Tag Archives: بازيگر

خبرگزاری آريا – بيوگرافي شهين تسليمي بازيگر پرانرژي


بيوگرافي شهين تسليمي بازيگر پرانرژي

خبرگزاري آريا –
بيوگرافي شهين تسليمي
شهين تسليمي متولد سال ۱۳۳۴ بازيگر مي باشد. اولين حضور او در جلوي دوربين به سريال باغ مظفر بر مي‌گردد و در سريال زن بابا به شهرت رسيد.
چکيده اي از بيوگرافي شهين تسليمي:
زمينه فعاليت: سينما
تولد: ۱۳۳۴ خشکرود
والدين: شمس و فاطمه
مليت: ايراني
پيشه: بازيگر
همسر: احسان گرامي
مدرک تحصيلي: ديپلم
عکس شهين تسليمي
بيوگرافي شهين تسليمي:
شهين تسليمي متولد سال ۱۳۳۴ در خشکرود، بازيگر سينما و تلويزيون اهل ايران است. شهين تسليمي در جواني تئاتر بازي مي‌کرده است و همچنين در راديو هم تست صدا داده و قبول شده بود اما به علت مخالفت خانواده هر دو را رها کرد. اولين حضور او در جلوي دوربين به سريال باغ مظفر بر مي‌گردد.
اليزابت اميني وي را براي ايفاي نقش در سريالي به مهران مديري معرفي کرده بود. وي با بازي در سريال «زن بابا» به کارگرداني سعيد آقاخاني به شهرت رسيد و پس از آن در سريال‌هاي کمدي «چهارچرخ» و «خانه اجاره‌اي» بازي کرد. اين بازيگر با حضور در سريال‌هاي «وضعيت سفيد» و «ارمغان تاريکي» نشان داد که بخوبي از پس نقش‌هاي جدي هم برمي آيد. از ديگر کارهايش مي‌توان به فيلم‌هاي «طلا و مس»، «آوار» و مجموعه‌هاي «دلنوازان»، «حيراني»، «باغ مظفر»، «مادرانه» و… اشاره کرد.
شهين تسليمي روحيه کاملا شادي دارد اکثر اطرافيان از حضورش انرژي مثبتي مي گيرند. خانم تسليمي اين روحيه را مديون مردم ميداند و مي گويد: هر وقت کنار مردم باشم انرژي مي گيرم دوست دارم با تمام وجود انرژي خود را با اطرافيانم تقسيم کنم . البته از ظاهر آدمها نميشه راجبشون قضاوت کنيم . آدمها در تنهايي خلق و خويي دارند که در بين مردم بروز نمي دهند . منم مثل بقيه مردم غم و غصه دارم اما سعي ميکنم هميشه شاد و خوشحال باشم به قول همکارانم بمب انرژي هستم .
عکس جديد شهين تسليمي عکس شهين تسليمي و اصغر سمسارزاده
زندگي شهين تسليمي در خارج از کشور:
خانم تسليمي از آن دسته بازيگران دنيا ديده اي مي باشد که بيشتر عمرش را با سفر کردن سپري کرده, سالها در کشورهاي همچون : ترکيه، هند و کانادا براي پيشرفت خانواده اش مکان زندگي خود را تغيير داده است.
خانم تسليمي به همراه فرزندانش مجبور بود چند سالي خاک ايران را به مقصد هند ترک کند, علت اين سفر يادگيري زبان انگليسي بود . بعد از کشور هند به خاطر مکان تحصيل دخترش مجبور شد اقامت کشور ترکيه را بگيرد. چند سالي در کشور ترکيه زندگي کرد اما نتوانست طاقت بياورد و به ايران بازگشت .
خانم تسليمي قبل تر ساکن کشور کانادا بودند به گفته وي : کانادا يکي از زيباترين کشورها از نظر زرق و برق مي باشد اما بازهم نتوانستم در اين کشور طلاقت بيارم . هر جا که برم آخرش برميگردم به وطنم جايي که به دنيا آمدم جايي که آداب و فرهنگش را خوب بلدم .
شهين تسليمي تنها زندگي ميکند و همسر خانم تسليمي در کشور استراليا زندگي مي کنند هر از چند گاهي به ايران مي آيد, دختر خانم تسليمي ساکن ترکيه است اما خانم تسليمي هيچ وقت نتوانسته خارج از ايران زندگي کند .
شهين تسليمي درباره زندگي خارج از کشور گفت: خانواده خيلي اسرار مي کنند خارج از ايران زندگي کنم اما من نمي تونم, عاشق وطنم هستم، مي خواهم در کشور خودم باشم . خيلي وطن پرس و عاشق مردم ايران هستم
تصاوير شهين تسليمي شهين تسليمي، پوراندخت مهيمن و داريوش ارجمند
فيلم شناسي شهين تسليمي:
فيلم هاي سينمايي
– آذر، شهدخت، پرويز و ديگران (۱۳۹۲)
– فصل فراموشي فريبا (۱۳۹۲)
– آدم‌آهني (۱۳۹۱)
– يکي مي‌خواد باهات حرف بزنه (۱۳۹۰)
– دايره زنگي (۱۳۸۶)
تصاوير جديد شهين تسليمي شهين تسليمي و همايون ارشادي
مجموعه تلويزيوني
– پنچري (مجموعه تلويزيوني) (١٣٩٦)
– پادري (۱۳۹۴–۱۳۹۵)
– کيميا (۱۳۹۴)
– دردسرهاي عظيم ۲ (۱۳۹۴)
– سر به راه (نوروز ۱۳۹۴)
– دردسرهاي عظيم (۱۳۹۳)
– خوب بد زشت (۱۳۹۳)
– مادرانه (۱۳۹۲)
– دزد و پليس (۱۳۹)
– چهار چرخ (۱۳۹۰)
– ارمغان تاريکي (۱۳۸۹)
– زن‌بابا (۱۳۸۹)
– دلنوازان (۱۳۸۸)
– وضعيت سفيد (۱۳۸۷–۹۰)
– بزنگاه (۱۳۸۷)
– مرد هزارچهره (۱۳۸۷)
– باغ مظفر (۱۳۸۵)
– چمدان (۱۳۷۱)
– قهر و آشتي (۱۳۸۳ يک اپيزود)
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته



