Tag Archives: زنده

پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند


برترین‌ها-ترجمه از الهام مظفری: حیوانات فوق‌العاده پیری روی سیاره ما زندگی می‌کنند که صد‌ها یا حتی هزاران سال سن دارند. هر چند معمولا  تخمین سن حیوانات وحشی دشوار است، اما دانشمندان روش‌هایی را برای محاسبه آن ابداع کرده اند. در این مطلب با پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند آشنا و از شنیدن سن آن‌ها شگفت زده می‌‌شوید.

طوطی به نام چارلی

چارلی متولد ۱۸۹۹ است یعنی ۱۱۹ سال سن دارد! مالکش «پیتر اورام»، چارلی را در سال ۱۹۶۵ برای فروشگاه حیوانات خانگیش خرید اما بعد او را به خانه برد، چون این پرنده عاشق فحش و توهین‌های ضد نازی بود. گفته می‌شود چارلی این دشنام‌های ضد نازی را در خانه نخست وزیر بریتانیا، وینستون چرچیل یاد گرفته است که در سال ۱۹۳۷ او را خریده است. دختر چرچیل انکار می‌کند که پدرش مالک این طوطی بوده است. او می‌گوید عکس‌ها و اسناد پدرش را گشته و هیچ چیزی درباره چارلی پیدا نکرده است. او تایید کرد که پدرش در دهه ۱۹۳۰ یک طوطی داشته، اما آن یک طوطی خاکستری آفریقایی بوده است. برخی می‌گویند به خاطر رفتار و حرف‌های زننده طوطی این خانواده مالکیت آن را انکار می‌کنند.
پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


اسفنج دریایی به اندازه یک مینی ون

یک اسفنج دریایی با ۳.۷ متر عرض و ۲.۱ متر طول، بزرگترین اسفنج دریایی است که تاکنون ثبت شده است. این اسفنج ۲۱۰۰ متر زیر آب بین هاوایی و میدوی آتول کشف شده است. محققان نتوانستند سن دقیق آن را تعیین کنند، اما اندازه خارق العاده آن نشان می‌دهد که هزاران سال عمر دارد. اسفنج‌های کوچکتر در آب‌های کم عمق مشابه ۲۳۰۰ سال عمر داشته اند؛ بنابراین این اسفنج اگر پیرتر از آن‌ها نباشد جوان‌تر نیست. حتی برخی دانشمندان آن را پیرترین حیوان زنده دنیا می‌دانند.

پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


خرچنگی به نام جورج

جورج که در سال ۲۰۰۹، ۱۴۰ سال داشت، عنوان پیرترین خرچنگی که تا به حال پیدا شده را کسب کرد. او در نیوفاوندلند در کانادا صید و به رستوران غذا‌های دریایی در نیویورک سیتی فروخته شد. در آنجا جورج را در یک آکواریوم قرار دادند و بچه‌ها با او عکس می‌گرفتند. تا اینکه ۱۰ روز بعد او را به اقیانوس اطلس بازگرداندند. سن جورج را بر اساس وزنش تخمین زدند. رقیب جورج برای عنوان پیرترین خرچنگ، لویی ۱۳۲ ساله است که ۲۰ سال از عمرش را در آکواریومی در رستوران نیویورک گذرانده و سپس به دریا بازگردانده شده است. مالک رستوران پیشنهادهای زیادی را برای خوردن لویی رد کرد. حتی یکی از مشتریان حاضر بود ۱۰۰۰ دلار بابت آن برای روز پدر بپردازد.

 

پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


کوسه گرینلند

یک کوسه ماده در گرینلند لقب پیرترین جانور مهره دار جهان را دارد. او بین سال ۱۵۰۱ و ۱۷۴۴ به دنیا آمده بنابراین بین ۲۷۴ تا ۵۱۷ سال سن دارد. حتی اگر ۲۷۴ ساله هم باشد باز هم پیرترین مهره دار زنده جهان است. قبل از کشف او، پیرترین مهره دار زنده یک نهنگ ۲۱۱ ساله بود. دانشمندان همیشه می‌دانستند که کوسه‌های گرینلند عمر طولانی دارند، اما نمی‌توانستند بگویند چقدر طولانی. این کوسه‌ها هر سال یک سانتیمتر رشد می‌کنند و در ۱۵۰ سالگی به بلوغ جنسی می‌رسند و طول آن‌ها به ۵ متر می‌رسد. برای محاسبه میانگین سن کوسه‌های گرینلند، دانشمندان از روشی استفاده کردند که سن عدسی چشم هر حیوان را تعیین می‌کند. آن‌ها این روش را روی ۲۸ کوسه انجام دادند که این کوسه ماده هم جزء آن‌ها بود.
پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


