورد. دانش آموزانی که شاهد این ماجرا بودند گفتند که لاکپشت توله سگ را گاز گرفته و همه دانش آموزان کلاس جیغ و فریاد می‌کردند و از معلم خود می‌خواستند مانع این کار شود. دانش آموزان ادعا کردند که معلمشان خوکچه‌ هندی و سایر حیوانات کوچک را هم به این لاکپشت می‌داده است. بررسی‌ها پیرامون‌ این اعمال ظالمانه آغاز شد. مسئولین لاکپشت را زندانی کرده و تصمیم گرفتند او را از بین ببرند. بعد از انتشار این خبر، مدرسه تهدید‌هایی از دوستداران سگ دریافت کرد. بسیاری از والدین هم خواستار اخراج این معلم شدند.
حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


سگی به نام دورمی

سانفرانسسیکو در سال ۱۹۲۱ بسیار متفاوت با امروز بود. صاحبان حیوانات خانگی به راحتی گربه‌ها و سگ هایشان را بیرون رها می‌کردند. یک سگ نژاد آیردل تریر به نام دورمی به خاطر کشتن و خوردن گربه‌های شهر دستگیر شد. یکی از وحشتناک‌ترین موارد، گربه مادری بود که در حیاط خانه نشسته و به بچه هایش غذا می‌داد. دورمی وحشیانه او و تعدادی از بچه هایش را کشت. دورمی در مجموع ۱۴ گربه شهر را کشته بود. در آن زمان قانون صاحبان سگ‌های وحشی را موظف کرده بود که بلافاصله بعد از حمله آن‌ها را بکشند. اما صاحب دورمی از این قانون امتناع کرد؛ بنابراین دورمی به خاطر جنایاتش محاکمه قانونی شد. در پایان دورمی آزاد شد و قاضی تصمیم گرفت قانون اعدام اجباری سگ‌ها را حذف کنند و در عوض گربه‌ها داخل خانه بمانند.

 

حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


مادر و بچه‌ها

در سال ۱۴۵۷ کودکی در نزدیکی آغلی در فرانسه مشغول بازی که یک خوک مادر بزرگ و شش بچه خوک در آن زندگی می‌کردند. متاسفانه کودک در حالی که سعی می‌کرد با بچه خوک‌ها ارتباط برقرار کنند داخل آغل افتاد و خوک‌های گرسنه او را با ناهارشان اشتباه گرفتند. می‌توانید تصور کنید که والدین این کودک چه عذابی کشیدند وقتی فرزندشان را تکه و پاره در میان حیوانات گرسنه مزرعه شان پیدا کردند. در آن زمان طبق قانون فرانسه حیوانات باید قبل از اینکه به خاطر جرمشان کشته شوند، محاکمه می‌شدند. خوک‌ها هم به خاطر این قتل محاکمه شدند. دادگاه خوک مادر را محکوم به مرگ کرد، اما بچه خوک‌ها را بخشید، چون آن‌ها فقط از رفتار مادرشان تقلید می‌کنند.
حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


میمون هارتلپول

در جنگ‌های ناپلئونی، یک کشتی فرانسوی در ساحل انگلستان، در روستایی به نام هارتلپول غرق شد. وقتی مردم محلی برای بررسی کشتی رفتند، یک میمون از آن بیرون پرید. انگلیسی‌ها داستان‌های وحشتناکی درباره فرانسوی‌ها شنیده بودند؛ بنابراین وقتی این میمون پشمالوی کوچک را دیدند، فکر کردند همان دشمنی است که درباره آن شنیده اند. آن‌ها فکر می‌کردند این میمون جاسوس است و باید آن را اعدام کنند.

حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


گاو‌ها

رابطه گاو‌ها و انسان‌ها به زمان‌های بسیار دور بازمی‌گردد. مسابقات مشهور گاوبازی انسان‌های زیادی را در موقعیت مرگ و زندگی قرار داده است. حتی در دوران مدرن هم انسان‌ها هنوز با گاوها مبارزه می‌کنند. مدارک قانونی از سال ۱۴۹۹ وجود دارد که گاوی در یک روستای فرانسوی یک پسر ۱۴ ساله را کشت و دادگاه محلی گاو را محکوم به اعدام کرد. اسناد تاریخی دیگری نشان می‌دهد که در سال ۱۷۹۶ طاعون در میان گاو‌های یک روستای آلمانی شایع شد. دامپزشک محلی گاو‌های مرده را معاینه کرد و به گاو نری رسید که با تمام گاو‌های ماده جفت گیری کرده و بیماری خود را به آن‌ها انتقال داده بود. این گاو هم محکوم به اعدام در ملا عام شد.

حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 

 

موش‌ها

امروزه کشتن موش‌ها و موجودات مزاحمی که به محصولات و دارایی‌های شخصی آسیب و خسارت می‌رسانند، کاملا طبیعی است. اما در سال ۱۵۱۹ شهروندان شهر اتریشی استلویو در دادگاه جمع شدند تا تصمیم بگیرند با حیواناتی که محصولاتشان را می‌خورند یا در زمین‌ها نقب می‌زنند و حاصلخیزی خاک را از بین می‌برند چه کنند. برخی افراد کشتن این حیوانات را ظالمانه می‌دانستند، به خصوص حیواناتی که باردار هستند یا برای بچه هایشان غذا می‌برند. مردی به نام هانس گرینبنر مسئول دفاع قانونی از این حیوانات بود. او معتقد بود رفتار این حیوانات بخشی از طبیعت است و مردم شهر باید با آن کنار بیایند. اما وکیل دادستان می‌گفت: این حیوانات آنقدر به محصولات آسیب رسانده اند که برخی شهروندان به زحمت می‌توانند اجاره زمینشان را پرداخت کنند. در نهایت قاضی تصمیم گرفت که شهروندان می‌توانند حیواناتی را که به آن‌ها خسارت مالی زده‌اند را بکشند.
حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند

 


در را باز نگذارید

در سال ۱۴۹۴ زوجی در مزرعه‌ای متعلق به کلیسا در فرانسه زندگی می‌کردند. باتوجه به اینکه خانه آن‌ها با راهبان مشترک بود در روز‌های گرم با خیال راحت در را باز می‌گذاشتند. مرد باید به دام‌ها غذا می‌داد، همسرش به کار‌های خانه می‌رسید و فرزندشان هم در گهواره‌اش خوابیده بود که گرازی وارد خانه شد و به دنبال چیزی برای خوردن می‌گشت که به نوزاد رسید. خوک شروع به خوردن صورت و گردن کودک کرد. والدین و سایر ساکنان خانه شاهد این صحنه خون آلود و وحشتناک بودند. گراز دستگیر و زندانی و سپس در ملا عام اعدام شد.

 

حیواناتی که به خاطر جرمشان محکوم به مرگ شدند


قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند


برترین‌ها – ترجمه از الهام مظفری: قاتل سریالی را دستگیر کردند، سپس اجازه دادند برود و باز هم آدم بکشد! این فقط موضوع فیلم‌ها یا داستان‌های جنایی نیست، در زندگی واقعی هم چنین اتفاقاتی می‌افتد. گاهی مسئولین واقعا نمی‌دانند او کیست، گاهی هم شواهد کافی در دست ندارند تا قاتل را نگه دارند. وحشتناک است اما کسانی که از ما محافظت می‌کنند هم می‌توانند اشتباه کنند. علیرغم تلاش و تعهدی که مجریان قانون به ویژه کارآگاهان قتل، در پیدا کردن قاتل و اجرای عدالت دارند برخی از بدترین قاتلان می توانند آنقدر زرنگ باشند که ناشناس بمانند و سال ها به راحتی از دست قانون فرار کنند. در این جا به مواردی اشاره می‌کنیم که پلیس قاتل را دستگیر کرده و اجازه داده دوباره آزاد شود و آدم بکشد.

آرتور شوکراس (Arthur Shawcross)


آرتور شوکراس قاتل سریالی اواخر دهه ۷۰ و هم چنین اواخر دهه ۸۰ بود. او در دسامبر ۱۹۹۰ ده نفر را کشت. جنایات وحشتناک شوکراس در دو بازه زمانی مختلف اتفاق افتاد، اولی قتل دو کودک: جک بلیک ۱۰ ساله و کارن آن هیل ۸ ساله که به جسد هر دو تجاوز کرده بود. شوکراس در سال ۱۹۷۲ به قتل آن‌ها اعتراف کرد و محکومیت ۲۵ ساله اش آغاز شد. او تا ۵۷ سالگی آزاد نشد.