خبرگزاری آريا – بيوگرافي کامران تفتي بازيگر خوش استايل + عکس


بيوگرافي کامران تفتي بازيگر خوش استايل + عکس

خبرگزاري آريا –
کامران تفتي,بيوگرافي کامران تفتي,عکس کامران تفتي عکس هاي جديد کامران تفتي
کامران تفتي زاده ۱۹ فروردين ۱۳۵۸ در تهران بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر و خواننده ايراني است. کامران تفتي فارغ‌التحصيل بازيگري و بازيگر تئاتر و تلويزيون و فرزند اردشير تفتي بازيگر تلويزيون مي‌باشد.
چکيده اي از بيوگرافي کامران تفتي:
نام اصلي: کامران تفتي زاده
زمينه فعاليت: سينما تلويزيون و تئاتر و خوانندگي
تولد: ۱۹ فروردين ۱۳۵۸ تهران ، ايران
والدين : اردشير تفتي
مليت: ايراني
سال‌هاي فعاليت: ۱۳۷۶-اکنون
بيوگرافي کامران تفتي:
کامران تفتي متولد ۱۹ فروردين سال ۱۳۵۸، فارغ‌التحصيل مقطع ليسانس در رشته بازيگري است. کامران تفتي پسر اردشير تفتي بازيگر پيشکسوت بوده. کامران تفتي علاوه بر هنر بازيگري، در عرصه خوانندگي نيز فعاليت مي کند و اولين آلبوم رسمي خود را در اسفند ۹۴ منتشر کرده است. کامران تفتي يک برادر به نام کيون دار که برادر کامران تفتي نيز در حرفه موسيقي فعاليت مي کند.
کامران تفتي,بيوگرافي کامران تفتي,عکس هاي کامران تفتي خوانندگي کامران تفتي
شايعه برادري عمار تفتي و کامران تفتي:
در بسياري از رسانه ها عمار دهقاني تفتي را برادر کامران تفتي معرفي نموده اند در صورتيکه اينگونه نيست. عمار تفتي متولد ۳ دي ۱۳۶۰ در تهران بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون، دستيار صحنه و لباس، و دستيار کارگردان بوده و فارغ‌ التحصيل رشته سينما با گرايش تدوين از دانشگاه هنر تهران است.
زمان ورود کاکران تفتي به سينما و شروع بازيگري:
کامران تفتي بازيگر تئاتر و تلويزيون از ۸ سالگي با حضور در کنار پدرش اولين ايفاي نقش خود را در تئاتر داشته است.
کامران تفتي در زمان دانشجويي با کارهاي دانشجويي وارد فضاي حرفه اي تئاتر کشور شد و با استاداني چون حميد امجد ، محمد رضايي راد ، محمد چرمشير ، بهزاد فراهاني ، قطب الدين صادقي و منيژه محمدي و …. تئاترهايي را به روي صحنه برد. و تاکنون اجراهايش در فضاي حرفه اي تئاتر کشور ادامه دارد.
کارمان تفتي بعد از اتمام تحصيلاتش در اولين حضورش به نام سفر آخر ساخته مهرداد خوشبخت بود که بسيار خوب ظاهر شد و سپس در سريال هاي فخيم زاده بازي کرد. خواب و بيدار يکي از عالي ترين نقش هاي وي بود.
به گفته خود کامران تفتي، وي هيچ‌وقت براي کسب شهرت به تلويزيون نيامده. بيشتر دوست داشته تنوع نقش در کارهاي مختلف را تجربه کند و چند سالي که در اين رسانه فعاليت مي‌کند باز خوردهاي خوبي از مخاطبانم گرفته‌؛ و دغدغه اصلي کامران تفتي کار خوب کردن و جلب رضايت مخاطبان است.
کامران تفتي,بيوگرافي کامران تفتي,تصاوير کامران تفتي عکس کامران تفتي و همکارانش
علاقه کارمران تفتي به خوانندگي و موسيقي و مجري گري:
کامران تفتي علاوه بر بازيگري مدتي است که خوانندگي مي کند و علاقه وافري به خواندن و موسيقي دارد و از خواننده هاي مطرح پاپ است.
در کار مجري گري و اجرا نيز ماهر و مسلط است و اجراي خوبي را به نمايش مي گذارد. برنامه حالا وقتشه را مدتي است که به عهده دارد و اجراي اين برنامه را انجام مي دهد
تفريحات و خصوصيات اخلاقي کامران تفتي:
رشته ورزشي کامران تفتي کاراته بوده به فوتبال هم علاقه دارد.
علاقه خاصي به شخصيت هاي نواب صفوي و رئيسعلي دلواري دارد و دوست دارد در سريال تاريخي نقش آنها را بازي کند. کامران تفتي مي گويد مرد بودن بايد به عمل باشد و در عمل نشان داد.
بدترين خصوصيت اخلاقي کامران تفتي به گفته خودش: مثل بيشتر مردم ايران آدم عجولي هستم.
بهترين خصوصيت اخلاقي کامران تفتي به گفته خودش: سعي مي کنم مرد باشم، به قيمت انجام، نه به قيمت حرف.
بيشتر اوقات فراغت کامران تفتي با مطالعه مي گذرد.
کامران تفتي,بيوگرافي کامران تفتي,عکس هاي جديد کامران تفتي جديدترين عکس هاي کامران تفتي
مجموعه‌هاي تلويزيوني کامران تفتي:
– ولايت عشق ( ۱۳۷۶ مهدي فخيم‌زاده )
– خواب و بيدار ( ۱۳۸۰ مهدي فخيم‌زاده)
– حس سوم (۱۳۸۴ مهدي فخيم‌زاده)
– پاي پياده (۱۳۸۴ اصغر توسلي)
– بي صدا فرياد کن ( ۱۳۸۶ مهدي فخيم‌زاده)
– کارآگاهان ( ۱۳۸۶ حميد لبخنده)
– زماني براي پشيماني (۱۳۸۶ اسماعيل فلاح‌پور)
– خسته دلان ( ۱۳۸۷ سيروس الوند)
– شمس العماره ( ۱۳۸۸ سامان مقدم)
– شهر دقيانوس ( ۱۳۸۸ مهرداد خوشبخت)
– زير هشت ( ۱۳۸۹ سيروس مقدم)
– تاوان (۱۳۸۹ شهرام شاه‌حسيني)
– تبريز در مه ( ۱۳۸۹ محمدرضا ورزي)
– ششمين نفر (۱۳۹۰ بهمن گودرزي)
– پنجره ( ۱۳۹۰ قدرت‌الله صلح ميرزايي)
– راز پنهان (۱۳۹۱ فلورا سام)
– راز و نياز (۱۳۹۱ فلورا سام)
– ديوار ( ۱۳۹۱ سيروس مقدم)
– بدون شرط (۱۳۹۱ )
– ستاره حيات (۱۳۹۲ جواد ارشاد)
– شب شيشه‌اي (۱۳۹۲ )
– بي‌قرار (۱۳۹۲ فلورا سام)
– خط ( ۱۳۹۳)
– بزم آخر (۱۳۹۴)
– ميکائيل ( ۱۳۹۴ سيروس مقدم)
– روزهاي بي قراري ( ۱۳۹۵ کاظم معصومي)
– سر دلبران ( ۱۳۹۶ محمدحسين لطيفي)
– از يادها رفته ( ۱۳۹۶ بهرام بهراميان)
تله‌فيلم هاي کامران تفتي:
– محله من
– پاتوق
– خط باريک
– آن مرد
– عصيان
– ماه مي‌تابد
– کور گره
فيلم سينمايي کامران تفتي:
– ماهورا (۱۳۹۵)
– اين زن حقش را مي‌خواهد (۱۳۹۴)
– هفت معکوس (۱۳۹۴)
– رسوايي (۱۳۹۱)
– گلوگاه (١٣٨٩)
– پايان‌نامه (۱۳۸۹)
– مرگ کسب و کار من است (۱۳۸۹)
– سلام بر عشق (۱۳۸۸)
– به هدف شليک کن (۱۳۸۷)
کامران تفتي,بيوگرافي کامران تفتي,تصوير کامران تفتي عکس بازي کامران تفتي در تئاتر
بازي کامران تفتي در تئاتر:
– بي شير و شکر
– زائر
– دايره بسته
– فالگوش
– نجواهاي شبانه
– رقصي چنين
– نظميه زنان
– يادداشتي براي سهراب
– خشت خام خانه
– خون و گل سرخ- کارگردان: بهزاد فراهاني
– شير در زنجير – کارگردان: محسن معيني
– زنجيرشدگان – کارگردان:مسعودترابي
آلبوم‌هاي موسيقي کامران تفتي:
– مکث با تو با کيارش حسن زاده ۱۳۹۲
– عکس زمستوني تهران اسفند ۱۳۹۴
تک آهنگ کامران تفتي:
– اوج پرواز به همراهي امين حيايي، نيما نکيسا، کامبيز ديرباز، مازيار عصري، سياوش خواهاني، مجيد اديب، پرهام اميني، برديا صابري، علي ضيا و پويا اميني ۱۳۹۳
– سيگار به همراه کيارش حسن زاده ۱۳۹۳
– تنهايي به همراه کيارش حسن زاده ۱۳۹۳
– تضمين به همراه کيارش حسن زاده ۱۳۹۳
– حاشا نکن به همراه نيما نکيسا ۱۳۹۴
– باج ۱۳۹۴
– آهنربا به همراهي کيارش حسن زاده ۱۳۹۴
– حواست بهم نيست ۱۳۹۴
– دلتنگي به همراه شهرام نيکيار ۱۳۹۴
– حرف مردم ۱۳۹۴
– جگر گوشه (شهريور ۱۳۹۴)
– بهار اينجاست ۱۳۹۶ (تيتراژ برنامه تحويل سال شبکه ۲)
– تصوير خنده ۱۳۹۶
– عيد به همراه رستاک حلاج ۱۳۹۷ (تيتراژ برنامه اينک بهار ويژه سال تحويل شبکه ۲)
کامران تفتي,بيوگرافي کامران تفتي,عکس کامران تفتي کامران تفتي، سام درخشاني، رضا يزداني و سياوش خيرابي
جوايز کامران تفتي:
– نامزد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از بيست و نهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم مرگ کسب و کار من است
– نامزد جايزه بهترين بازيگر مرد سال تئاتر براي نمايش نظميه زنان
– برنده جايزه بهترين بازيگر مرد سال ۹۵ سين مثل سريال
– کانديداي بهترين بازيگر مرد در جشن حافظ
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته



خبرگزاری آريا – بيوگرافي احمد پور خوش بازيگر تازه کار اما توانمند + عکس


بيوگرافي احمد پور خوش بازيگر تازه کار اما توانمند + عکس

خبرگزاري آريا –
احمد پور خوش,بيوگرافي احمد پور خوش,عکس احمد پور خوش جديدترين عکس هاي احمد پور خوش
احمد پور خوش متولد شهريور ماه ۱۳۶۳ در تهران مي باشد. احمد پور خوش در زمينه تئاتر و سينما و تلويزيون مشغول به فعاليت مي باشد.
چکيده اي از بيوگرافي احمد پور خوش:
نام اصلي: احمد پور خوش
تاريخ تولد: شهريور ماه ۱۳۶۳
حرفه: بازيگر
پيشه: هنرپيشه
وضعيت تاهل: مجرد
سال فعاليت: ۱۳۹۵
بيوگرافي احمد پور خوش:
احمد پور خوش در سومين روز از شهريور ماه ۱۳۶۳ در پايتخت به دنيا آمده است. احمد پور خوش بازيگر مرد جوان سينما و تلويزيون ايران بوده و در رشته عمران تحصيل نموده است.
احمد پور خوش تحصيلات خود را در دانشگاه خواجه نصير طوسي تا فوق ديپلم ادامه داده و استعداد بسيار زيادي در عرصه هنر و بازيگري دارد.
احمد پور خوش به موسيقي علاقه زيادي دارد و از نزديک در کنسرت خواننده هاي مورد علاقش که يکي از آنها بنيامين بهادري است شرکت مي کند، ديدن فيلم و فوتبال را هم دوست دارد.
احمد پور خوش,بيوگرافي احمد پور خوش,عکس هاي احمد پور خوش عکس احمد پور خوش در کنار استادش امين تارخ
زمان شروع بازيگري احمد پور خوش:
احمد پور خوش هنرمند کشورمان همانند ساير بازيگران ديگر، بازيگري را در تئاتر آغاز کرده است و براي شناخت تکنيک هاي بازيگري به کلاس‌هاي هنرپيشگي نزد آقاي امين تارخ رفته و مدرک بازيگري را از اين پيشکسوت سينما و تلويزيون ايران دريافت نموده است.
احمد پور خوش اولين تجربه بازيگري را در سال ۱۳۹۵ کسب نموده است او در اين سال توانست در فيلم سينمايي شعله ور ساخته حميد نعمت الله ايفاي نقش بپردازد.
احمد پور خوش تجربه بازي در تلويزيون را نيز دارد در سريال آنام به کارگرداني جواد افشار حضور يافته و هر شب از شبکه سوم سيما اين سريال پخش مي‌شود و مردم با چهره اين هنرمند به خوبي آشنا شده اند.
احمد پور خوش,بيوگرافي احمد پور خوش,تصاوير احمد پور خوش عکس هاي جديد احمد پور خوش
ازدواج احمد پور خوش:
احمد پور خوش هنرمند جوان کشورمان در حال حاضر مجرد مي باشد و هنوز وارد زندگي زناشويي نشده است احمد پور خوش درباره ازدواج گفته است که تصميمي براي اين کار ندارم و مي خواهم حرفه‌اي بازيگري را ادامه دهم و تمام تمرکز و تلاشم را براي اين حرفه به کار ببرم.
عکس هاي احمد پور خوش:
احمد پور خوش,بيوگرافي احمد پور خوش,جديدترين عکس احمد پور خوش بازي احمد پور خوش در سريال آنام
احمد پور خوش,بيوگرافي احمد پور خوش,عکس احمد پور خوش عکس هاي کودکي احمد پور خوش
احمد پور خوش,بيوگرافي احمد پور خوش,عکس جديد احمد پور خوش عکس احمد پور خوش با امين حيايي
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته


خبرگزاری آريا – بيوگرافي بهرام افشاري بازيگر قد بلند و خاص سينما و تلويزيون + عکس


بيوگرافي بهرام افشاري بازيگر قد بلند و خاص سينما و تلويزيون + عکس

خبرگزاري آريا –
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاريجديدترين عکس هاي بهرام افشاري
بهرام افشاري، بازيگر قد بلند و خاص سينما و تلويزيون در سال ۱۳۶۶ در شهر همدان چشم به دنيا آمد؛ بهرام افشاري بازيگري را به طور حرفه اي از کلاس هاي بازيگري استاد سمندريان شروع کرد. وي در سال ۸۸ به تهران آمد و به طور جدي وارد تئاتر شد.
بيوگرافي بهرام افشاري:
بهرام افشاري بازيگر سينما و تلويزيون متولد سال ۱۳۶۶ در شهر همدان مي باشد وي قد بلندترين بازيگر سينما و تلويزيون مي باشد.
وي از سال ۸۲ کار آماتور را شروع کرد و ازسال ۸۸ به تهران آمد و خودش گفته است که افتخار اين را داشتم که شاگرد استاد سمندريان باشم و بعد از آن وارد بدنه حرفه اي تئاتر شدم منتها چون بيشتر دغدغه من حوزه تئاتر بود زياد تمايل فعاليت در سينما و تلويزيون رو نداشتم اما بصورت جدي از سال ۹۲ با کار آقاي درمشيان در و بعد از آن هم با آقاي جوزاني در فيلم ايران برگر بازيگري را شروع نمود. البته وي پيش از اين نقش کوتاهي در سريال پايتخت ۲ نيز داشت.
بهرام افشاري تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد مي باشد.
بهرام افشاري قد بلندترين بازيگر ايران مي باشد! او در اين خصوص گفته است:
«اگر بخواهم از ديدگاه خودم بگويم من اين فيزيک بدني را يک امتياز مي‌دانم. شايد اين قدبلند براي هر نقشي خوب نباشد اما سليقه خودم هم نيست که در همه کانال‌ها و سريال‌ها باشم. بيشتر به‌درد نقش‌هاي خاص و تجربه‌هاي خاص مي‌خورم که متفاوت‌تر از کارهاي عاميانه است.»
فيلمهاي بهرام افشاري:
– عصباني نيستم
– لانتوري
– ايران برگر
– نيوکاسل
– کارگر ساده نيازمنديم
سريال هاي بهرام افشاري
– پايتخت ۲
– آسمان من
– علي البدل
– پايتخت ۵
عکس هاي بهرام افشاري:
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاري عکس هاي اينستاگرامي بهرام افشاري
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس بهرام افشاري بازي بهرام افشاري در فيلم کارگر ساده نيازمنديم
بهرام افشاري,تصاوير بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاري عکس بهرام افشاري
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاري بهرام افشاري و محسن تنابنده در سريال پايتخت
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاري عکس جديد از بهرام افشاري
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاري عکس جديد از بهرام افشاري بازيگر قد بلند سينما و تلويزيون
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,تصاوير بهرام افشاري عکس کودکي بهرام افشاري به همراه پدرش
بهرام افشاري,بيوگرافي بهرام افشاري,عکس هاي بهرام افشاري بهرام افشاري در سريال علي البدل
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته


خبرگزاری آريا – بيوگرافي گلچهره سجاديه بازيگر سينما و تلويزيون + عکس هاي گلچهره سجاديه


بيوگرافي گلچهره سجاديه بازيگر سينما و تلويزيون + عکس هاي گلچهره سجاديه

خبرگزاري آريا –
گلچهره سجاديه,بيوگرافي گلچهره سجاديه,عکس هاي گلچهره سجاديه عکس گلچهره سجاديه
بيوگرافي گلچهره سجاديه به همراه جديدترين عکس هاي گلچهره سجاديه
گلچهره سجاديه (زاده ۲۳ مرداد ۱۳۳۳ در اراک) بازيگر تئاتر، سينما، تلويزيون ايراني است. فارغ التحصيل ليسانس رشته تئاتر از دانشگاه تهران مي باشد، فعاليت او قبل از انقلاب اسلامي شروع شده است و سيمرغ بلورين نيز در زمره افتخارات خود دارد
چکيده اي از بيوگرافي گلچهره خليلي:
نام اصلي: گلچهره سجاديه
تولد: ۲۳ مرداد ۱۳۳۳ اراک
مليت: ايراني
پيشه: بازيگر
مدرک تحصيلي: رشته تئاتر دانشکده هنرهاي زيباي تهران
گلچهره سجاديه,بيوگرافي گلچهره سجاديه,عکس گلچهره سجاديه عکس هاي گلچهره سجاديه
بيوگرافي کامل گل‌چهره سجاديه:
گلچهره سجاديه متولد ۲۳ مرداد ۱۳۳۳ در اراک بازيگر تئاتر، سينما، تلويزيون ايراني است. گلچهره سجاديه پس از اتمام تحصيلات متوسطه در رشته تئاتر دانشگاهي ادامه تحصيل داد. گلچهره سجاديه فعاليت هنري را از ۲۰ سالگي در عرصه تئاتر آغاز کرد. در نمايش‌هاي: جادوگران شهر سليم و خانه برنارد آلبا به روي صحنه رفت و نمايش «بازگشتي نيست» را کارگرداني کرده‌است. در ۲۳ سالگي براي نخستين بار در فيلم «کلاغ» ساخته بهرام بيضايي ايفاي نقش نمود. بعد از فيلم‌هاي «موج طوفان» منوچهر احمدي، «ايستگاه» يدالله صمدي و «سفر عشق» ابوالحسن داودي، با فيلم «دندان مار» ساخته مسعود کيميايي در سال ۱۳۶۸ در حاليکه پنجمين فيلم سينمايي‌اش را تجربه مي‌کرد تبديل به يکي از بازيگران مطرح شد که اين همکاري در فيلم‌هاي «گروهبان» و «ردپاي گرگ» با کيميايي ادامه پيدا کرد.
افتخارت گلچهره سجاديه:
– برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از پانزدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم «سرزمين خورشيد» – ۱۳۷۵
– برنده تنديس زرين بهترين بازيگر نقش اول زن از اولين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم «سرزمين خورشيد» – ۱۳۷۶
– کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم «هيوا» – ۱۳۷۷
– کانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از دوازدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم «هبوط» – ۱۳۷۲
گلچهره سجاديه,بيوگرافي گلچهره سجاديه,تصاوير<p style= گلچهره سجاديه، شبنم قلي خاني ،مهرانه مهين ترابي در سريال آنام
فيلمشناسي گلچهره سجاديه:
فيلم هاي سينمايي:
– حوالي اتوبان (۱۳۸۷ سياوش اسعدي)
– نگين (۱۳۸۰ اصغر هاشمي)
– زشت و زيبا (۱۳۷۷ احمدرضا معتمدي)
– هيوا (۱۳۷۷ رسول ملاقلي‌پور)
– سرزمين خورشيد (۱۳۷۵ احمدرضا درويش)
– آرايش مرگ (۱۳۷۳ افشين شرکت)
– هبوط (۱۳۷۲ احمدرضا معتمدي)
– ردپاي گرگ (۱۳۷۰ مسعود کيميايي)
– گروهبان (۱۳۶۹ مسعود کيميايي)
– دندان مار (۱۳۶۸ مسعود کيميايي)
– سفر عشق (۱۳۶۷ ابوالحسن داوودي)
– ايستگاه (۱۳۶۶ يداله صمدي)
– موج طوفان (۱۳۵۹ منوچهر احمدي)
– کلاغ (۱۳۵۶ بهرام بيضايي)
مجموعه تلويزيوني:
– رعنا (۱۳۶۷–۱۳۶۹)
– خانه عروسک (۱۳۷۴)
– تله‌تئاتر «قاضي و رئيس دادگاه خانواده» (۱۳۷۴)
– تلخون (۱۳۸۶)
– سرزمين کهن
– آنام (۱۳۹۶)
گلچهره سجاديه,بيوگرافي گلچهره سجاديه,تصوير<p style=عکس گلچهره سجاديه در يک سريال قديمي
تئاتر:
– سونات پاييزي (۱۳۹۶)
– جعفرخان از فرنگ برگشته (۱۳۵۴)
– سودابه و سياوش (۱۳۵۴)
– جادوگران شهر سيلم (۱۳۵۵)
– رستم و اسفنديار (۱۳۵۶)
– در اعماق اجتماع (۱۳۵۸)
– خانه برنارد آلبا (۱۳۵۹)
– باغ آلبالو (۱۳۷۱)
– ارداويراف‌نامه و اتاق خصوصي (۱۳۸۹)
گلچهره سجاديه,بيوگرافي گلچهره سجاديه,عکس هاي<p style=عکس هاي گلچهره سجاديه
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته



خبرگزاری آريا – بيوگرافي مهسا طهماسبي بازيگر جوان کشور + جديدترين عکس هاي خانوادگي اش


بيوگرافي مهسا طهماسبي بازيگر جوان کشور + جديدترين عکس هاي خانوادگي اش

خبرگزاري آريا –
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,عکس هاي مهسا طهماسبي عکس مهسا طهماسبي بازيگر پر شور و هيجان تلويزيون
بيوگرافي مهسا طهماسبي + جديدترين عکس هاي مهسا طهماسبي
مهسا طهماسبي متولد آبان ۱۳۷۲ در کرج و بازيگر تئاتر و سينما و تلويزيون است. مهسا طهماسبي برادر زاده مائده طهماسبي بازيگر شناخته شده تلويزيون است و فرهاد آئيش شوهر عمه اش مي باشد.
بيوگرافي مهسا طهماسبي:
مهسا طهماسبي آبان ۱۳۷۲ در کرج متولد شد او در رشته تئاتر دانشگاه تهران با گرايش عروسکي کرده است. مهسا طهماسبي اولين تجربه بازيگري اش را در سريال ديوار به ديوار کسب کرده است. مهسا طهماسبي برادر زاده مائده طهماسبي بازيگر شناخته شده تلويزيون است و فرهاد آئيش شوهر عمه اش مي باشد.
مهسا طهماسبي,عمه مهسا طهماسبي,عکس هاي مائده طهماسبي و فرهاد آئيش مائده طهماسبي ( عمه مهسا طهماسبي) و فرهاد آئيش
مصاحبه اي خواندني با مهسا طهماسبي:
خانم طهماسبي لطفا خودتان را معرفي کنيد و چه زماني شروع به کار بازيگري کرديد؟
متولد آبان ماه ۱۳۷۲ هستم. در رشته تئاتر دانشگاه تهران با گرايش عروسکي تحصيل کردم. کار بازيگري را با تئاتر و پيش از آن که وارد دانشگاه شوم، آغاز کردم. وقتي وارد دانشگاه شدم، در سه فيلم سينمايي که دوتاي‌شان ايراني هستند و هنوز اکران نشده‌اند و يکي از آن‌ها فيلمي براي شبکه آرته بود که يک‌سال قبل پخش شد. اين فيلم محصول مشترک ايران و فرانسه بود و عوامل آن ازجمله کارگردان فرانسوي بودند. اين فيلم اولين تجربه من جلوي دوربين بود و فضاي صميمانه و خوبي بر آن حاکم بود. بازي در اين فيلم از اين نظر برايم جالب بود که تجربه همکاري با سينماگران خارجي را کسب کردم. يک‌جورهايي به‌جاي اين که من به خارج بروم، خارج آمد ايران. (مي‌خندد)
از چه زماني به بازيگري علاقه مند شديد؟
در دوران راهنمايي در مدرسه‌مان دو ساعت وقت آزاد در هفته داشتيم که هر دانش‌آموز بنا‌بر علايقش مي‌توانست در آن ساعت آزاد به سمت کارهاي هنري که دوست داشت، برود. من هر سه سال در اين دو ساعت فيلم‌سازي و تئاتر را انتخاب کردم و بسيار به اين هنرها علاقه‌مند شدم. ضمن اين که خانم مائده طهماسبي عمه و آقاي فرهاد آئيش شوهرعمه‌ام هستند و من از کودکي با اين فضا و حرفه آشنا بودم.
از همان اول شغل بازيگري را انتخاب کرديد؟
علاقه به سينما با من بود، اما در دوره دبيرستان وارد مدرسه فرزانگان شدم و در رشته تجربي ادامه تحصيل دادم. تصميم داشتم جراح قلب شوم، اما پيش از ورود به دانشگاه تصميم‌ام عوض شد و به خانواده‌ام گفتم يا هنر مي‌خوانم يا ترک تحصيل مي‌کنم. (مي‌خندد)
خانواده‌ام خيلي شوکه شدند و فکر کردند مي‌خواهم تنبلي کنم و از درس‌خواندن فرار کنم. با عمه‌ام در اين مورد صحبت کردند و خلاصه درنهايت راضي شدند که در دانشگاه هنر بخوانم. خداراشکر الان هم راضي هستند و مي‌توانم بگويم به من افتخار مي‌کنند و خوشحالند که به من اجازه دادند به سراغ علاقه‌ام يعني بازيگري بروم.
آيا پدر و مادرتان شما را درک ميکنند؟
پدرم و مادرم جوان هستند و پدرم هنوز به ۵۰سالگي نرسيده‌اند و ما اختلاف سني زيادي نداريم. خوشبختانه همين موضوع باعث مي‌شود آن‌ها من را درک کنند. مادرم حسابدار هستند و شغل‌شان را دوست ندارند، به‌خاطر همين وقتي در سن ۱۷سالگي جدي درباره شغل آينده‌ و علاقه‌ام به بازيگري با آن‌ها صحبت کردم، متقاعد شدند و همراهي‌ام کردند.
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,عکس هاي مهسا طهماسبي جديدترين عکس هاي اينستاگرامي مهسا طهماسبي
آيا براي ورود به بازيگري پارتي بازي کرديد؟
آقاي سامان مقدم براي نقش کيان به‌دنبال بازيگري جوان بودند و آقاي آئيش به من گفتند که تو را براي بازي معرفي مي‌کنم. البته اين معرفي صرفا در حد پيشنهاد بود و قبلا هم آقاي آئيش من را براي بازي به پروژه‌هاي ديگر معرفي کرده بودند که به سرانجام نرسيده بود.
مي‌خواهم بگويم اين‌طور نبوده که با پارتي‌بازي وارد سينما شده باشم. درواقع شايد معرفي‌ام به پروژه‌ها باواسطه بوده، ‌اما در مرحله بعد همه‌چيز بر‌عهده خودم بوده است. در بازيگري کسي نمي‌تواند با پارتي‌بازي ماندگار شود. اگر کسي بخواهد در اين حرفه بماند، فقط بايد بر استعداد و توانايي خودش متکي باشد. مطمئن باشيد اگر کسي در زمينه بازيگري مستعد نباشد، بعد از مدتي مجبور است از اين حرفه خداحافظي کند.
آيا بازيگري کار آساني است؟
بازيگري کار سختي است، ولي من هميشه فکر مي‌کردم سينما نسبت به ساير مديوم‌ها راحت‌تر است. تصور مي‌کردم بازيگري که تنها در سينما کار مي‌کند و تابه‌حال تجربه تئاتري نداشته، کار خاصي نمي‌کند و بازي در مديوم سينما راحت است، اما وقتي خودم در فيلم‌هاي سينمايي و سريال بازي کردم، متوجه شدم بازي مقابل دوربين هم کار سختي است. به‌خصوص اين که با گروهي حرفه‌اي همکاري داشته باشيد. در چنين موقعيتي شما نمي‌توانيد بد بازي کنيد و کارگردان مرتب کات بدهد؛ چون فقط اين کار خودتان نيست که خراب مي‌شود، بلکه زحمت بازيگران ديگر را هم هدر مي‌دهيد.
آيا دوست داريد که مشهور شويد؟
همه کساني که سمت بازيگري مي‌روند، دل‌شان مي‌خواهد ديده شوند. کسي که بازيگري را انتخاب‌کرده و ادعا مي‌کند دوست ندارد ديده شود يا دروغ مي‌گويد يا بايد از بازيگري خداحافظي کند. من هم دوست دارم کارم ديده شود، به شرطي که در آثاري بازي کرده باشم که مردم دوست داشته باشند. در اين صورت مردم از ديدنم خوشحال مي‌شوند؛ چون به ياد کارهاي خوبي که بازي کرده‌ام، مي‌افتند. اين نوع ديده‌شدن را دوست دارم. درواقع شهرت بدون حاشيه را دوست دارم، شهرتي که به‌واسطه موفقيتم در بازيگري به‌دست‌آمده باشد، نه حواشي آن.
بازي در کدام نقش ها را بيشتر دوست داريد( کمدي يا جدي) ؟
تجربه کمدي برايم خيلي جذاب و خوب بود، اما علاقه شخصي‌ام ژانر درام، فيلم‌ها و سريال‌هاي اجتماعي و جدي است. بازي در نقش‌هاي کمدي کار سختي است، به‌خصوص اين که شما يک کمدين نباشيد. در کل خنداندن مردم در جامعه ما خيلي سخت‌تر از گرياندن آن‌هاست. براي همين فکر مي‌کنم کمدي ژانر سختي است و شما حتما بايد بازيگرِ کمدي باشيد تا بتوانيد در چنين کاري بازي کنيد.
آيا ورزش هم ميکنيد؟
در ايران بازيگري خيلي به چهره متکي است، ولي در کشورهاي ديگر فيزيک بدني و صدا هم خيلي مهم است و جزو رکن‌هاي اصلي بازيگري است. کسي که سبک زندگي خوبي نداشته باشد و ورزش نکند، طبعا پوست خوبي نخواهد داشت و بشاش نخواهد بود. اگر يک بازيگر به‌خاطر عدم تحرک و تغذيه نادرست پوست خوبي نداشته باشد و فيزيک بدني‌اش مناسب نباشد، مخاطب هم او را دوست نخواهد داشت. ضمن اين که در کل براي داشتن زندگي سالم و شاد بايد ورزش کنيم.
روزهايي که صبح زود بيدار مي‌شوم و روزم را با ورزش آغاز مي‌کنم، تمام روز خوشحالم و تاثيرش را کاملا در روحيه‌ام حس مي‌کنم. ورزش صبحگاهي باعث گردش خون در بدن مي‌شود و به‌خاطر همين کل روز احساس نشاط مي‌کنيم.
در دوران راهنمايي به‌صورت حرفه‌اي بسکتبال بازي مي‌کردم، ولي در دبيرستان ديگر ورزش را حرفه‌اي دنبال نکردم. هندبال را تجربه کرده‌ام، در واليبال بي‌استعداد بودم. (مي‌خندد) و مدتي هم فوتبال بازي مي‌کردم و دروازه‌بان بودم. اما در حال حاضر فقط به باشگاه بدنسازي مي‌روم.
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,عکس مهسا طهماسبي تصاوير مهسا طهماسبي
آرزويم براي بازيگري چيست؟
حضور در جشنواره‌هاي معتبر جهاني مانند کن، برلين و اسکار براي هر بازيگري آرزوست و من هم از اين قاعده مستثني نيستم؛ اما هميشه به خودم مي‌گويم الويتم بايد پيشرفت، تلاش و آموختن باشد. اين که خودم حس کنم پيشرفت کرده‌ام و در هر کاري که بازي کنم، اين حس را داشته باشم که از کارهاي قبلي بهتر بوده‌ام، برايم لذت‌بخش است و در اين صورت به آرزويم در بازيگري خواهم رسيد.
ارتباطتان با اعضاي خانواده تان به چه صورت است؟
هميشه خانواده برايم در الويت و عزيز بوده است. هم در خانواده پدري و هم در خانواده مادري‌ام همه به‌شدت به هم نزديک هستند. ما برخلاف خيلي خانواده‌ها که ممکن است با عمه، خاله و عمو در ارتباط نباشند، ارتباط بسيار خوبي داريم و من با همه‌شان رفت‌وآمد دارم.
همه اعضاي خانواده‌ام حق پدري و مادري به گردنم دارند و همه‌شان را خيلي دوست دارم. ما اصالتا بابلي هستيم و يکي از خاله‌هايم در اين شهر زندگي مي‌کند و من با ايشان درست به همان اندازه در ارتباطم که با خاله‌ام که در تهران و نزديک ما زندگي مي‌کنند. همه اعضاي خانواده‌ام را دوست دارم و اصلا نمي‌توانم حتي يک روز را بدون آن‌ها تصور کنم.
آيا آقاي فرهاد آئيش و مائده طهماسبي در اين زمينه کمکتان کرده اند؟
هميشه با عمو فرهاد و عمه مائده مشورت مي‌کنم، به‌خصوص از حالا به بعد اين مشورت بيشتر هم خواهد شد. خوشبختانه اين شانس را دارم که اين عزيزان در کنارم هستند و من قطعا هيچ کاري را بدون مشورت با آن‌ها قبول نخواهم کرد. خداراشکر مي‌کنم که عمه و شوهرعمه‌ام در کنارم هستند؛ چون مي‌توانم بهترين مشاوره و نصيحت‌ها در زمينه کارم را از آن‌ها بگيرم و بشنوم.
عکس هاي مهسا طهماسبي:
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,عکس مهسا طهماسبي و ياسمينا باهر مهسا طهماسبي به همراه ياسمينا باهر و حسن زارعي
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,جديدترين عکس مهسا طهماسبي مهسا طهماسبي، ويشکا آسايش و ياسمينا باهر
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,عکس هاي مهسا طهماسبي عکس هاي پدر و مادر مهسا طهماسبي
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,جديدترين عکس مهسا طهماسبي جديدترين تصاوير مهسا طهماسبي
مهسا طهماسبي,بيوگرافي مهسا طهماسبي,جديدترين عکس مهسا طهماسبي مادر و مادربزرگ مهسا طهماسبي
گردآوري : بخش بازيگران بيتوته


