دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود


برترین‌ها- ترجمه از الهام مظفری: آیا از چیزهایی که مجبورید در مدارس عادی یاد بگیرید خسته شده اید؟ آیا دوست دارید مهارت‌های عجیب و کاربردی یاد بگیرید که بتوانید بعدا در زندگیتان استفاده کنید؟ در اینجا با جالبترین دوره هایی آشنا می‌شوید که در نقاط مختلف دنیا برگزار می‌شوند…


کارشناس اِلف

 

اِلف نام موجودی خیالی از افسانه‌های فولکلور ژرمنی است. الف‌ها در اصل موجودات ریزاندامی خوش‌صورتی بودند که در جنگل‌ها و غارها و کنار چشمه‌ها زندگی می‌کردند. در مدرسه ایسلندی الف می‌توانید همه چیز را درباره ۱۳ نوع الف‌ها یاد بگیرید. دانش‌آموزان این مدرسه افرادی را می‌بینند که با این موجودات افسانه‌ای ارتباط شخصی داشته اند. آن‌ها درباره ظاهر الف‌ها، محل زندگی آن‌ها و روابطشان با انسان‌ها آموزش می‌بینند.
دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود 

 


خدمات خاکسپاری

کالج خدمات کفن و دفن گاپتون جونز مکان مناسبی برای کسانی است که دوست دارند در آینده وارد حرفه خاکسپاری شوند. در این کلاس‌ها اثری از ریاضیات و تاریخ نمی‌بینید، اما دوره‌های تخصصی زیادی مثل اصول اخلاق، قوانین مرده شویی و قوانین کفن و دفن را آموزش می‌بینید.

 

دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود 


مدرک زامبی


یک دوره جدید به نام استفاده از زامبی‌ها در فرهنگ پاپ در دانشگاه بالتیمور در سال ۲۰۱۰ برگزار شد. این دوره توسط آرنولد بلومبرگ، پروفسور طراحی ارتباطات برگزار می‌شود و یک نگاه جالب اما آکادمیک به این موجودات ترسناک و نقش آن‌ها در سرگرمی است.

 

دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود

 


دامداری


در کالج دیپ اسپرینگز در کالیفرنیا دانش آموزان باید دامداری کنند. آن‌ها باید علاوه بر کلاس‌های معمولی به گاو‌ها شیر بدهند و از آن‌ها مراقبت کنند. ایده اصلی این موسسه این است که کار دستی به اندازه آموزش‌ فکری برای رشد متعادل شخص اهمیت دارد.

 

 دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود

 

افسون کردن مار

بچه‌های قبیله وادی درهند افسون کردن مارهای سمی را یاد می‌گیرند. آموزش آن‌ها از دو سالگی شروع می‌شود و با مارهای مرگبار کبرا آشنا می‌شوند. تحصیل آن‌ها ۱۰ سال طول می‌کشد و در سن ۱۲ سالگی همه چیزهای لازم درباره سنت‌ باستانی افسون کردن مار با فلوت را یاد گرفته‌اند.

 

دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود

 


جادوگری


مدرسه جادوگری گری در کالیفرنیا اولین مدرسه آکادمیک رسمی است که رازهای جادوگری را به شما می‌آموزد. دانش آموزان این مدرسه در چهار خانه تقسیم می‌شوند و می‌توانند در یکی از ۱۵ دپارتمان آموزش ببینند که شامل کار با چوب جادوگری و دفاع در برابر هنر سیاه هم می‌شود.
دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود 

 


تسخیر شوهر

اولین مدرسه تسخیر شوهر در سال ۲۰۱۰ در ژاپن افتتاح شد. در این مدرسه به دخترانی که دوست دارند ازدواج کنند تاثیرگذاری روی همسر آینده شان، سرو کردن غذا، درست لباس پوشیدن و بسیاری چیزهای مفید دیگر برای زندگی متاهلی را یاد می‌دهند.

 

 دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود

 


دوره‌های بابانوئلی


مدرسه بابانوئل چارلز هاوارد در سال ۱۹۳۷ در میشیگان افتتاح شد. از آن زمان این مدرسه بهدانش آموزان همه چیزهای لازم درباره بابانوئل را می‌آموزد. در اینجا تاریخچه بابانوئل و چگونگی آرایش و لباس پوشیدن مثل او را یاد می‌گیرند. علاوه بر این زبان اشاره سانتا را یاد می‌گیرید و بابانوئل‌های سراسر جهان را می‌بینید.
دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود 

 


ساعت سازی


دانشگاه بیرمنگام در انگلستان تنها جای دنیاست که دوره ساعت سازی برگزار می‌کند. در این دوره دانشجویان درباره تاریخچه زمان و ساعت آموزش می‌بینند. هم چنین کار مکانیکی ساعت‌ها و طراحی و تعمیر آن‌ها را یاد می‌گیرند.

 

 دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود

 


بالا رفتن از درخت

دوره بالا رفتن از درخت در پورتلند، اورگان به افراد اجازه می‌دهد به بخش‌های جدیدی از دنیا دسترسی داشته باشند که قبلا هرگز فکرش را هم نمی‌کردند. دانش آموزان نه تنها ایمن‌ترین راه‌های بالا رفتن از درخت را یاد می‌گیرند بلکه به طبیعت نزدیک‌تر می‌شوند و یاد می‌گیرند چقدر حفظ جنگل برای نسل‌های آینده اهمیت دارد.

 

دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود 

 


سبدبافی زیر آب


اگرچه سبدبافی زیر آب یک دوره کالج یا دانشگاهی بیهوده و بی استفاده به نظر می‌رسد، اما یک علامت تجاری در دانشگاه آریزونا شده است. این دوره در یک فستیوال یادگیری برگزار می‌شود که در آن می‌توانید در دوره های غیررسمی و عجیب و غریب شرکت کنید.

 

دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود

 

متخصص همبرگر


اگر همیشه دوست داشتید مواد مخفی همبرگرهایی را یاد بگیرید که شما را بار‌ها و بار‌ها به مک دونالد می‌کشاند، دانشگاه همبرگر برای شماست. این موسسه در سال ۱۹۶۱ در ایلینوی تاسیس شده و از آن زمان به دانشجویان جنبه‌های مختلف مدیریت رستوران را می‌آموزد.