او پس از ۱۵ سال در سال ۱۹۸۷ با عفو مشروط آزاد شد و دوباره قتل را آغاز کرد. او بعد از دو سال ضرب و شتم، قطع عضو و قتل که جان ۱۱ نفر را گرفت، سرانجام توسط هلیکوپتر پلیس در نزدیکی یکی از اجسادش دستگیر و سپس به حبس ابد محکوم شد. او در سال ۲۰۰۸ در زندان مرد.

 

قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند

 


هنری لی لوکاس (Henry Lee Lucas)


هنری لی لوکاس یکی از عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین قاتلان سریالی است. او و همدستش «اوتیس تول» به صد‌ها قتل، تجاوز، قطع عضو و آدمخواری اعتراف کردند. لوکاس در دوران قتل‌های ۲۳ ساله خود، بعد از دستگیری در دو موقعیت جداگانه آزاد شد. او در سال ۱۹۶۰ مادرش را کشت و محکوم به ۲۰ تا ۴۰ سال زندان شد، اما پس از ۱۰ سال در ۱۹۷۰ آزاد شد.

او تقریبا بلافاصله پس از آزادی دوباره دستگیر شد، این بار برای آزار دختران نوجوان در سال ۱۹۷۱. این بار او تعهد داد و در سال ۱۹۷۵ آزاد شد. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ قتل‌های زیادی انجام داد که تعدادشان مشخص نیست. او اعتراف کرد بیش از ۳۵۰ نفر را کشته است. هرچند فقط سه مورد از جمله قتل مادرش تایید شد. از تعداد مقتولین که بگذریم، حقیقت این است که لوکاس دوبار آزاد شده و به جنایات خود ادامه داده است.

 

قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند

 

 

جان کریستی (John Christie)

جان کریستی قاتل زنجیره‌ای بریتانیایی دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بوده که حداقل شش زن را کشته است. کریستی وانمود می‌کرد که اطلاعاتی درباره سقط جنین یا برخی روش‌های پزشکی دارد تا قربانیانش را فریب دهد و پس از بیهوش کردن به آن‌ها تجاوز کرده و به فتل برساند. کریستی کاملا بی عاطفه بود و برای رسیدن به تمایلات خودخواهانه خود به هرکسی خیانت می‌کرد و همسرش «اتی کریستی» را هم که بیش از یک دهه همدست او بود به قتل رساند.

در سال ۱۹۴۹، کمتر از یک سال بود که زوجی به نام تیموتی و بریل ایوانز به مجتمع آپارتمانی آن‌ها نقل مکان کرده بودند که بریل و نوزادش گم شدند و تحقیقات آغاز شد. جان کریستی به این زوج قول داده بود که بریل را جراحی کند، اما در نهایت هر دوی آن‌ها مرده پیدا شدند. هر دو خفه شده بودند.

تاثیرکریستی به عنوان یک مرد محترم آنقدر زیاد بود که حتی بعد از قتل بریل و دخترش، تیموتی ایوانز به تصادفی بودن مرگ هردوی آن‌ها اعتراف کرد. او بعد‌ها نظر خود را اصلاح کرد و گفت: کریستی به طور اتفاقی آن‌ها را در یک عمل جراحی اشتبا‌ها کشته است و او را به پلیس معرفی کرد. اما پلیس شهادت او را رد کرد و اعتقاد داشت خود ایوانز قاتل واقعی است. جان کریستی علیه ایوانز شهادت داد. ایوانز هم به دلیل جرمی که مرتکب نشده بود در مارس ۱۹۵۰ به دار آویخته می شد. تحقیقات بیشتر نشان داد که کریستی قاتل بوده و در این سال‌ها قتل‌های دیگری هم مرتکب شده است. کریستی چهار نفر دیگر را کشته بود و محکوم به مرگ شد و در سال ۱۹۵۳ به دار آویخته شد.
قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند 

 


تد باندی


تد باندی قاتل سریالی آمریکایی در نهایت به قتل حداقل ۳۶ زن اعتراف کرد، هرچند تعداد واقعی قتل‌های او ممکن است بیش از ۱۰۰ نفر باشد. قتل‌های او در هفت دوره مختلف بین سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸ اتفاق افتاده است. او در نهایت در فلوریدا دستگیر شد. باندی از واشنگتن و با کشتن دو زن در یک روز تابستانی و در یک پارک عمومی با صد‌ها شاهد شروع کرد، او زن‌ها را فریب داد، به یک جای خلوت کشاند و به قتل رساند. بعد از این قتل‌ها تحقیقات پلیس آغاز شد و پس از بازجویی شاهدان صحنه جرم فهمید باید به دنبال مردی به نام «تد» با یک فولکس واگن بیتل قهوه‌ای باشد. اما تد باندی به یوتا رفته بود تا در دانشکده حقوق تحصیل کند.