خبرگزاری آريا – بيوگرافي علي مسعودي؛ نويسنده، بازيگر و استندآپ کمدين + تصاوير


بيوگرافي علي مسعودي؛ نويسنده، بازيگر و استندآپ کمدين + تصاوير

خبرگزاري آريا –
علي مسعودي, بيوگرافي علي مسعودي, عليرضا مسعودي علي مسعودي، بازيگر سينما و تلويزيون
زندگينامه علي مسعودي (علي مشهدي)
علي مسعودي يا علي مشهدي نويسنده، بازيگر و استندآپ کمدين اهل ايران است. علي مسعودي فعاليت رسمي خود در عرصهٔ نويسندگي را با نوشتن متن‌هاي چند آيتم از برنامه ساعت خوش در سال ۷۴ آغاز کرد و به گفته خودش او يک نويسنده غريزي است.
چکيده اي از بيوگرافي علي مسعودي
زمينه فعاليت: سينما و تلويزيون
تولد: ۱۹ مهر،۱۳۵۱ – مشهد
محل زندگي: تهران
نام(هاي) : علي مشهدي
پيشه : نويسنده، فيلم نامه نويس، بازيگر و استند آپ کمدين
سال‌هاي فعاليت: ۱۳۷۴-اکنون
علي مسعودي, بيوگرافي علي مسعودي, عکس عليرضا مسعودي عکس هاي علي مسعودي
مصاحبه اي خواندني با علي مسعودي
در خانواده ما آفت به پسرها مي زد
خيلي به اسم فاميلي‌اش عکس العملي نشان نمي دهد و خودش مي گويد بهتر است به جاي «مسعودي» همان «مشهدي» صدايش کنيم چون اين نام به گوشش آشنا تر است. آقاي علي مسعودي يا همان علي مشهدي متولد ۱۹ مهر ۱۳۵۱ است. پدرش نظامي بوده و براي همين بارها به شهرهاي مختلف سفر مي کردند و هرکدام از برادرها و خواهرها در يک شهر به دنيا آمدند.
«ما در اصل بايد ۱۳ تا بچه مي بوديم. فکرمي کنم پدرم مي خواست قبيله درست کند. اما متاسفانه بچه ها با کوچک‌ترين اتفاق از بين مي رفتند و تعدادمان کمتر شد. مثلا يک روز بعد از ظهر خواب بوديم؛ يکي از برادرهايم توي حوض افتاد و خفه شد. يک برادر داشتم ۴۰ روزه بود که فوت شد. البته از ۱۳ تا ۶ تا به ثمر رسيديم. البته خواهر بزرگم چندسال پيش فوت کرد و ۵ تاشديم. آن موقع ها اين مرگ و ميرها براي بچه ها عادي بود. الان خيلي غير عادي به نظر مي رسد. من هم در طول سفر تهران پدرم به دنيا آمدم اما بلافاصله برگشتيم مشهد. خانه ما انگار آفت فقط به پسرها مي زد. براي همين من برادر ندارم.»
پدرم نمي گذاشت شب‌ها تشک بيندازم!
پدر آقاي مشهدي هميشه دوست داشت پسرش پزشک شود. براي همين اصرار کرد که او رشته تجربي را بخواند اما اين اصرار هيچ فايده اي نداشت او مي گويد : «آنقدر مردود و مردود و مردود شدم که آخرش پدرم با پاي خودش رفت دفترچه سربازي گرفت تا من سربازي بروم. من کلا از درس بدم مي آمد. همين الان هم اگر شما يک چيزي دست به من بدهيد و بگوييد بايد بخواني بدم مي آيد و نمي توانم انجام بدهم. پدرم کلا نقطه مقابل من بود. خدابيامرز يک نظامي فوق العاده جدي بود. هيچ وقت نمي خنديد. صبح ها ساعت پنج و نيم صبح بيدارمان مي کرد. آخرين پستي هم که داشت رئيس کلانتري بيرجند بود.
ته خنده پدر من يک لبخند عادي روي لبش بود. يک اعتقادات جالبي هم داشت اينکه مثلا مي گفت مرد بايد ۱۰ شب بخوابد ۵ صبح از خواب بيدار شود. مرد هيچ وقت نبايد زيرش نرم باشد بايد روي چيز سخت بخوابد. هيچ وقت نمي گذاشت من زيرم حتي تشک بيندازم. ولي با خواهرام خيلي مهربون بود. مي گفت آنها فرق دارند چون دخترند!»
علي مسعودي, بيوگرافي علي مسعودي,تصاوير عليرضا مسعودي علي مسعودي عاشق ورزش هاي رزمي و بوکس است
مادرم توي دهانم فلفل مي ريخت!
آقاي علي مسعودي مي گويد آن دوران همه چيز با کتک شروع مي شد. اگر کسي مي خواست با کسي دوست شود، تا يک مدت حسابي کتک کاري مي کردند. تمام سيستم هاي تربيتي نيز کتک کاري داشت. «زمان ما تربيت با کتک شروع مي شد. مثل الان نبود که با بچه گفتگو کنند و قانعش کنند تا کاري را انجام ندهد. کتک حرف اول و آخر را در تربيت مي زد. اما شيوه مادر من «فلفل قرمز» بود. مثلا فکر کنيد درماه اگر مادر من مي رفت ۲ کيلو فلفل مي خريد. ۱ کيلو ۹۹۰ گرمش را توي دهان من مي ريخت. ديگه آخري ها فلفل هم جواب نمي داد. چون جلويش دوتا قاشق فلفل قرمز خوردم تا بفهمد کار از فلفل گذشته است.
من از آن بچه هايي بودم که از فرداي روز اول مهر پدرو مادرم را مي خواستند. بعد بنده خدا مادرم وقتي مدرسه مي آمد تمام معلم ها شروع مي کردند به شکايت کردن؛ آن وقت مادرم بيچاره شروع مي کرد از پسرهاي مرده اش تعريف مي کرد و مي گفت نمي دانم اين چرا اينطوري شده. معلم ها هم براي تربيت من همان فلفل و کمربند را پيشنهاد مي دادند. بيچاره مادرم مي گفت آقا از کمربند گذشته، باباش با بيل مي زنه ديگه!»
علي مسعودي ادامه مي دهد: «زمان ما دوستي ها با دعوا شروع مي شد. من و «احمد مهدوي» از سال ۶۴ تا ۶۵ هر روز باهم دعوا مي کرديم. يک روز در صف گوشت ايستاده بوديم و خواستيم باز دعوا کنيم که گفتم وايسا! اسم تو چيه؟ گفت احمد. گفتم اسم منم علي. از آن روز باهم دست داديم و دوست شديم.»
بچه هاي قديم آدم را لو نمي دادند
وقتي دليل اين همه شيطنت را مي پرسم، همه اش را گردن بيش فعالي مي اندازد و بارها تکرار مي کند واقعا نمي دانم چرا آنقدر شيطنت مي کردم: «بعضي کارها که بچه ها از فکر کردنش هم مي ترسيدند، من انجام مي دادم. حالا نمي دانم بيش فعالي بود يا چيز ديگري اما من انجام مي دادم. دعوا کردن که روتين بود. ولي آنقدر شيطنت هاي من شيرين بود که همه هم‌سن و سالهاي من دوستم داشتند. مثلا معلم خيلي جدي مي گفت اگر جلسه بعد کسي تکليفش را ننويسد سخت تنبيهش مي کنم. اما من هفته بعد واقعا ننوشتم. با خودم مي گفتم بگذار ببينم مي خواهد چه کار کند. جلسه بعد وارد کلاس که شدم همان اول گفت: «مسعودي دفترتو بردار بيار» من هم با کمال پر رويي گفتم: ننوشتم!»