تمساحی به نام موجا

پیرترین تمساح آمریکایی در یک باغ وحش در صربستان قرار دارد. نام او موجا است و حداقل ۸۰ ساله است. او در سال ۱۹۳۷، دو سال قبل از جنگ جهانی دوم از آلمان به بلگراد آورده شد. موجا سه بمباران و بحران بالکان دهه ۱۹۹۰ را پشت سر گذاشته است. دو بمباران اول در جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۱ و ۱۹۴۴ اتفاق افتاد و همه حیوانات باغ وحش به جز موجا را کشت. موجا بیشتر عمرش را در سلامت کامل بوده است، اما در سال ۲۰۱۲ قانقاریا گرفت و پای راست جلویی او قطع شد. قبل از موجا پیرترین تمساح جهان کابولیتیس بود که در باغ وحش ریگا در لتونی در سال ۲۰۰۷ و در سن ۷۵ سالگی درگذشت.
پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


لاکپشتی به نام جاناتان

جاناتان در سال ۱۸۳۲ به دنیا آمده که یعنی ۱۸۶ سال سن دارد! این درحالیست که میانگین سن لاکپشت‌ها ۱۵۰ سال است. جاناتان در جزیره سنت هلن در اقیانوس اطلس جنوبی زندگی می‌کند. او در سال ۱۸۸۲ به این جزیره آورده شده و حتی عکسی از او در سال ۱۹۰۲ گرفته شده است. او در سکونتگاه رسمی فرماندار سنت هلن با پنج لاکپشت دیگر زندگی می‌کند.

 

پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 

 

فیلی به نام داکشایانی

یک فیل آسیایی به نام لین وانگ رکورددار فعلی گینس به عنوان پیرترین فیلی است که تا کنون روی زمین زندگی کرده است. لین در سن ۸۶ سالگی در باغ وحش تایوان در سال ۲۰۰۳ درگذشت. فیل‌های آسیایی به طور متوسط ۶۰ سال در طبیعت عمر می‌کنند. ژاپنی‌ها در جنگ جهانی دوم از لین وانگ برای حمل و نقل تدارکات استفاده می‌کردند تا اینکه در سال ۱۹۴۳ توسط چینی‌ها اسیر شد. در سال ۱۹۵۴ به باغ وحش تایوان برده شد و تا زمان مرگش همان جا ماند. اما همان طور که در تیتر اشاره شد پیرترین فیل زنده دنیا داکشایانی است. مالکان این فیل معتقدند که او ۸۶ سال سن دارد. اما برخی دیگر معتقدند که پیرترین فیل نه لین وانگ و نه داکشایانی است. بلکه فیل آسیایی دیگری به نام ایندریا است هنگام مرگش که ۸۵ تا ۹۰ سال سن داشته است.

پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


خفاش برانت

یک خفاش نر بی نام ۴۱ ساله از سیبری رکورد پیرترین خفاش زنده دنیا را دارد. هم چنین کوچکترین پستاندار زنده هم است. از همه جالبتر اینکه او در طبیعت به این سن رسیده است. این خفاش در سال ۲۰۰۵ برای علامتگذاری گرفته شد اما یک نوار قدیمی‌تر از سال ۱۹۶۴ دور پایش داشت. معمولا پستانداران بزرگتر طول عمر بیشتر و پستانداران کوچکتر عمر کمتری دارند اما خفاش های برانت نسبت به جثه خود عمر زیادی دارند. دانشمندان معتقدند که غذا و خواب زمستانی نقش مهمی در طول عمر این خفاش‌ها دارد. خفاش‌ها ۹ ماه در سال می خوابند. فقدان شکارچی هم عامل مهمی در این طول عمر است.
پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند

 