در این مدت، باندی با الیزابت کلاپفر رابطه داشت، کسی که متوجه رفتار عجیب او شده بود و بین باندی و «تد» (مردی که پلیس به دنبالش بود)، ارتباط یافت. الیزابت در بازه زمانی قتل‌ها سه بار به پلیس درباره شباهت‌های باندی با مردی که به دنبالش هستند گزارش داد مانند داشتن عصایی که قربانیان بی گناه خود را با آن فریب می‌داده و از آن‌ها تقاضای کمک می‌کرده است. در آن زمان پلیس صد‌ها راهنمایی درباره تد دریافت کرده بود که رسیدگی به همه آن‌ها با تکنولوژی دهه ۱۹۷۰ امکانپذیر نبود و باندی آزاد ماند و به قتل‌های خود ادامه داد.

قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند

 

اد کمپر


وقتی نوبت قاتلان سریالی جسور و بی باک می‌شود اد کمپر با همه رقابت می‌کند. او قاتل زنجیره‌ای بی رحم دهه ۱۹۷۰ بود که برایش هیچ چیزی اهمیت نداشت. قتل‌های او در سال ۱۹۷۳ با کشتن مادرش به پایان رسید و خودش را به پلیس معرفی کرد.

او زنان را در ماشین خود حبس می‌کرد، سرشان را جدا می‌کرد و جسدشان را چند روز در آپارتمانش نگه می‌داشت. او پدربزرگ و مادربزرگش را هم به قتل رساند و در سال ۱۹۶۴ به بیمارستان روانی فرستاده شد، اما بعد از ۵ سال در سال ۱۹۶۹ آزاد شد و نزد مادرش برگشت. از اینجا بود که قتل دانشجویان دختر را شروع کرد، آن‌ها را می‌کشت سرشان را می‌برید و به جسدشان تجاوز می‌کرد.
قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند 

 


گری ریجوی


شاید وحشتناک‌ترین قاتل سریالی این مطلب گری ریجوی باشد که به او لقب قاتل رودخانه سبز را داده اند. او حدود ۲۰ سال به طور ناشناس مرتکب قتل می‌شد و از این جهت یکی از طولانی‌ترین بازه‌های زمانی قتل را داشته است. او از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۸ (یا ۲۰۰۱) مرتکب قتل می‌شده است.

 

گری با استفاده از تکنولوژی DNA که مثل امروز پیشرفته نبود توسط پلیس شناسایی شد. اما شواهد کافی برای دستگیری او وجود نداشت و پلیس مجبور شد او را آزاد کند. ریجوی توانست در بازجویی‌ها آرامش خود و زندگی ظاهرا عادی خود را حفظ و پلیس را گمراه کند. او به قتل‌های خود ادامه داد تا اینکه در نهایت به ۴۹ مورد قتل محکوم شد و به بیش از ۷۰ قتل اعتراف کرد. تصور می‌شود او بیش از ۹۰ نفر را کشته باشد.
قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند 

 


تد باندی (دوباره)

 

توانایی غیر طبیعی باندی برای فرار از پلیس باعث شد نام او بار دیگر در این لیست قرار گیرد. همان طور که تحقیقات پیش می‌رفت و شمار اجساد بیشتر می‌شد، باندی به یوتا رفت تا در دانشکده حقوق تحصیل کند. پس از ورود او زنان گم می‌شدند. ناپدید شدن زنان در ایالت‌های اطراف مثل آیداهو و کلرادو هم اتفاق می‌افتد که بعد‌ها مشخص شد کار یک دیوانه است.