علي مسعودي ادامه مي دهد: «از سال ۶۸ ورزش مي کنم و با اين همه شيطنت هيچ وقت سراغ کار خلاف نرفتم. من حتي لب به سيگار هم نمي زنم. هميشه هم حواسم بود که آبروي خانواده ام را حفظ کنم و باعث خجالت‌شان نشوم و مثلا پايم به کلانتري باز نشود.»
حرف به اينجا که مي رسد، مي پرسيم پس ته همه دعواها چه مي شد که جواب جالبي مي دهد: «خب آن موقع بچه ها خيلي مردتر از بچه هاي الان بودند. هيچ کس اهل چغلي و شکايت کردن نبود. تيکه پاره هم مي شديم کسي چيزي لو نمي داد. مثلا در يک درگيري دست يکي از بچه ها شکست. مي گفت پايم به شلنگ گير کرده و زمين خورده‌ام.»
آقاي مشهدي مي گويد براي دعوا کردن هيچ دليلي لازم نبود و دعواها در محله شان به دو دسته تقسيم مي شد: «يکي از دلايل اصلي نگاه کردن بود! مثلا چشم تو چشم از کنارهم رد مي شديم. کوچه پشتي ما سه تا داداش بودند. اين سه تا داداش بدنسازي مي کردند. توي کوچه که از کنارهم رد مي شديم. نگاه که مي کرديم اين نگاه تبديل به دعوا مي شد. اين اتفاق هر روز مي افتاد. اگر کسي عکس هوايي مي گرفت مي ديد توي هرکوچه سه چهارنفر روي هم افتاده اند و دعوا مي کنند.
يک اصطلاحي در مشهد هست به اسم «چَخ چَخ» که به فعل بعدش بستگي دارد. مثلا در مدرسه مي گفتند:«علي فلاني چخ چخ کرده» يعني کار بدي کرده، يا حرف زيادي زده. بريم بزنيمش. مثلا مي گفتيم بريم چخ چخ کنيم. يعني بريم يه دوري بزنيم و تفريح کنيم. يا مثلا فلاني خيلي چخ چخيه يعني خيلي بچه باحاليه.»
علي مسعودي, بيوگرافي علي مسعودي, عليرضا مسعودي تصاوير علي مسعودي
محله ما به جاي مارادونا، مايک تايسون را مي شناختند
آقاي علي مسعودي عاشق ورزش هاي رزمي و بوکس است. به خاطر همين مي گويد در محله شان در مشهد فوتبال هيچ معنايي نداشته است و همه بچه ها عاشق فيلم هاي بروسلي بودند. «در محله ما چيزي به نام فوتبال معني نداشت. اصلا نمي دانستيم فوتبال چي هست. شايد باورتان نشود، من اغراق نمي کنم. من تا سال ۷۸ نمي دانستم تيمي به اسم استقلال يا پرسپوليس وجود دارد.
اکثر بچه هاي محله ما بوکسور بودند. اگر در مشهد ۴جفت دستکش بوکس وجود داشت. ۲ جفتش در محله ما بود. ما اصلا فوتبال نمي فهميديم. زمان ما جام جهاني ۱۹۸۶ مارادونا حسابي دنيا ترکانده بود. اما توي محله ما کسي مارادونا را نمي شناخت همه دنبال «مايک تايسون» بودند که در ۱۸ سالگي قهرمان بوکس سنگين وزن جهان شده بود. من مجموعا ۱۰ بار فوتبال بازي نکردم. يک بار مدرسه ما گفتند که تيم جمع کنيد و اسمهاي‌ خود را براي مسابقه فوتبال بدهيد.
چون جايزه مي دادند تيم جمع کرديم و اتفاقا اول شديم. اما فکر مي کنيد چطوري؟ داور مسابقه پسرعمه يکي از بچه ها بود قبل از بازي تهديدش کرديم و گفتيم ببازيم تو را ميزنيم! حالا خود مي‌داني. دوتا چک هم پيش پرداخت زديم. بعد رفتيم براي مسابقه؛ حساب کنيد نيمه اول ۶ تا گل خورديم و باختيم. تازه ۲۰ تا گل هم بنده خدا نگرفت. وقتي نيمه تمام شد يکي از هم تيمي ها را فرستاديم دنبال يکي از بچه ها که اسمش «اصغر نظافت» بود. اصغر فوتبالش عالي بود و تيم ابومسلم او را خواسته بود. آن موقع مدرسه ها دو شيفت بود.
بچه ها يکي از شيفت ها را سرکار مي رفتند. اصغر هم سرکار بود. خلاصه اصغر را آورديم و ۶تا گل برايمان زد. بعد هم داور را مجبور کرديم بازي را ادامه بدهد تا ما گل هفتم را بزنيم. گل برتري را که زديم بازي تمام شد. يعني نيمه دوم اگر بايد ۲۰ دقيقه طول مي کشيد کاري کرديم يک ساعت طول بکشد.»
ورودم به دنياي هنر مثل کلاه قرمزي بود
نحوه ورود آقاي مسعودي به دنياي هنر و نويسندگي هم مثل خاطراتش عجيب و غريب است. خودش اين داستان را با کلاه قرمزي مقايسه مي کند. مثل همان گفته آقاي مجري که کلاه قرمزي را سوار اتوبوس کرد و به تلويزيون کشاند. «سال ۷۴ من يک مصاحبه از «ارژنگ اميرفضلي» و «نصرالله رادش» در مجله سينما خواندم که مربوط به ساعت خوش بود. از ارژنگ اميرفضلي پرسيده بودند که اگر جواني استعداد نوشتن داشته باشد شما به او ميدان مي دهيد؟ ارژنگ هم گفته بود بله… کات … من فردايش تهران بودم و مستقيم رفتم ميدان آرژانتين انتهاي خيابان الوند شبکه دوم سيما.
رفتم و گفتم آقاي اميرفضلي من را دعوت کردند و گفته اند هرکس استعداد نويسندگي دارد بيايد. من هم چندتا آيتم نوشته بودم و نشان دادم. آنجا به من گفتند بدهيد که دستشان برسانيم. من گفتم نه خودم بايد ببينم و بگويم. گفتند آخه لوکيشن برنامه اينجا نيست. من آنجا براي اولين بار بود کلمه «لوکيشن» را مي شنيدم. يک دوستي داشتم که ۶ ماه زودتر از من آمده بودند تهران. زنگ زدم و رفتم خانه شان و موضوع را مطرح کردم. دوستم گفت اتفاقا يکي از آشناهاي ما صدابردار آن برنامه است. از همين طريق يک روز رفتم سر ضبط برنامه ساعت خوش. فکر کنيد من اولين بار مهران مديري را از فاصله خيلي نزديک ديدم! آن روز يکهو رضا عطاران وارد اتاقي شد که من بودم و نشست و روزنامه را گرفت دستش. به خاطر از نزديک ديدن رضا عطاران حسابي هيجان زده بودم.
حالا به رضا مي گويم آن روز چقدر از ديدنت خوشحال و هيجاني بودم اما الان اصلا حسابت هم نمي کنم.(خنده) بعد هم همکاري ام با بچه ها ادامه پيدا کرد. اسمم که داخل تيتراژ رفت، حسابي کيف کردم.»
اگر سربازي نمي رفتم، نويسنده نمي شدم
خاطرات علي مسعودي از دوران سربازي باعث شهرتش شده است آنقدر که خودش مي گويد اگر سربازي نمي رفت شايد نويسنده نمي شد. براي همين از او درباره دوران سربازي پرسيديم و اينکه واقعا براي جوانها مفيد است؟ «سربازي واقعا انسان را مي سازد. من هميشه مي گويم. حداقل دو سه ماه آموزشي سربازي خيلي سازنده است. در سربازي همه يک مدل هستند. با يک لباس، يک نوع غذا مي خورند. اصلا مهم نيست که چه کسي چه کاره است و پدر و مادرش چه کسي است. من دو سال سربازي را خيلي حال کردم.