آلباتروسی به نام ویزدم

آلباتروس ۶۷ ساله پیرترین پرنده وحشی زنده جهان است. طول عمر این پرنده به طور متوسط ۵۰ سال است. ویزدم در حیات وحش زندگی می‌کند. محققان در سال ۲۰۰۲ برای علامتگذاری آن را گرفتند، اما یک علامت قدیمی‌تر از سال ۱۹۵۶ به همراه داشت. تصور می‌شود این آلباتروس در سال ۱۹۵۶ شش ساله بوده است. این پرنده از سال ۲۰۰۲ هر سال در همان لانه‌ای که همیشه در میدوی آتول استفاده می‌کند دیده می‌شود. از همه جالبتر این که او هر سال یک تخم می‌گذارد و تا کنون ۳۹ تخم گذاشته است. همه آلباتروس‌ها هر سال تخم نمی‌گذارند و معمولا تک همسر هستند، اما ویزدم به دلیل عمر طولانی خود، بیش از یک جفت داشته است.

 

پیرترین حیواناتی که هنوز زنده هستند


گاو‌های ژرمن: هیولا‌هایی زنده شده


مجله همشهری سرنخ: «آن غول های وحشتناکی هستند که در جنگل های ژرمن ها زندگی می کنند، تقریبا به بزرگی فیل ها هستند، آن ها به هیچ کس و هیچ چیزی رحم نمی کنند.» ژولیوس سزار، این جملات را درباره گاوهایی گفت که در سرزمین آلمان ها زندگی می کردند. او مرد دنیادیده ای بود. او همان جنگاوری است که بخش های مهمی از اروپای امروزی را مطیع خود ساخته بود، بی تردید چنین فرمانروایی نمی توانست آدمی ضعیف و ترسو باشد، پس این گاوها مطمئنا حیواناتی وحشتناک و مخوف بودند.

این گاوهای اولیه که به گاوهای جنگی نیز شهرت دارند واقعا هم موجودات وحشتناکی بودند، موجوداتی به ارتفاع ۱٫۸۵ متر که تنها شاخ هایشان ۸۰ سانتی متر بود و در مقایسه با گاوهای اهلی امروزی بسیار سنگین وزن بوده و زیستگاه های آن ها جنگل های اولیه آسیایی- اروپایی بود. تصاویری از این گاوها روی دیواره های غارهای انسان های اولیه در ۲۰ هزار سال پیش دیده می شود. در داستان اسطوره ای آلمانی یعنی زیگفرید نیز از «چهارپایانی قدرتمند و عظیم الجثه» روایت هایی وجود دارد.

اما به دلایل نامشخصی این هیولاها نابود شدند، آخرین نمونه های این چهارپایان وحشتناک در قرن پانزدهم در منطقه بایرن گزارش شد و پس از آن هرگز دیده نشد. با این حال شمار از آن ها جان به در برده و در قلمرو لهستان زندگی می کردند که آن ها هم در نیمه های قرن هفدهم توسط شکارچیان و دیگر حیوانات وحشی شکار شده و منقرض شدند، اما این پایان افسانه این گاوهای مخوف نبود، نازی ها سعی کردند دوباره آن ها را زنده کنند.

گاو‌های ژرمن: هیولا‌هایی زنده شده

سلاخ هایی که گاو پرورش دادند

با ظهور نازی ها در آلمان، بار دیگر نام گاوهای جنگ بر سر زبان ها افتاد، دلیلی که نازی ها به دنبال این حیوان بودند آن بود که می خواستند بگویند قدمت نسل آریایی آن ها بسیار بیشتر از آن چیزی است که در تاریخ دیده می شود، چون آن ها خود را رام کننده این گاوها می دانستند. در این میان «هرمان گورینگ»، موسس و بنیانگذار سازمان وحشتناک گشتاپو و فرمانده نیروی هوایی آلمان، از مهم ترین کسانی بود که این پروژه را پیگیری می کرد، او علاوه بر ایده کلی نازی ها، شخصا هم علاقه مند بود تا این گونه گاوهای منقرض شده را بار دیگر زنده کند تا از شکار و کشتن آن ها لذت ببرد، او علاوه بر سمت های دولتی ای که داشت «میرشکار رایش» را نیز برعهده داشت و از این طریق هم به هیتلر خدمت می کرد.گورینگ عکس های زیادی همراه با حیوانات وحشی که خودش شکار کرده بود داشت، این عکس ها غالبا در منطقه «رومینترهایده» گرفته شده بود؛ همان منطقه ای که در سال ۱۹۳۶ به دستور گورینگ برای ساخت «شکارگاه رایش» در نظر گرفته شد.