در سال ۱۹۷۵ پلیس در فولکس واگن بیتل باندی ابزار قتل و تجاوز کشف کرد و توانست بین باندی و تدی که مدت‌ها به دنبالش بودند ارتباط پیدا کند. تد باندی به جرم ربودن یک زن به ۱۵ سال زندان محکوم شد. هرچند پلیس ابزار تجاوز موجود در ماشین او را با زنان گمشده مرتبط می‌دانست. باندی در حالیکه محکومیت آدم ربایی خود را می‌گذراند پلیس مطمئن شد که قاتل نیز هست. او در دادگاه از خودش دفاع کرد، و از آنجا که یک دانشجوی حقوق جذاب و آراسته و خوش صحبت بود می‌خواست وکالتش را خودش بر عهده بگیرد. هیچکس نخواهد فهمید این فرار حساب شده یا اتفاقی بوده در هر صورت باندی بالای پله‌های کتابخانه حقوق بود که فرصت فرار را پیدا رد. او مدت کوتاهی برای تحقیق درباره مسائل حقوقی برای دفاع از خودش تنها گذاشته شد که پنجره طبقه دوم را باز کرد،به خیابان پرید و فرار کرد. از این لحظه بود که پلیس FBI تعقیب سراسری خود را آغاز کرد و ۱۰۰ هزار دلار جایزه برای دستگیری او تعیین کرد. اما این پایان ماجرا نبود.

 

قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند 

 


آندره چیکاتیلو


آندره چیکاتیلو یا قصاب روستوف یک قاتل سریالی اوکراینی بود که به بیش از ۵۰ نفر تجاوز کرد و آن‌ها را به قتل رساند. او به ۵۲ قتل محکوم شد اگرچه ادعا می‌کرد بیش از ۵۶ نفر را کشته و در سال ۱۹۹۴ به اعدام با گلوله از پشت سر محکوم شد. او سال‌ها با اضطراب، خجالت وحشتناک و ناتوانی جنسی دست و پنجه نرم می‌کرد حتی بعد از اینکه ازدواج کرد.

قصاب روستوف در ایستگاه‌های قطار و سایر مکان‌های عمومی نزدیک جنگل یا مناطق برنامه ریزی شده قربانیان زیبا و جوان خود را فریب می‌داد و آن‌ها را به دام قتل می‌کشاند. آندره اولین قتل خود را در دسامبر ۱۹۷۸ انجام داد و طی آن دختر جوانی را خفه کرد، با چاقو ضربه زد و به او تجاوز کرد. پلیس شواهد زیادی داشت از جمله خون اینکه خون دختر را روی برف‌های بیرون خانه چیکاتیلو پیدا کرد و حتی شاهدی که او را با قربانی در روز قتل دیده بود. اما در نهایت مرد دیگری به نام الکساندر کراوچنکو دستگیر و در سال ۱۹۸۴ اعدام شد.

این اولین بار نبود که چیکاتیلو توانست از دست پلیس فرار کند. در سال ۱۹۸۴ بعد از تقریبا یک دهه قتل در ایستگاه‌های قطار، چیکاتیلو در ایستگاه قطار دستگیر شد در حالی که یک چاقوی بزرگ و لوازم تجاوز را به همراه داشت، پلیس خون او را آزمایش کرد، اما یک اشتباه به خاطر امکانات محدود آزمایش در آن زمان منجر شد خون چیکاتیلو با خون پیدا شده در صحنه‌های قتل تطابق نداشته باشد. پلیس شواهد کافی نداشت بنابراین چاره‌ای نداشت که او را آزاد کند. او شش سال دیگر هم به قتل‌های زنجیره‌ای خود ادامه داد.
قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند 

 


جفری دامر


حتی جفری دامر آدمخوار معروف هم یک بار توسط پلیس دستگیر و آزاد شده است. دامر بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۱ هفده مرد را کشت. او به قربانیان خود تجاوز می‌کرد و جنازه آن‌ها را می‌خورد. علاوه بر این از جسد‌ها عکس می‌گرفت و سر آن‌ها را سوراخ می‌کرد تا زامبی‌های زنده ایجاد کند.

جفری دامر تا شب ۲۷ مه ۱۹۹۱ جان چند مرد را گرفته بود. پلیس تماسی درباره یک پسر برهنه آسیایی دریافت کرد که بی هدف در خیابان‌ها سرگردان بوده است. دامر به پسر دارو خورانده و سعی داشت او را به قتل برساند، اما در عوض خوابیده و پسر در خیابان سرگردان شده است. پلیس به محض رسیدن به صحنه تحقیق و بازجویی از شاهدان را آغاز کرد، و دامر پلیس را متقاعد کرد که قربانی ۱۴ ساله درواقع دوست ۱۹ ساله اوست که بیش از حد الکل خورده است. علیرغم اعتراض شاهدان پلیس به دامر و قربانیش اجازه داد بروند. پسر بعدا کشته و نقص عضو شد.