يک تيمساري اسحاقي داشتيم خيلي دوست داشتني و بزرگمرد بود. يک روز من را صدا زد و گفت يک نصيحتي بکنم؟ گفتم بفرماييد. گفت تا زماني که بهت نياز داشته باشند و تخصص داشته باشي به خاطر مهارتت، شر بازي هاي تو را تحمل مي کنند. اما اگر آدم عادي باشي اين خبرها نيست. پس برو يک چيزي يادبگير. آن موقع ها ماشين نويسي بلد بودن خيلي مهم بود. من هم رفتم ياد گرفتم و يک‌بار که خيلي احتياج به ماشين نويس بود من گفتم يک چيزهايي بلدم و بعد از انجام آن کار ۵ روز مرخصي تشويقي گرفتم.
سربازي خيلي چيزها به من ياد داد. در سربازي رفقاي بسياري خوبي پيدا کردم اگر نمي رفتم الان آنها را نداشتم. من فيلمنامه سريال «قرارگاه مسکوني» را براساس دوران خدمتم نوشتم.» مي پرسم اگر بهتر درس مي خوانديد آدم موفق تري نمي شديد؟ « نه، من الان از راهي که آمده ام راضي هستم. نوشتن يک ذوق است. نمي تواني برايش نسخه بپيچي که حتما بايد براي وارد شدن به اين شيوه عمل کرد. من در کل آدم تجربه گرايي هستم. مي خواستم کاري بنويسم درباره کارگرهايي که دور ميدان مي ايستند. ۱۵ روز مي رفتم کنارشان در گرما ايستادم و همراهشان بودم.
براي سر در آوردن از دنياي معتادها، جاهاي ترسناک هم مي رفتم. اما چون رزمي کار هستم نمي ترسم. کلا در دعوا چک اول مهم است! يک کله، يه چپ و راست … طرف ميفته زمين و کار تمام است. وقتي مي گوييم خب حتما از اين به بعد نمي تواني بروي چون معروف شدي مي خندد و مي گويد: « چرا بابا مي روم. الان معروفم چند وقت ديگه کسي من را نمي شناسند.»
علي مسعودي, بيوگرافي علي مشهدي, عليرضا مسعودي علي مسعوي و مادرش
زندگي من خودش فيلمنامه است
بسياري از مخاطبان خندوانه اين سوال برايشان ايجاد شده است که آيا خاطرات علي مسعودي واقعي است يا او اين قصه‌ها را از خودش در مي آورد. مسعودي جواب جالبي براي اين سوالات دارد: «زندگي من آنقدر جذاب است که يک‌بار براي تصويب فيلمنامه ام رفته بودم. اتفاقي شروع کردم از زندگي خودم تعريف کردن، ناگهان مديرشبکه گفت اصلا اين فيلمنامه را بگذار کنار، زندگي خودت آنقدر جذاب است که قابليت سوژه فيلمنامه شدن دارد.
يکي از بچه ها هم گفت که تو تعريف کن خودم مي نويسم. من هم گفتم به شرط آنکه خودم بخوانم و تاييد کنم. ولي چندبار که نوشتند من دوست نداشتم چون قصه زندگي من را تغيير داده بودند.»
علي مسعودي ادامه مي دهد: «خاطرات من کاملا واقعي است. ما واقعا ژيان داشتيم. من واقع درسربازي جورابم توي آبگوشت افتاد. اما يک زماني هست يک جوک بامزه را من تعريف مي کنم. يک زماني فرد ديگري تعريف مي کند. «آهنگِ تعريف‌کردن» خيلي مهم است. اکثر خاطرات من پايه اصلي اش واقعي است. اما خب من نويسنده ام و با فضاسازي ها سعي مي کنم براي مخاطب دلپذير باشد.
مثلا واقعا در سربازي غذا دغدغه است. ممکن است به خاطرش خون و خون ريزي شود. اينطور نيست که من از خودم در بياورم اما سعي مي کنم با هيجان و شوخي هاي عام پسند براي مردم شيرينش کنم. در کل دوستانم از مدل تعريف کردن من خيلي مي خندند. آنقدر که يک بار داريوش سليمي از شوخي هاي من واقعا بيهوش شد. اما خودم خيلي از دست رضا شفيعي جم مي خندم. شما تصويرشان را مي بينيد من با آنها زندگي مي کنم. خاطرات من شيرين است که مردم مي خندند. من فقط خاطرات زندگي ام را با بهترين حالي که مي توانم، تعريف مي کنم.»
هميشه به امام رضا مي گويم ضامنم شود
آقاي مسعودي مي گويد در تمام سختي ها و مشکلات فقط به خدا توکل کرده است و براي کارش خيلي زحمت کشيده ومعتقد است بنده خدا هرچقدر هم بزرگ باشد نمي تواند کسي را بالاتر از خودش ببرد اما خدا مي تواند آدم را آنقدر بزرگ کند که از همه بالاتر باشد و او براي هربار توکل به خدا امام هشتم را واسطه مي کند.
«ما بچه هاي مشهد ارادت خيلي ويژه اي به آقا امام رضا داريم. من ۱۴ سال پيش در اوج نا اميدي و دلشکستگي رفتم حرم امام رضا، دستم را به پنجره فولاد نزدم بلکه پشتم را چسباندم. گفتم يا امام رضا! خدا دست همه بنده‌هايش را مي‌گيرد. تو پشتم باش که پشتم خالي نباشد. هميشه به امام رضا مي گويم تو بين من و خدا ضامن باش. تا الان هم هروقت کسي به من نامردي کرده و يا هرمشکلي داشتم رفتم حرم آقا و حالم خيلي بهتر شده و حاجت هايم را گرفته ام.
اين را به شما بگويم. يک لحظه و آني هست که اگر آن را پيدا کني و از امام رضا بخواهي ديگر سيم شما وصل شده و امام رضا کمک‌تان مي کند. من دوستي داشتم کارگر بود و صاحبخانه اش از خانه بيرونش کرد. يادم مي آيد آن دوستم خيلي گرفتار شد و با گريه رفتيم حرم. همان آدم سه سال بعد همان خانه‌اي که بيرونش کرده بودند را خريد.»
علي مسعودي, بيوگرافي علي مسعودي, عليرضا مسعودي عکس هاي علي مسعودي
فعاليت‌هاي علي مسعودي
نويسندگي
– ساعت خوش
– آشتي‌کنان
– کوچه اقاقيا(۱۳۸۲)
– يک و نيم هفته
– سه در چهار(۱۳۸۷)
– ارث بابام
– راه طولاني
– قرارگاه مسکوني
– آقا و خانم سنگي(۱۳۹۴)
– سه دونگ، سه دونگ
– ورود زنده‌ها ممنوع(۱۳۸۹جواد مزد آبادي)
سينما
– شکلاتي (۱۳۹۵)
– اکسيدان (۱۳۹۵) (نقش کوتاه)
– ثبت با سند برابر است (۱۳۹۴)
– ناردون (۱۳۹۴)
مجموعه تلويزيوني
– سفر در خانه (۱٣٩٦ بهمن گودرزي)
– تنهايي ليلا (۱۳۹۴ محمدحسين لطيفي)(در نقش شيخ قاضي پرونده زمين ليلا)
– سه در چهار (۱۳۸۷ مجيد صالحي)(در نقش دستيار منوچهر)
– بزنگاه (۱۳۸۷ رضا عطاران)
– ليسانسه ها (۱۳۹۶ سروش صحت)
استندآپ کمدي
– مسابقه خنداننده برتر سال ۱۳۹۴
– مراسم ۹ دي در دانشگاه آزاد مشهد
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته
منبع:
mehrnews.com
fa.wikipedia.org