 

دوره‌های عجیب و غریبی که امروزه برگزار می‌شود 


خبرگزاری آريا – آبي آرام معنويت (۱۴۰)


آبي آرام معنويت (140)

خبرگزاري آريا – برترين ها – گردآوري و طراحي از بهنام رائين: انگار اين کلمات از آسمان مي آيند، آبي اند و آرام، پرسه زدن ميان اين واژه ها حال خوبي دارد، يادت مي آيد که تنها نيستي، که ديده مي شوي، که آويزه ي گوشت باشد در ميان دويدن هاي روزمره، ميانه ي هول و استرس بيهوده و فرسايشي هر روز و هر شب، خداوندي هست که از آسمانش به وسيله بندگان والامقامش برايت کلمات نوراني ميفرستد، در اين سري مطالب جايي باز کرده ايم براي آبي آرام معنويت.
مثل هميشه ما را با نظرات سازنده خود ياري کنيد.
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)
آبي آرام معنويت (140)


دانستنی‌های جالب (۲۴۴)




در زندگی همه ما پیش آمده که برخی اصطلاحات را بدون دانستن ریشه و وجه تسمیه اش بکار ببریم و یا یک رسم و آداب خاص را به صرف تقلید از پیشینیان خود، بدون اینکه بدانیم چیست و از کجا آمده انجام داده باشیم.