از نظر او تنها مورد مناسب و درخور برای شکارچیان «اصیل ژرمن» همان گاوهای عظیم الجثه باستان بودند که البته نسل شان منقرض شده بود. اما دو جانورشناس سعی کردند این مشکل گورینگرا حل کنند، لوتز هک مدیر باغ وحش برلین بود، که به همراه برادر جوانترش هنیک از دهه های ابتدایی قرن بیستم تلاش برای زنده کردن گاو باستانی و منقرض شده ژرمن ها را آغاز کردند.

لوتز هک عقیده داشت: «هیچ موجود زنده ای که صفات مادرزادی و زنده آن هنوز وجود دارد منقرض نمی شود.»

طرح برادران هک بر این اساس استوار بود که وقتی هنوز گاوهای زنده ای که نوادگان گاوهای اولیه محسوب میشوند وجود دارند و تولید مثل می کنند، می توان بار دیگر از طریق همین گاوها، یک گاو باستانی را تولید کرد.

برادران هک از سوی گورینگ ماموریت یافتند که به کمک تصاویر موجود از گاوهای اولیه اقدام به بازتولید این جانور کنند. به همین خاطر بود که برادران هک برای یافتن گاوی که تا اندازه ای شبیه آن گاوهای نخستین و به ویژه برخوردار از صفات تهاجمی باشد دور دنیا را گشتند و بالاخره پس از سال ها گاوهایی شبیه گاوهای باستانی مدیترانه را تولید کردند. این گاوها در واقع از تلفیق گاوهای وحشی اسپانیایی، گاوهای مناطق استپی مجارستان و دیگر مناطق جهان تولید شدند و از نظر وحشی گری و خشم یادآور همان گاوهای اولیه ژرمن بودند. در نهایت لوتز هک اعلام کرد: «تلاش ها به نتیجه رسید و ما موفق شدیم!»

در پاییز ۱۹۳۸ بود که برادران هک نمونه هایی از گاوهایی را که امروزه به گاوهای هک شهرت دارند در شکارگاه های گورینگ در رومینترهایده و شروف هایده در نزدیکی برلین رها کردند.

به گفته هک: «ما این گاو را بالاخره تولید کردیم، حداقل ظاهرش که همان است اگرچه از نظر ژنتیکی چندان به آن گاوها شبیه نیست.»

اما این گاوهای جدید حتی از نظر هیکل و ظاهر هم چندان به گاوهای نخستین شباهتی نداشتند. اگرچه از نظر رنگ و شاخ و قوز روی کمر به گاوهای نخستین شباهت هایی داشتند اما قد آن ها ۱٫۴۰ و وزن شان نهایتا به ۶۰۰ کیلوگرم می رسید که در مقایسه با نمونه های اصلی بسیار لاغرتر و ضعیف تر محسوب می شدند. اما گاوهای تولید شده توسط برادران هک به همان اندازه نیاکان شان تهاجمی بودند و این خصیصه چنان شدید بود که کارکنان مناطق حفاظت شده را به وحشت می انداخت.

اما گورینگ نقشه های زیادی برای این جانوارن کشیده بود. در عکسی که در سال ۱۹۳۷ و در نمایشگاه شکار گرفته شده است، گورینگ و لوتز هک در برابر یک نقشه جغرافیایی دیده می شوند. روی این نقشه مناطق پراکندگی این گاوهای جدید دیده می شود و به نوعی بخش های مختلف برای یک شکار و کشتار ویژه مشخص شده است.

به گزارش اشپیگل، منطقه مشخص شده روی این نقشه «بیالوویتزا» نام دارد که یکی از آخرین جنگل های بکر مناطق جنوبی اروپاست. منطقه ای که بیش از ۱۰۰ کیلومترمربع مساحت داشته و در کنار مرزهای شرقی لهستان و روسیه سفید قرار دارد.