خبرگزاری آريا – محمدرضا هدايتي؛ بازيگر، صداپيشه و خواننده ايراني


محمدرضا هدايتي؛ بازيگر، صداپيشه و خواننده ايراني

خبرگزاري آريا –
عکس هاي محمدرضا هدايتي محمدرضا هدايتي (زادهٔ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۵۲ در چابهار مي باشد

نام و نام خانوادگي محمدرضا هدايتي
زمينه فعاليت بازيگر، خواننده، صداپيشه
تولد ۲۴ ارديبهشت ۱۳۵۲
محل تولد چابهار
مليت ايراني
سال‌هاي فعاليت ۱۳۷۷ تا کنون
فرزندان هامون هدايتي

محمدرضا هدايتي (زادهٔ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۵۲ در چابهار) بازيگر سينما، تلويزيون، تئاتر و صداپيشه و خواننده ايراني است.
محمدرضا هدايتي (زادهٔ ۲۴ ارديبهشت ۱۳۵۲ در چابهار) بازيگر سينما، تلويزيون، تئاتر و صداپيشه و خواننده ايراني است. وي به خاطر نقش‌هاي کمدي او در سريال‌هاي تلويزيوني به کارگرداني مهران مديري شهرت پيدا کرده است. اما پيش از آنکه به شهرت برسد در عرصه تئاتر بسيار فعال بوده است.
زندگي‌نامه محمدرضا هدايتي
محمدرضا هدايتي متولد چابهار در سيستان و بلوچستان است. وي از دوران کودکي به تئاتر روي آورده است. محمدرضا هدايتي خرداد ۷۴ به تهران آمد و در انتشارات مرغ آمين مشغول به کار شد. سال ۱۳۷۷ يک تئاتر هم با اکبر زنجانپور کار کرد به نام گوريل پشمالو اثر يوجين اونيل. تا اينکه سال ۱۳۷۸ اولين همکاري را با مهران مديري در مجموعه تلويزيوني به نام ببخشيد شما؟ را تجربه کرد. از ديگر فعاليت‌هاي او مي‌توان به کارگرداني يک فيلم کوتاه با نام برخورد کوتاه اشاره کرد، وي صدا پيشه عروسک پسر عمه زا هم هست که يک کار عروسکي کلاسيک پرطرفدار در ايران محسوب ميشود.
محمدرضا هدايتي همچنين خوانندگي هم نموده و آلبوم به نام برگ و باد و ماه مي خنده از او وارد بازار شده است.
گفتکو با محمدرضا هدايتي
*دغدغه شما اين روزها به عنوان يک هنرمند چيست؟
دغدغه من هم خارج از دغدغه اجتماع و جامعه‌اي که در آن زندگي مي‌کنم، نيست. به هر حال همان‌طور که خوشبختي فردي نيست، اگر حال ملت خوب باشد، حال ما هم خوب است و برعکس.
* دغدغه شما براي سينماي ايران چيست؟
محمدرضا هدايتي: اين روزها کار مي‌کنيم تا روزهاي پر رونق سينما را ببينيم. بايد کار کرد و سينما را زنده و سر پا نگه داشت. بعضي وقت‌ها فرصت پيش مي‌آيد و يکسري کارهاي فاخر که حرف براي گفتن دارد، ساخته مي‌شود. با اينکه کم است اما مردم و سينماگران قدر آن را مي‌دانند. اميدوارم کارهايي که مايه افتخار سينماي کشورمان است، هر سال بيشتر از سال‌هاي گذشته باشد.
* جوانان علاقه‌مند به حرفه بازيگري نسبت به گذشته براي حضور در عرصه بازيگري راه آسان‌تري دارند؟
محمدرضا هدايتي: به نظرم براي جوانان امروز کار سخت‌تر است. براي اينکه تعداد هنرمندان افزايش پيدا کرده است. فارغ‌التحصيل‌هاي دانشگاه، کلاس‌هاي بازيگري و فيلمسازي نسبت به گذشته بيشتر شده است. در ميان جمعيتي که قرار است وارد کار هنري شوند، کسي که بتواند خودش را نشان دهد راه سختي پيش رو دارد. به همين خاطر بايد کار خاصي ارائه دهد تا ديده شود.
* در اين عرصه به جوانان اجازه مي‌دهند تا خودشان را نشان بدهند؟
محمدرضا هدايتي: من معتقد نيستم که راه ورود به عرصه هنر به جوانان داده نمي‌شود. من به باندبازي اعتقاد ندارم؛ چرا که سه ماهه بيکار هستم و براساس توانايي و کارهايي که از من ديده‌اند، به من نقش پيشنهاد مي‌شود. بنابراين نبايد در مدت بيکاري بگويم، باندبازي است، بلکه بايد به کارهايي که انجام داده ام فکر کنم. فقط مي‌دانم کار نسبت به گذشته خيلي سخت شده است و اينکه بتواني در اين عرصه خودت را نشان بدهي، کار سختي را پيش رو داري.
عکس هاي محمدرضا هدايتي
محمدرضا هدايتي، بازيگر سينما، تلويزيون، تئاتر و صداپيشه و خواننده ايراني است
* شما علاقه به چه نقش‌هايي داريد که نسبت به نقش‌هاي ديگر متفاوت باشد؟
محمدرضا هدايتي: از نقشي که من را به چالش بکشد، استقبال مي‌کنم. دغدغه‌ام اين نيست که فلان نقش را بازي کنم. اگر اين اتفاق بيفتد کار خاصي نداشتم؛ چراکه در ذهن من بود اما چالش رسيدن به يک نقش را دوست دارم. حتي اگر در حد يک سکانس باشد و با کارهاي قبلي‌ام متفاوت، همين يک پويايي است.
* وضعيت اين روزهاي سينما را نسبت به گذشته چطور مي‌بينيد؟
محمدرضا هدايتي: نسبت به دو سال گذشته خيلي بهتر شده است. اما من روزهايي را به ياد دارم که مردم براي سينما صف مي‌کشيدند ولي خيلي سال است، چنين اتفاقي را نمي‌بينيم. عواملي مثل قانون کپي‌رايت و جذب مخاطب از طرف فيلم‌ها بر رونق سينما تاثير مي‌گذارد. البته ميتوانيم مخاطب را با سينما آشتي دهيم.
* کلام پاياني؟
ممنون بابت مصاحبه‌اي که با هم داشتيم، منتظر روزهاي خوب براي سينماي کشورمان هستيم.
تصاوير محمد رضا هدايتي
عکس هاي محمدرضا هدايتي
محمدرضا هدايتي
عکس هاي محمدرضا هدايتي
عکس هاي محمدرضا هدايتي
عکس هاي محمدرضا هدايتي
تصاوير محمدرضا هدايتي عکس هاي محمدرضا هدايتي
محمدرضا هدايتي
عکس هاي محمدرضا هدايتي
تصاوير جديد محمدرضا هدايتي بازيگر، صداپيشه و خواننده ايراني
عکس هاي محمدرضا هدايتي
جديدترين تصاوير محمدرضا هدايتي
گردآوري: بخش بازيگران بيتوته
منبع:
wikipedia.org
yjc.ir