خبرگزاری آريا – نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات


نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات

خبرگزاري آريا – برترين‌ها-ترجمه از الهام مظفري: همه ما هديه گرفتن را دوست داريم مخصوصا اگر از طرف کسي باشد که دوستش داريم. مهارت هديه دادن در دنياي حيوانات شناخته شده نيست. اما همان طور که در اينجا مي‌بينيد به نظر مي‌رسد بسياري از حيوانات هديه دادن را دوست دارند. در اين مطلب به نمونه‌هايي از هديه دادن در قلمروي حيوانات اشاره مي‌کنيم.
عنکبوت‌ها
در هديه دادن فقط نوع هديه مهم نيست بلکه چگونه دادن آن هم مهم است. هيچ حيواني بهتر از عنکبوت «Paratrechalea ornata» اهميت اين موضوع را نمي‌فهمد. نرهاي اين عنکبوت آمريکاي جنوبي از هديه دادن براي جذب ماده‌ها استفاده مي‌کنند و براي اين کار تعدادي طعمه را در ابريشم پيچيده و به عنکبوت ماده هديه مي‌دهند. هرچه هديه بزرگتر باشد، شانس عنکبوت نر بيشتر است. جدا از خواص غذايي، تصور مي‌شود اين هديه به دليل شباهتش به کيسه تخم به تحريک ماده‌ها کمک کند.
اما همه ما مي‌دانيم که عنکبوت‌هاي نر دنبال چه هستند و برخي از آن‌ها اصلا اهميتي نمي‌دهند که براي رسيدن به خواسته خود از چه ترفند زشتي استفاده کنند. آن‌ها طعمه‌هاي کم کيفيت يا حتي بقاياي طعمه‌اي که قبلا خورده اند را در ابريشم مي‌پيچند؛ بنابراين وقتي عنکبوت ماده در حال بازکردن هديه خود است، قبل از اينکه متوجه شود عنکبوت نر جفت‌گيري مي‌کند. يک تحقيق نشان مي‌دهد که ۷۰ درصد هدايايي که داده مي‌شود جعلي هستند.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
جيجاق
شايد برخي حيوانات تنها به اين دليل هديه دهند که در ازاي آن چيزي بگيرند، اما جيجاق اوروسيايي اينطور نيست. آن‌ها دوست دارند به جفت خود هديه دهند، چون ماده‌ها از هداياي آن‌ها لذت مي‌برند. شايد درک آن براي ما سخت باشد، اما به نظر مي‌رسد اين پرندگان مي‌توانند از ديدگاه يک پرنده ديگر فکر کنند.
در آزمايشي که انجام شد، اگر نر‌ها مي‌توانستند ببينند جفتشان کرم يا پروانه را مي‌خورد، چيزي که نمي‌خورد را به او هديه مي‌دادند. اگر ماده پروانه مي‌خورد، به او يک کرم مي‌دادند و اگر کرم مي‌خورد به او يک پروانه مي‌دادند و وقتي نمي‌توانستند ببينند پرنده ماده چه مي‌خورد هيچ ارتباطي بين هديه‌ آن‌ها وجود نداشت. اين نشان مي‌دهد که نر‌ها درک مي‌کنند که ماده‌ها دوست دارند چيز جديدي هديه بگيرند. شايد ماده‌ها هر دو را قبول کنند، اما نر‌ها دقت مي‌کنند که کدام آن‌ها را خوشحال‌تر مي‌کند.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
پروانه‌ها
اين پروانه‌هاي شش خال، سيانيد را به عنوان يک مکانيسم دفاعي توليد مي‌کند. اما براي اين کار انرژي و مقدار زيادي از مواد مغذي آن‌ها گرفته مي‌شود. به همين دليل نرهايي که به دنبال جفت هستند از مواد شيميايي توليدکننده سيانيد خود براي جذب ماده‌ها استفاده مي‌کنند. ماده‌ها مي‌توانند مقدار اين ماده شيميايي را در نر‌ها از طريق فرومون‌هاي او تشخيص دهند و نري که بيشترين سطح اين ماده را دارد به عنوان جفت انتخاب کنند. از آنجا که بعد از جفت گيري سطح اين ماده شيميايي در نر‌ها کم و در ماده‌ها زياد مي‌شود، تصور مي‌شود که اين ماده شيميايي از طريق اسپرم منتقل شود. وقتي مادر تخم مي‌گذارد مقداري از اين ماده شيميايي را به نوزادان خود انتقال داده و يک ابزار دفاعي قدرتمند و شانس بقاي بيشتر در اختيار آن‌ها مي‌گذارد.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
بونوبو
بيشتر هدايايي که در دنياي حيوانات داده مي‌شود براي جذب جفت و اظهار عشق است و اغلب ارزش غذايي دارد. اما به عنوان نمونه هديه‌اي که دليلي غير از جفتگيري و توليدمثل داشته باشد، مي‌توانيم به نزديکترين بستگان حيوانمان، يعني بونوبو‌ها اشاره کنيم. آن‌ها عادت دارند به غريبه‌ها غذا بدهند. بونوبو‌ها بسيار اجتماعي و عاشق پيدا کردن دوست‌هاي جديد هستند. به همين دليل خوشحال مي‌شوند اگر با قسمت کردن غذايشان بتوانند با بونوبوهايي از ساير گروه‌ها ارتباط برقرار کنند.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
پنگوئن‌ها
شايد معروف‌ترين نمونه از حيواناتي که به عشقشان هديه مي‌دهند، پنگوئن‌هاي نر باشند که از سنگريزه‌ها به عنوان راهي براي اظهار عشق به ماده‌ها استفاده مي‌کنند. پنگوئن‌ها در تمام عمر با يک جفت مي‌مانند و بنابراين نماد عشق و وفاداري در دنياي حيوانات هستند. شايد شنيده باشيد که نر‌ها به دنبال سنگريزه‌هاي زيبا مي‌گردند تا آن را به جفت بالقوه خود هديه دهند و ماده‌ها به سنگ به عنوان يک قطعه جواهر يا هنر نگاه مي‌کنند. اما در واقع نر‌ها سخت تلاش مي‌کنند تا اين سنگريزه‌ها را براي ماده‌ها پيدا کنند، ولي نه فقط به دلايل زيباشناسي.
پنگوئن‌ها از اين سنگريزه‌ها براي ساخت لانه استفاده مي‌کنند. اما چون پيدا کردن سنگ در قطب جنوب سخت است، براي پيدا کردن آن‌ها بايد تلاش زيادي کنند. وقتي يک پنگوئن نر به ماده يک سنگ هديه مي‌دهد، پنگوئن ماده مي‌فهمد که پنگوئن نر از او مي‌خواهد با هم لانه‌شان را بسازند؛ بنابراين اين سنگ‌ها فقط يک هديه زيبا نيستند بلکه نوعي خواستگاري خاص پنگوئن‌ها به شمار مي‌روند.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
دلفين‌ها
اگر يک چيز وجود داشته باشد که هرگز نبايد به نامزدتان هديه بدهيد، اسفنج است. اما ظاهرا هيچکس به دلفين‌هاي کوهان‌دار اين را نگفته است، چون براي جذب جفتشان اسفنج هديه مي‌دهند. دلفين نر در حالي که آواز مي‌خواند و سعي مي‌کند توجه دلفين ماده را جلب کند، يک قطعه اسفنج از کف اقيانوس برمي دارد، آن را به سطح مي‌آورد و بعد از اينکه آن را بالا ميندازد يا مثل کلاه روي سر مي‌گذارد، به دلفين ماده هديه مي‌دهد.
محققان معتقدند که نر‌ها اين نمايش عجيب را به اين دليل انجام مي‌دهند که به دست آوردن اسفنج بسيار دشوار است. همچنين وقتي اسفنج‌ها مورد حمله قرار بگيرند يک ترکيب سمي منتشر مي‌کنند. به همين دليل فقط باهوش‌ترين دلفين‌ها مي‌توانند آن‌ها را به دست آورند. با اين حال محققان ترديد دارند که دلفين‌هاي ماده اصلا تحت تاثير قرار بگيرند.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
سنگ چشم خاکستري بزرگ
سنگ چشم خاکستري بزرگ يک پرنده نغمه خوان کوچک و ظريف است، اما بر خلاف ظاهرش از نظر شخصيتي يک قاتل کوچولوي ساديستي است که نام مستعار «پرنده قصاب» را به او داده‌ اند. در حالي که بيشتر پرندگان با اين ابعاد چيزهايي مثل کرم يا توت مي‌خورند، سنگ چشم خاکستري بزرگ ترجيح مي‌دهد حيوانات کوچکي مثل مارمولک، قورباغه، موش يا حتي ساير پرندگان را بخورد. اما دليل شهرت قصاب بودنش اين است که به جاي اينکه به سادگي طعمه را بخورد، ابتدا جمجمه يا ستون فقرات آن را خرد مي‌کند و سپس روي چيزي مثل خار يا سيم خاردار آويزان مي‌کند. آن‌ها با اين روش طعمه را چند روز نگه مي‌دارند و هر وقت که خواستند دوباره سراغش مي‌روند. به همين دليل به آن انبار موادغذايي مي‌گويند.
اما در فصل جفت گيري، نر‌ها ذخيره موادغذايي خود را در معرض ديد ماده‌ها مي‌گذارند. هر سنگ چشمي که مواد غذايي بيشتري انبار کرده باشد توجه بيشتري جلب مي‌کند. وقتي ماده‌اي جفت خود را انتخاب کرد مي‌تواند هرچقدر که بخواهد سراغ طعمه‌هاي او برود.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
شاه ماهيگير‌ها
شاه ماهيگيرهاي نر در فصل جفت گيري براي جذب ماده‌ها از ترفند جالبي استفاده مي‌کنند. شاه ماهيگير‌ها معمولا براي اينکه راحت طعمه خود را بخورند از سر مي‌بلعند. اما زمان توليدمثل، نر‌ها ماهي را از عقب نگه مي‌دارند. سپس منقارشان را باز مي‌کنند و يک ماهي را نشان مي‌دهند که به پرنده ماده خيره شده است. تحقيقات امروزي نشان مي‌دهد که هرچه ماهي بيشتري به يک ماده داده شود، بيشتر تخم مي‌گذارد. نظريه غالب اين است که نر‌ها کار سخت شکار را انجام مي‌دهند تا ماده‌ها انرژي خود را براي تخمگذاري حفظ کنند.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات
کلاغ‌ها
کلاغ‌ها به دزديدن اشياي درخشان و براق مشهور هستند. دختر جواني از سياتل به نام گبي، در يک دوره چند ساله با کلاغ‌هاي محله‌اش رابطه خوبي برقرار کرد. اين رابطه از چهار سالگي گبي آغاز شد. کلاغ‌ها بقاياي غذايي که گبي دور مي‌ريخت برمي‌داشتند. خيلي زود، گبي با کمال ميل غذايش را با کلاغ‌ها قسمت مي‌کرد و بعد از چند سال گبي و برادرش هر صبح در حياط به کلاغ‌ها غذا مي‌دادند.
بعد از چند سال، کلاغ‌ها در پاسخ به محبت گبي برايش چيزهايي مي‌آوردند. آن‌ها وقتي همه غذايشان را مي‌خوردند اشياي درخشاني براي گبي باقي مي‌گذاشتند؛ که شامل دکمه، لامپ‌هاي کوچک، پيچ، گوشواره، يک آويز قلب و گردنبند مي‌شد. اگر شما هم مي‌خواهيد با کلاغ‌هاي محلي‌تان رابطه خوبي برقرار کنيد، دائما به آن‌ها بادام زميني با پوست و بي نمک بدهيد تا قلبشان را به دست آوريد.
نمونه‌هايي از هديه دادن در دنياي حيوانات


جادو و جادوگری در ایران باستان


دانستنیها – نازیلا ناظمی: حتما شنیده اید عده ای می گویند گربه سیاه یا کلاغ نماد بدشانسی هستند. به نظرتان این خرافه از کجا می آید؟ باورش سخت است، اما این ها باورهایی است که از میان آموزه های جادوگران باستانی به عصر ما آمده است.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

جادو و جادوگری از قدیم الایام در میان تمامی اقوام و ملت های جهان – بسته به میزان باورپذیری آن ملت – جایگاه ویژه ای داشته است. بررسی تاریخ جادو و جادوگری در جهان امری بسیار حساس و بسیار طولانی است. باورهای جهانی در این باره چنان در هم تنیده اند که تفکیک آنها از یکدیگر دشوار و گاه ناشدنی می نماید. با این حال می دانیم برای درک این مفهوم باید به آغاز زندگی اجتماعی انسان ها و شکل گیری بن مایه های فکری آنان در ابتدای تاریخ بازگردیم.