 

قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند 

 

 

تد باندی


گفتیم که باندی از پنجره طبقه دوم کتابخانه پایین پرید و فرار کرد. او آزاد شد تا دوباره به قتل‌های خود ادامه دهد هرچند آزادی جدید او زیاد طول نکشید و شش روز بعد در کلرادو دستگیر شد. اما باز هم پایان ماجرا نبود. در شب سال نو، پس از مدتی زندانی بودن، تد راه فراری از سقف ایجاد کرد به دفتر اصلی زندانبان رسید، کلید‌ها را برداشت و از زندان فرار کرد. او درست از در اصلی فرار کرد.

 

 قاتلان سریالی بی رحمی که آزاد شدند


زنانی که مرد شدند!


برترین‌ها: در کوه‌های دورافتاده آلبانی شمالی روستاهایی وجود دارد که در آن زنان مثل مردان زندگی و کار می‌کنند. موهای آن‌ها کوتاه است، شلوار مردانه می‌پوشند و نام‌های مردانه دارند. آن‌ها بین مرد‌ها سیگار می‌کشند، با خودشان اسلحه حمل می‌کنند و شغل‌های مردانه مثل چوپان و راننده کامیون دارند. اما آن‌ها دوجنسه یا مبدل پوش نیستند. بلکه زنانی هستند که زندگی مردانه را در پیش گرفته اند نه به خاطر اینکه جنسیت خود را بیان کنند بلکه برای اینکه از سیستم مرد سالاری ظالمانه فرار کنند.

 

زنانی که مرد شدند! 

اما چنین امتیازی هزینه هایی هم دارد. این زنان باید قسم بخورند که تا آخر عمر مجرد بمانند. در تاریخ مدرن، زنان کوه‌های دورافتاده شمال آلبانی، مثل هرجای دیگری حقوق بسیار کمی داشتند. آن‌ها نمی‌توانستند رای دهند، بسیاری از شغل‌ها را داشته باشند، زمین بخرند یا وارد بسیاری از موسسات شوند. به آن‌ها ارث نمی‌رسید، نمی‌توانستند کار کنند و در آمد داشته باشند، ساعت داشته باشند یا با صدای بلند حرف بزنند. این قوانین باستانی و آداب و رسوم اجتماعی پنج قرن است که در این منطقه از آلبانی وجود دارد. طبق این قواعد زنان اموال شوهرانشان محسوب
می‌شوند. ازدواج آن‌ها هنگام تولد یا در اوایل کودکی تعیین و تثبیت می‌شود.
هنگامی که زنی واجد شرایط ازدواج می‌شود از خانه والدینش به خانه شوهر
رفته و مراقبت از شوهر و بچه‌ها و خانه داری تنها وظیفه او می‌شود.

 

زنانی که مرد شدند! 

 
وقتی بزرگ یک خانواده می‌میرد و هیچ مرد وارثی وجود ندارد، زن مجرد خانواده می‌تواند نقش مرد را به عهده بگیرد و بزرگ خانواده شود. او در مقابل دوازده نفر از روستاییان یا بزرگان قبیله قسم می‌خورد مجرد بماند و نمی‌تواند هرگز زیر قولش بزند و از آن زمان است که مرد می‌شود.‌ می‌تواند شلوار بپوشد، ملک داشته باشد، شغل مردانه داشته باشد و همه حقوق و مزایای مردان را داشته باشد.

 

زنانی که مرد شدند! 

 

طی سال‌ها زنان به دلایل مختلفی این عهد را بسته اند. برخی از آن‌ها برای اجتناب از ازدواج از پیش تعیین شده بدون رسوا کردن خانواده داماد منتخب و برخی دیگر برای اعلام اعتراض و استقلال این کار را می‌کنند. هرچند این زنان ممکن است هرگز لذت زنانگی را تجربه نکنند و تمام عمرشان بدون همسر و بچه باشند، اما آزادی که به دست می‌آورند برای آن‌ها ارزشش بیشتر است.

 

زنانی که مرد شدند! 

در چند دهه گذشته آلبانی پیشرفت قابل توجهی در زمینه حقوق زنان داشته، اما هنوز مدرنیته به بسیاری مناطق دورافتاده شمال کشور نرسیده است. عکاس آمریکایی «جیل پیترز» به این منطقه سفر کرده تا از زنانی که مرد شدند عکاسی کند. به نظر می‌رسد تنها صد نفر یا کمتر از چنین زنانی باقی مانده باشد. هرچه مدرنیته بیشتر وارد این مناطق روستایی می‌شود، این رسم هم منسوخ می‌شود.

 

زنانی که مرد شدند!