این منطقه درواقع شکارگاهی بود که اشراف زادگان لهستانی از قرن ها پیش در آن به شکار مشغول بودند و اینک همان مطنقه می توانست آروزهای گورینگ برای برپایی یک پارک ژوراسیک آلمانی را جامه عمل بپوشاند.

 

گاو‌های ژرمن: هیولا‌هایی زنده شده

پس از حمله نیروهای ارتش آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ بود که گورینگ فورا این جنگل را به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام کرد. شکاربان هیتلری قصد داشت افزون بر گاوهای وحشی که به نام «گاوهای هک» شناخته می شدند، شماری از گاومیش های کوهان دار آمریکایی و اسب های وحشی منقرض شده را نیز در این منطقه رها کند. قرار بود که این دو گونه اخیر نیز توسط برادران هک بازتولید و احیا شوند و بدین ترتیب هدف بزرگ تر گورینگ یعنی تاسیس یک شکارگاه بکر که زیستگاه چهارپایان و گیاهان «ژرمن» باشد، عملی می شد.

برای نیل به این هدف ساکنان مزاحم این مناطق یعنی همان مردمی که از سال ها پیش مالک واقعی این جنگل ها به شمار می آمدند، باید از منطقه بیرون رانده می شدند.

در یکی از روزهای جولای ۱۹۴۱ بود که نیروهای گردان ۳۲۲ پلیس آلمان به آن جنگل هجوم آوردند. دستور این بود: «تخلیه جنگل از همه ساکنان آن» و هر کس که مقاومت کرد، جان خود را از دست داد.
به اهالی نیم ساعت وقت داده شد تا لوازم ضروری خود را بردارند و سپس نیروهای آلمانی وارد عمل شده و خانه های ۱۱۶ روستا را به آتش کشیدند.

نازی ها در عرض سه روز، مجموعا ۲۰ هزار نفر را از خانه و آشیانه خود در «بیالوویتزا» بیرون راندند و ۹۰۰ مرد را تیرباران کرده و همسران و فرزندان تیرباران شدگان را به گتوی کوبرین انتقال دادند. پس از آن بود که نازی ها قانع شدند که منطقه برای سکونت های گاوهایشان ان است زیرا قرار بر این بود که در آینده تنها چهارپایان بازآفرینی شده در این جنگل باشند؛ البته همراه با شکارچیان آلمانی.

اما تنها این حیوانات نبودند که در این جنگل شکار شدند. در همان زمان و به مدت سه سال جنگ های پارتیزانی علیه گروه های مقاومت در این منطقه جریان داشت و میرشکار پیشوا جنگل ها را برای یافتن پارتیزان ها زیر و رو کرده بود. جالب آن که نیروهای آلمانی برای مقابله با پارتیزان ها در این منطقه از همان روش های شکار استفاده می کردند.

از سوی دیگر برای شکار هم از همان روش ها و وسایلی استفاده می شد که در یک جنگ واقعی کاربرد دارد.

«توبی تاکر» استاد تاریخ در دانشگاه کاردیف بر این بارو است که انگیزه برپایی آن پارک ژوراسیک عجیب و غریب تنها به دلیل عشق گورینگ به شکار نبود.

تاکر در مقاله ای که در سال ۲۰۱۴ در نشریه دیلی میل چاپ شد اظهار عقیده کرده است: «پرورش و احیای جانوران نخستین در واقع تلاشی بود از سوی حزب نازی آلمان برای اثبات تاریخ بلند آلمان و مشروعیت دادن به ملت های آلمانی زبان.» نازی ها قصد داشتند به این وسیله ثابت کنند که فرهنگ ژرمنی قدمتی ۱۰ هزار ساله داشته و این قدمت به دوران گاوهای نخستین باز می گردد.