رویدادهای پر از ابهام، ترس ها، تضاد و دوگانگی های درونی انسان و آن دنیای نامحسوسی که اطراف خود حس می کرد، همه دلایلی برای باور به قدرت هایی نامحدود بودند که می توانست زندگی او و دیگر موجودات را دگرگون سازد. مهار این قدرت نادیدنی، هر چند سخت، اما – به گمان انسان باستانی – توسط گروهی که از دیگر اعضای جامعه متمایز بودند، ممکن بود.

به باور مردم آن زمان ها، این عده با مهار این قدرت می توانستند بر آسمان و زمین و تقدیر موجودات تسلط یابند و راه میانبری برای رسیدن آدمیان به اهداف شان شوند. این افراد که گاه این قدرت ادعایی را در خانواده و طایفه خود به ارث می گذاشتند، یا شاه بودند یا یک پیشوای آیینی و گاهی هم هر دو.

آنجا که ایزدان بسیار دور و غیرقابل دسترس می نمودند یا آنجا که فدیه ها و قربانی ها از جانب رب النوع ها و ایزدان مورد قبول قرار نمی گرفت، این دسته که از آنها با نام کلی «جادوگران» یاد می شود، راهگشای نیاز مردمان می شدند.

«جادو» را باید مجموعه ای از روش ها، باورها و اعمال دانست که به منظور کنترل اوضاع طبیعی برای رسیدن به اهدافی مشخص (که می تواند خوب یا بد باشد)، توسط گروهی خاص مورد استفاده قرار می گیرد. واژه جادو در فارسی به معنی سحر و جادوگری است که از واژه «جادوگ» (jadug) در فارسی میانه گرفته شده است. بر اساس نوشته «هنریک ساموئل نیبرگ» (Henrik Samuel Nyberg، شرق شناس و ایران شناس سوئدی)، این واژه در «فارسی میانه متقدم» به صورت «یاتوک» (uatuk) آمده و صورت باستانی آن «یاتوکا» «yatuka» است که جزء اول آن در اوستا به صورت «یاتو» (yatu) به معنای سحر و جادو به کار رفته است.

در اوستا این واژه به گروهی از دیوان و ارواح پلید اهریمنی نسبت داده می شود که همواره بر ضد ایزدان و نیروهای خیر در نبردند. با وجود این، باید در نظر داشت آنچه در زبان های غربی به معنای جادو و جادوگری استفاده می شود، برگرفته از واژه یونانی «مجی یا» (mageia) یا «مجیک» (magic) است که خود آن از واژه «مغان» (Magon)، یعنی همان طایفه از مادها که عهده دار امور آیینی در دوره ماد و پس از آن بودند، گرفته شده است. همین واژه به صورت معرب آن یعنی «مجوس» در زبان عربی راه یافته است.

جادو در ایران باستان

ریشه های باور به جادو و جادوگری در ایران را باید در اقوام بومی ساکن نجد ایران دنبال کرد. آثار و شواهد یافت شده در تپه های باستانی ایران، روشنگر این مسئله است که این مردمان بی تردید از جادو استفاده می کردند. باور به ایزدانی با قدرت های جادویی که قادر بودند به اشکال گوناگون در آیند، مانند آنچه در میان عیلامیان دیده می شود و همچنین استفاده از پیکره ها و تعویذهایی (بازوبندهایی) با اشکال گوناگون یا علائم و نشانه هایی که برای در امان ماندن از چشم زخم استفاده می شد، همه گویای باور این مردمان به جادو و جادوگری است.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

با ورود آریایی ها به نجد ایران، باورهای بومیان در برابر موجی جدید از باورها و سنت ها قرار گرفت. در هم آمیختگی این باورها به ویژه در مورد آن بخش از باورها که غیرملموس و نادیدنی بودند، با نزدیکی به پیوند به باورهای میان رودان شکلی کاملا دگرگونه یافت. ایزدان و دیوانی قدرتمندتر از گذشته پا به عرصه وجود گذاشتند که برای رام کردن شان نیاز به خونریزی و اعمال ترسناکی بود که تنها از عهده جادوگران بر می آمد.

آیین «مزدیسنا» (زرتشتی) هر چند تعدیلی در این میانه انجام داد، اما نتوانست جهان معنوی را کاملا از وجود این دیوان و اهریمنان پاک کند و «اوستا» کتاب دینی ایرانیان زرتشتی، تبدیل به بهترین منبع برای شناخت باورهای ایرانیان مزدایی درباره جادو و جادوگری شد. در کتاب «وَندیداد» (بخشی از اوستا) آمده که اهریمن در مقابل یازدهمین آفرینش اهورا یعنی سرزمین «هیلمند»، تعدادی جادوگر و جادوهای بسیار را آفرید.

کتاب «بُندَهش» این دیوان را ارواح پلیدی معرفی می کند که ضد ایزدان و امشاسپندان در تکاپو هستند. در کتاب «دینکَرد» که در واقع دانشنامه مذهب زرتشتی است، در تعریف جادوگری آمده است: «برخورداری از خوی پنهان و خویشتن را از آنچه هست جدا نمودن». همچنین در این کتاب آمده است جادوگری از جمله رفتارها و امیالی است که درون همه مردم نهفته و پنهان شده و تنها با دینداری قابل مهار است و جادوگری، یکی از پنج عامل اهریمنی درون انسان است که عوامل دیگر، بدچشمی، رشک، حسد و آز هستند.

با توجه به آنچه در متن اوستا آمده است، روشن می شود جادوگران در زمان زرتشت در میان یکتاپرستان زندگی می کردند و با وجود آن که باورهای خود را داشتند اما تظاهر به دینداری و پایبندی به آیین مزدایی نیز می کردند.

جادو و دشمنان جادو

در نظر ایرانیان باستان، جادو و جادوگران بر دین اهریمن بودند و جادوگری از گناهان بسیار بزرگ بود. بر همین اساس است که می بینیم در کتاب «روایت پهلوی» که بازمانده از دوره ساسانیان است و شامل دستورات جمعی از موبدان است، دومین گناهی که پس از قتل مستوجب مرگ است، جادوگری است. با وجود این و با این که باور بر این بود که جادوگران اتباع اهریمن هستند، گاه برای درمان بیماری ها از وجود آنان استفاده می شد. برای مثال شخصی به اسم «سَترَگ» که ماهرترین درمانگر بود، جادوگری بود که با داروهای گیاهی آشنایی داشت و بیماران را درمان می کرد.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

جالب آنجاست که اعمال سفارش شده برای دور کردن جادو در اوستا، خود به نوعی تداعی کننده رفتار جادوگران است؛ با این تفاوت که این بار، مقام مذهبی آیین زرتشت با کمک ایزدان برای نابودی اهریمنان تلاش می کنند. در بخشی از اوستا در «خرداد یشت» این مقابله این گونه تصویر شده است که مقام مذهبی با خواندن نام ایزد خرداد، شیاری بر زمین می کشد تا به این وسیله خود را از دیو پنهان کند. آن گاه آن مقام مذهبی در سه نوبت به ترتیب، سه و شش و نه شیار بر زمین می کشد و در هر نوبت، سه بار و شش بار و نه بار نام کسی را که می خواهد از او محافظت کند، بر زبان می آورد. در اینجا او خود را با خواندن دعا و توسل به ایزدان پنهان می کند و در میان آن شیارها دست به نابودی جادو می زند. بعدها در دوران قرون وسطی و زمانی که سوزاندن جادوگران تبدیل به مراسم آیینی شده بود، از همین روش برای دور ماندن از شیطان استفاده می کردند.

زرتشت و جادوگری

یادمان باشد اساس مذهب زرتشت بر پایه خیر و شر و نبرد همیشگی روشنایی و تاریکی است، نبردی که در هر صورت پیروزی در آن نصیب روشنایی خواهد شد. می دانیم در این دوران جادوگری رواج داشته است اما باید این را در نظر بگیریم کدام جادو و کدام جادوگر؟

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

همان طور که اشاره شد در کتاب وندیداد یا قانون ضد دیو دستورات و قوانینی برای مقابله با اهریمن و جادوگران آمده است. زرتشت خود زمانی متهم به جادوگری می شود. مدعی می شوند در خانه او نشانه هایی از جادو یافته اند، مو و ناخن و استخوان مردگان. مو و ناخن و استخوان جدا شده از بدن، به ویژه بدن مرده، از نگاه ایرانیان باستان ناپاک است، چرا که به باور آنها می توانند به تصاحب ارواح شریر در آیند. مجازات این کار شدید است، آنچنان که زرتشت را به اتهام جادوگری محکوم به اعدام می کنند اما زرتشت این توطئه مخالفینش را از میان می برد. درست هنگامی که زرتشت در خطر از دست دادن جانش ماست، اسب شاه بیمار می شود. بیماری اسب این است که دست و پایش در بدنش فرو رفته است. زرتشت اعلام می کند که اگر او را آزاد کنند، یک پای اسب را به حالت اول باز می گرداند.

آنان چنین می کنند و زرتشت به وعده خود عمل می کند. در ادامه زرتشت شرط می گذارد که اگر شاه و خانواده اش به دین او در آیند، او اسب را کاملا درمان می کند. به این ترتیب شاه و همه درباریان به دین او مشرف می شوند. شاید به خاطر این نوع روایات از زرتشت است که برخی مفسران غربی او را یک «مُغ جادوگر» می دانستند که با استفاده از قدرت خود حمایت بزرگان را به دست آورده است.

جادوی سفید

گذشته از آن دست از جادوگران که در اوستا و دیگر کتب مذهبی از آنان یاد می شود و به نام دستیاران و پرستنده های اهریمن نامیده می شوند، گروه هایی از منجمین و ستاره شناسان و درمانگران هم به عنوان جادوگر شناخته می شدند. البته جادوی این افراد، به ویژه طالع بینان و خواب گزاران برای درباریان بسیار مهم و حیاتی بود. باور به این افراد تنها خاص طبقه اشراف نبود، اقشار مختلف می توانستند از وجود این طالع بینان و خواب گزاران بهره مند باشند.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

همان طور که پیش از این هم اشاره شد، در مطالعه اوستا و بازبینی داستان های اساطیر و شاهنامه فردوسی، در می یابیم که جادو در هر دو سو، وجود داشته است؛ هم در سوی خیر و هم در سوی شر. گاه جادو با قدرت و درمان آمیخته می شود و با وجود آن که عملی نکوهیده است، اما صورتی لازم می گیرد.

شاید بتوان گفت نوعی جادوی سپید یا جادوگر سپید در برابر جادوی سیاه و جادوگران سیاه وجود داشته است. با بررسی آیین ها و فرهنگ ایرانیان که بازتابی پرقدرت در افسانه ها و داستان های اساطیر دارند، کاملا این دوگانگی آشکار می شود.

پادشاه اساطیری ایران، «فریدون» یا «ثِریت» یک درمانگر طراز اول است که می تواند ضد زهر ماران مقاومت کند. او خاصیت گیاهان را می داند و از ترکیب آنها معجون هایی شفابخش می سازد. اینجاست که جادو با قدرت و درمان آمیخته می شود. یادمان باشد درمانگران خود از جادوگران بودند. همین نگاه به جادو را می توان در داستان سیمرغ و زال هم دید. سیمرغ جادوگری داناست و بر افسون ها و نیرنگ ها آگاه. او از سویی درمانگر است و هرگز به دلیل انجام جادو مورد نکوهش قرار نمی گیرد.

در اوستا و برخی از متون باستانی فهرستی از جادوگران معروف وجود دارد که با آن دسته اول که شاید جزء جادوگران سپید باشند، تفاوت دارند.

از تور تا ملکوس

جادوگران معروف باستانی

پیش از این هم اشاره کرداه ایم وقتی اهورامزدا یازدهمین سرزمین یعنی «هیلمند» (هیرمند) را در سیستان آفرید، اهریمن نیز جادوگرانی را پدید آورد که با جادو برف و تگرگ و ملخ و عنکبوت بر این سرزمین می ریزند. شاید بر اساس همین روایت است که این سرزمین در نظر زرتشتیان دارای بیشترین جادوگران بوده است.

بابل

جادوگری که او را بنیان گذار شهر بابل در زمان «جمشید» می دانند در کتاب «شهرستان های ایرانشهر» که نوشته ای به زبان فارسی میانه و مربوط به پایان دوره ساسانی است، به این مضمون آمده است: «شهرستان زابل را جادوگری به نام «بابل» بنیان نهاد. او در دوران فرمانروایی جمشید شاه (پادشاه اسطوره ای ایران) طلسمی به کار برد؛ به این شکل که مانع از حرکت سیاره تیر (عطارد) شد و بعد با همان طلسم تمامی آسمان را که شامل هفت سیاره و برج های دوازده گانه و فلک الافلاک یا هشتمین طبقه آسمان بود، همزمان به مردم نشان داد. مردم ترسیدند و او را پذیرفتند و شهر بابل ساخته شد.»