اما پارک گورینگ هرگز آماده و کامل نشد و دلیل این مسئله تنها به خاطر شکست نیروهای نازی نبود. پیش از آن یعنی در اکتبر سال ۱۹۴۱ جنگ فاجعه بار بر سر تسخیر مسکو و پیشروی نیروهای ارتش سرخ از سمت غرب به هیتلر نشان داد که جنگ آلمان علیه شوروی نمی تواند به نفع آن ها پایان یابد. بر اثر بمباران های گسترده برلین در سال ۱۹۴۳، نه تنها باغ وحش این شهر بلکه تاسیسات به اصطلاح دامپروری لوتز هک نیز ویران شد. اما این که چه بر سر آن گاوهای تولید شده آمد امری است که تنها حدس و گمان هایی در مورد آن وجود دارد. به احتمال زیاد آن گاوها هم مانند بسیاری از حیوانات باغ وحش برلین پس از حمله متفقین فرار کرده و پس از آن توسط نیروهای نظامی در خیابان با رگبار گلوله مسلسل های سنگین کشته شدند.

براساس برخی از شایعات، آخرین گاوهای باغ وحش برلین توسط مردم گرسنه شهر سلاخی و خورده شدند. از قرار معلوم آن تعداد گاوهایی که در شروف هایده نگهداری می شدند نیز توسط گورینگ و افرادش کشته شدند تا به دست نیروهای ارتش سرخ نیفتند.

گاو‌های ژرمن: هیولا‌هایی زنده شده

کسی این گاوها را دوست دارد؟

سوال این است که آیا این گاوها هنوز هم علاقه مندانی دارد؟ داستان این گاوها هنوز هم علاقه مندان زیادی دارد و هنوز هم به گزارش های روزنامه ها راه می یابند. براساس یکی از همین خبرها در سال ۲۰۰۹ یک بریتانیایی به نام «درک گو» ۱۳ راس گاو موسوم به گاو هک را از یک پارک وحش در نزدیکی آمستردام خریداری کرد تا یک دامپروری کوچک راه اندازی کند. آقای گو پیش از آن هم تلاش هایی برای احیای دیگر گونه های منقرض شده در انگلستان کرده بود و تجاربی در این زمینه داشت. اما خیلی زود متوجه شد که این مورد خاص به مراتب پیچیده تر و دشوارتر از موارد پیشین است.

چیزی نگذشت که تیتر اول روزنامه و رسانه ها به خبرها و گزارش ها در مورد گاوهای غول پیکر اختصاص یافت.

به گزارش سایت «تاریخ ایرانی»، فاکس نیوز در سال ۲۰۰۹ هشدار داد: «پرسه زنی گاوهای نازی در مناطق روستایی انگلستان». نشریه دیلی میل نیز از «نقشه های کثیف هیتلر برای احیای غول های تاریخی و باستانی» نوشت و سایت AOL این خبر را چنین تکمیل کرد: «گله های خونخوار و وحشی گاو های گونه هک نازی ها توسط کشاورزان وحشت زده سلاخی شدند.»

از قرار معلوم آقای درک گو آن گاوهای خاص را دست کم گرفته بود. او در سال ۲۰۱۵ و در مصاحبه با نشریه تایمز در این مورد گفت: «هر زمان که به این گاوها نزدیک می شدیم بلافاصله واکنش نشان می دادند و با شاخ هایشان به سیم های خاردار می کوبیدند و می خواستند ما را بکشند. این گاوها بسیار تهاجمی تر و وحشی تر از حیواناتی بودند که تا به امروز با آن ها سر و کار داشته ام. برای حرکت دادن این گاوها سوار بر تراکتورهای اتاق دار می شدیم و حتی در این حالت هم به ما حمله می کردند.»

و بدین صورت بود که پروژه دامپروری آقای درک گو به شکست انجامید.

این در حالی بود که پارک وحش واقع در هلند هم از بازپس گرفتن این گاوها خودداری می کرد. به گفته آقای گو در نهایت این گاوهای دیوانه را به باغ وحش ادینبورگ تحویل دادند تا شاید در آن جا با شیرها و ببرها کنار بیایند اما: «آن باغ وحش هم گاوها را پس فرستاد.»

در نهایت چاره ای برای آقای گو باقی نماند جز آن که آن گاوهای وحشی و ناسازگار را ذبح کند و تنها چند راس از خوش اخلاق ترین آن ها را نگه داشت.

اگرچه آقای گو پس از این کشمکش ها خوشحال بود که دیگر مجبور نیست در شرایطی که جانش در خطر است کار کند اما این مسئله را فهمید: «آلمانی ها با آن برنامه پرورش دام شان واقعا هم یک موجود اولیه ساخته بودند.»