تور

«تور» جادوگر، سازنده دژ «ارونداسپ» است که آن دژ را با جادو ساخت.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

ویدِرَفش

«ویدِرَفش» یا همان «بیدرفش» که به نام «بیدرفشِ جادو» هم معروف است از پهلوانان سیاه «ارجاسب» است. او نماینده ارجاسب است تا به دربار «گشتاسب» حامی «زرتشت» برود و او را از پذیرفتن دین جدید منصرف کند. رد این خواسته از سوی گشتاسب، مقدمه جنگ را فراهم می آورد. در این جنگ، «زریر» که برادر گشتاسب است به دست بیدرفش کشته می شود. در کتاب «یادگار زریران»، بیدرفش به دست «بستور» پسر زریر به قتل می رسد و در شاهنامه «اسفندیار» کشنده بیدرفش است. در یادگار زریران آمده است که بیدرفش دارای لقبی خانوادگی به نام «جادوگ» (Jadug) است.

مَلکوس

جادوگری اهریمنی که در پایان اولین هزاره از سه هزار سال پایانی عمر جهان پدیدار شد. او بارانی سهمگین به نام «ملکوسان» به همراه برف و تگرگ بر زمین می ریزد و باعث مرگ بسیاری از مردم می شود.

دورَسرَو

جادوگر معروف دیگر دنیای باستان، جادوگری است به نام «دورَسرَو» که به همراه برادر جادوگرش به نام «برادَروریش» در هنگام تولد زرتشت درصدد کشتن او بوده اند.

اُخت

قهرمان تاریک رساله ای به زبان پهلوی به نام «مادَیان یوشت فریان و اخت». داستان اخت بسیار جالب و خواندنی است. اخت با ۷۰ هزار سپاه وارد شهری می شود و می گوید اگر کودکی که هنوز ۱۵ سالش تمام نشده است نتواند به معماهای او پاسخ بدهد شهر و تمام ساکنانش را نابود می کند. پسری به نام «یوشت فریان» حاضر می شود تا این مسابقه را انجام دهد، به شرطی که اگر توانست به پرسش های اخت پاسخ دهد، اخت هم به سه پرسش او پاسخ دهد و اگر نتواند، کشته شود. اخت شرط پسر را می پذیرد و در نهایت کشته می شود. نام این جادوگر در اوستا هم آمده است.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

قوانین قضایی باستانی درباره جادوگران

در دنیای باستان جادوگری آنقدر مهم بود که قوانین و احکامی هم درباره آن وجود داشته است. این قوانین و اجرای سختگیرانه آن نشان می دهد حتی در دوره ساسانیان، جادوگران یا کسانی که جادوگر واقعی نبوده اند اما تظاهر به جادو می کردند، یا اعمال و رفتارشان حاکی از جادو بوده، وجود داشته اند. تعداد این افراد حتما آن اندازه بوده که وضع قوانین حقوقی در موردشان اجتناب ناپذیر بوده است.

  • در میان احکام دین زرتشت آمده است اگر کسی ببیند که شخص دیگری جادوگری می کند بر او واجب است که دیگران را از اعمال آن شخص آگاه کند.
  • همچنین در حکمی دیگر آمده است که غذا ندادن به جادوگر گناه نیست زیرا آن جادوگر سزاوار مرگ بوده است.
  • در میان قوانین حقوقی دوره ساسانیان قانونی وجود داشت که به موجب آن اگر جادوگری کسی ثابت می شد، همه اموال او به حاکم منتقل می شد و اگر کسی از آن جادوگر آسیبی دیده بود، اموال به آن شخص می رسید.

مغان جادوگر

تعریف کلی تاریخ از مغان این است که آنان را طابفه ای از مادها می دانند که عهده دار وظایف آیینی بودند. این طایفه در دوره هخامنشی نیز بر امور آیینی نظارت می کردند اما نه با اختیار تو اقتدار دوره مادها. طی حکومت سلوکیان و اشکانیان، دیگر کمتر نامی از مغان می بینیم و در دوره ساسانیان، با وجود قدرت یافتن طبقه روحانیون، مغان را در پایین ترین درجه می یابیم.

 
این نادیده گرفتن شاید دلیل بر گفتار گروهی از علمای دینی صدر اسلام باشد که مغان را جدا از روحانیون زرتشتی و در واقع پیروان مهر یا میترا می دانستند. با ورود اسلام به ایران، مغان با واژه «مجوس» شناخته شدند؛ نامی که در انگلیسی به صورت »مگوس» (Magus) ریشه واژه جادو (Magic) شد.

 

 جادو و جادوگری در ایران باستان

دانش مغان در اخترگویی و آشنایی آنان با گیاهان دارویی و چگونگی مداوای بیماران، در کنار آشنایی آنان با اصول و تعالیم آیینی، این گروه و وابستگان آنها را آشنا به علوم خفیه و جادو معرفی می کرد؛ باوری که بعدها در میان غربیان فراگیر شد.

در تاریخ ادیان، مغان و مکاشفان و رمزهای نهانی معرفی می شدند؛ کسانی که بادر بودند با دانش و علم مختص به خودشان، شرایط مطلوب برای خویش و آنانی را که خواهانش باشند فراهم آورند. در بسیاری از کتب حاشیه ای ادیانی همچون یهودیت و مسیحیت، مغان، «جادوگران سپیدی» هستند که با نیروهای فعال در عناصر طبیعت که برای دیگران ناشناخته است، آشنایند.

در روزگار باستان، مغان همواره نقش مشاوران شاه و بلاگردانان جامعه را ایفا می کردند. به باور عمومی، سخن و دانش های کهن آنان بود که سختی ها و مصائب را از مردمان دور می کرد. با شیوع دین محوری در غرب و ورود عناصر یهودی به مسیحیت، هر چند خود آنان مفهوم جادوگری را به کتاب مقدس (عهد عتیق) کشاندند و مطالبی را به عنوان اسرار کتاب مقدس در زمینه جادوگری مطرح کردند، اما مغان و جادوگران را در یک طبقه قرار دادند.

در قرون وسطی بسیاری از کسانی را که در علوم خفیه و دانش های نهانی تحقیق می کردند به نام «مغ» خواندند. این دست مذهبیان مسیحی هر چند آیین و باورهای مغان را محکوم کردند، اما آن دانش و معرفتی را که در واقع مغان را در نظر آنان تبدیل به جادوگران کرده بود، به نفع خود و به تدریج تصاحب کردند و راویان حکمت و عرفان و فلسفه در دوران رنسانس شدند.


خبرگزاری آريا – عکس هاي جالب و ديدني روز سه شنبه ۲۴ بهمن


عکس هاي جالب و ديدني روز سه شنبه 24 بهمن

خبرگزاري آريا –
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,عروسي دسته جمعي عروسي دسته جمعي ۷۰ زوج مسلمان در احمدآباد هند
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,نماي زمستاني يک نماي زمستاني در ميدان سرخ مسکو، روسيه
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,مبارزه با پرتغال مبارزه با پرتغال در کارناوال سالانه اي به همين نام- ايوريا، ايتاليا
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, فولکس واگن فولکس واگن پاسات ۲۰۶ تي اس آي (آر – لاين واگن)
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, بارش برف يک زن هنگام بارش برف سنگين در ميدان سرخ مسکو
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,کارناوال شرکت کنندگان کارناوالي درشمال اسپانيا
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب , المپيک زمستاني المپيک زمستاني ۲۰۱۸ در شهر پيونگ چانگ کره جنوبي
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,موزه آينده موزه آينده در شهر دوبي
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,جمجمه انساني گمرک مرزباني جزيره بالي اندونزي محموله اي قاچاق از دهها جمجمه انساني به مقصد هلند را کشف و ضبط کرد
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, بدون شرح
گردآوري: بخش سرگرمي بيتوته


حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت


برترین‌ها- ترجمه از الهام مظفری: در گذشته‌ای نه چندان دور، تجارت اسکلت و استخوان بسیار رونق داشت. کارشناسان استخوان فهمیدند که چطور آن‌ها را سفید کنند و زیباترین اسکلت‌ها را برای نمایش دادن حفظ کنند. در عین حال تقاضای پزشکان برای مجموعه‌های کامل استخوان برای تحقیقات و خودنمایی زیاد بود.

 

زمانی که تجارت اسکلت رونق داشت، مشاغل وحشتناکی برای حمایت از آن ایجاد شد. برخی استخوان مرده‌ها را از نوانخانه‌ها جمع می‌کردند و برخی توانستند از جمع آوری استخوان از میادین جنگی کاملا ثروتمند شوند. نگهبانان بیمارستان پول بیشتری می‌گرفتند که قسمت‌های قطع شده بدن بیماران را جمع کنند و برخی هم نبش قبر می‌کردند تا استخوان مرده‌ها را جمع کنند.

روغن استخوان


«میتر ماتزور» تنها فرد آمریکایی بود که این مهارت خاص را داشت. او می‌توانست روغن استخوان‌های انسان را بیرون کشد تا اسکلت‌های نمایشی بوی بد ندهند. اگر یک پزشک اسکلت کاملی از یک آمریکایی دیگر می‌خرید، بوی بد مرگ و فساد دفترش را پر می‌کرد. فرآیند از بین بردن بوی تعفن یک راز کاسبی بود. ماتزور این اطلاعات را هنگام تحصیل در پاریس آموخته بود، جایی که بهترین اسکلت سازان قرار داشتند و این راز به به هیچکس در آمریکا نمی‌گفت و هیچکس اجازه نداشت وارد کارگاه کوچک او شود.

در دوران ماتزور، هر سال حدود ۵۰۰ اسکلت برای دانشگاه‌ها و کالج ها، دانشجویان پزشکی و پزشکان، هنرمندان و افرادی که دوست داشتند چیزهای عجیب جمع کنند، به نیویورک سیتی وارد می‌شد. بقیه اسکلت‌های نمایشی محلی بودند و از منابع مختلف به هم متصل می‌شدند. آن‌ها شامل قسمت هایی بودند که در بیمارستان‌ها توسط نگهبانان جمع می‌شدند.

 

حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت

 


کیفیت اسکلت‌ها


دسته بندی کیفی اسکلت‌های کامل، متفاوت بود. برای پزشکان اسکلت درجه یک آماده می‌شد که در سال ۱۸۹۱ حدود ۸۰۰ دلار قیمت داشت. بدترین نوع اسکلت، اسکلت‌های ترکیبی بودند که به جای اینکه اسکلت کامل یک نفر باشند، استخوان‌های قسمت‌های مختلف افراد متفاوت بودند که به هم چسبانده می‌شدند. اسکلت‌های ترکیبی بسیار رایج بودند و اغلب برای نمایش ها، تئاتر‌ها و موارد کم اهمیت خریداری می‌شدند. آن‌ها در مطالعات پزشکی ارزش کمی داشته و اگر جمجمه آن از یک شخص واقعی بود ۱۵۰ دلار قیمت داشتند. اسکلت‌های ترکیبی شامل استخوان‌های جعلی هم بودند و از پالپ کاغذ فشرده ساخته می‌شدند.

 

حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت

 


وقف کار

آقای رابیر در سال ۱۸۹۱ یک فروشگاه کوچک در فیلادلفیا داشت. بالای ورودی خانه و مغازه‌اش تابلویی بود که روی آن نوشته شده بود «عطر فروشی»، اما آنچه در گنجه‌ها و قفسه‌های طبقه دوم وجود داشت عطرها و روغن‌های خوشبو نبود. در واقع آقای رابیر یک دلال استخوان بود. اما چون همسایه‌ها خرافاتی بودند و او نمی‌خواست توجه منفی آن‌ها را جلب کند یک عطر فروشی در طبقه اول راه انداخت تا کسب و کار اصلی خود را پنهان کند.

رابیر یک مرد مجرد فرانسوی بود که بیشتر زمان خود را در کارگاهش در طبقه دوم می‌گذارند. در آنجا اسکلت‌ها را برای فروش می‌گذاشت. هم چنین اتاق خواب او در طبقه دوم انبارش هم بود. دیوار‌ها پوشیده از استخوان بودند. اسکلت‌های کاملی هم برای نمایش قرار داشتند و روی هر چهار گوشه تختش یک جمجمه قرار داشت.

 

او برای تهیه اسکلت‌های با کیفیت، بیشتر استخوان‌ها را از فرانسه وارد می‌کرد. او ادعا می‌کرد استخوان‌های آمریکایی و آلمانی کم جوشیده و زبر هستند. استخوان‌های فرانسوی تحت فرآیند پاکسازی قرار می‌گرفتند که دو تا سه ماه طول می‌کشید و استخوان‌ها همیشه سفید و براق بودند. آقای رابیر به محض دریافت استخوان‌ها آن‌ها را به هم وصل می‌کرد و اسکلت‌های کاملی می‌ساخت که بهترین نمونه‌های اسکلت ساخته شده در این کشور بودند.
حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت
 


آماده سازی استخوان‌ها


آماده سازی استخوان‌ها برای اسکلت‌های نمایشی فرآیند چندش‌آور و خسته‌کننده‌ای در فرانسه سال ۱۸۹۲ بود. ابتدا با یک چاقو همه چربی‌ها، ماهیچه‌ها و بافت‌ها از روی استخوان کنده می‌شدند. بعد از اینکه همه گوشت‌ها تمیز شدند، استخوان‌ها جوشانده می‌شدند. در این مرحله باید به دقت مراقب بود تا استخوان‌ها بیش از حد نجوشاند و سفت نشوند. سپس در آفتاب قرار داده می‌شدند که باعث می‌شد استخوان‌ها سفید شوند و بقایای چربی داخل استخوان‌ها خارج شود.

 

در نهایت استخوان‌ها با اتر و بنزین و سایر مواد شیمیایی روشن می‌شدند. این فرآیند شیمیایی چیزی بود که استخوان‌های فرانسوی را ازاستخوان‌های سایر کشور‌ها متمایز می‌کرد. آن‌ها هرگز زرد نمی‌شدند و در هوای گرم بوی بدی نمی‌دادند. بعد از فرآیند خسته کننده آماده سازی استخوان ها، یک استاد استخوان شروع به وصل کردن ستون فقرات با یک میله برنجی می‌کرد. از سیم‌های برنجی برای نگه داشتن قفسه سینه در جایش استفاده می‌شدند و از قلاب و لولا برای مونتاژ کردن بقیه اسکلت استفاده می‌شد، بنابراین اسکلت می توانست به همان شکلی که در گوشت بود حرکت کند.

 

حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت

 


لندن اجسادش را برد

در لندن سال ۱۸۹۹ جسدهای ناشناس کارگاه‌ها و بیمارستان‌ها بعد از کالبدشکافی، برای ساخت اسکلت‌های نمایشی تمیز می‌شدند. اما نسبت به تقاضا، جسد به تعداد کافی وجود نداشت. به همین دلیل کسانی که استخوان جمع می‌کردند، مجبور بودند منتظر جنگ باشند، سپس جسد کامل دشمنان را از میدان جنگ جمع کرده و به اسکلت‌های قابل فروش تبدیل می‌کردند.

 

دلالان اسکلت ادعا می‌کردند که در ساخت اسکلت‌ها از هیچ سرباز بریتانیایی استفاده نمی‌شود. در واقع آن‌ها ادعا می‌کردند با بدن قوی درویش‌ها، بهترین و سفیدترین اسکلت‌های نمایشی را می‌ توان ساخت. علاوه بر این، اسکلت‌های درویشی در مقایسه با اسکلت‌های کارگاه‌های لندن قیمت بالایی داشتند.

 

حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت 

 


استخوان‌های وحشتناک بریتانیایی


در سال ۱۹۰۰ همه دنبال این بودند که بهترین مجموعه استخوان درویشی را داشته باشند. در عین حال استخوان‌های بریتانیایی ضعیف‌ترین کیفیت استخوان را داشتند. آن‌ها اغلب زرد و کوتاه بودند. مهم نبود چقدر استخوان‌های بریتانیایی را سفید کنند، آن‌ها همیشه کمی زرد به نظر می‌رسیدند.

 

اما استخوان‌های فرانسوی در میان کلکسیون‌داران بسیار محبوب بودند. فرانسوی‌ها استخوان‌های محکمی داشتند که به راحتی سفید و صیقلی می‌شد. قیمت اسکلت کامل فرانسوی‌ها بسته به کیفیت کاری که روی آن‌ها انجام می‌شد از متوسط به بالا بود.شکی نیست که رژیم غذایی و شرایط کار بریتانیایی‌ها را به کیفیت ضعیف استخوان هایشان ربط داشت.
حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت 

 


پیش‌فروش استخوان

فروش استخوان قبل از مرگ در گذشته رایج بود. برای مثال در سال ۱۹۰۷ داستانی درباره مرد جوانی منتشر شد که چند ماه از ازدواجش می‌گذشت که تصادف کرد و پایش را از دست داد و از شدت جراحات داخلی در حال مرگ بود. او تصمیم گرفت آخرین کاری که می‌تواند برای همسر محبوبش بکند و برای این کار استخوان هایش را فروخت. به او ۵۰ دلار بابت پیش پرداخت استخوان هایش پرداخت کردند.

 

همسرش به بیمارستان رفت تا برای آخرین بار او را ببیند که مرد جوان پول فروش استخوان هایش را به عنوان هدیه به او داد. اما اگر در حال مرگ هم نبودید می‌توانستید از استخوان‌های دیگران کسب درآمد کنید. کاوشگران و مسافران با جسد مردم بومی از سراسر جهان به لندن یا پاریس برمی گشتند و آن‌ها را به دلالان استخوان می‌فروختند.
حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت 

 


سر مجرمان


فرانسوی‌ها اغلب جمجمه مجرمان را نگه می‌داشتند، چون معمولا خانواده‌ها بقایای آن‌ها را نمی‌خواستند. در برخی انبارهای اسکلت در فرانسه در سال ۱۹۱۳، به خصوص در پاریس، اتاقی بود که به جمجمه مجرمان اختصاص داشت. اغلب نام مجرمان و تاریخ اعدامشان روی این جمجمه‌ها چسبانده شده بود. حتی برخی از آن‌ها کتابچه‌ای داشتند که جرمشان با جزئیات در آن نوشته شده بود. این جمجمه‌ها برای فروش بودند و توسط علاقمندان و پزشکان جمع‌آوری می‌شدند. علاوه بر این جمجمه‌ها و اسکلت‌ها را اجاره هم می‌دادند. اگر کسی نمی‌توانست استخوان‌ها را بخرد می‌توانست برای مدتی که نیاز داشت، مثل یک سخنرانی یا یک نمایش عمومی آن را اجاره می‌کرد.
حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت 

 


قطعات یدکی


فروش قسمت‌هایی از اسکلت، که به آن قطعات یدکی هم می‌گفتند در تجارت اسکلت رونق داشت. این قطعات اغلب از بیمارستان‌ها بعد از قطع عضو یا در کالبدشکافی جمع می‌شدند. گوشت آن‌ها را جدا کرده، سفید می‌کردند و سپس در جعبه‌های منظمی در انبار‌ قرار می‌دادند. هرچند برخی از آن‌ها برای ساخت اسکلت‌های ترکیبی استفاده می‌شدند، اما بیشتر قطعات یدکی به عنوان جایگزین برای استخوان‌های شکسته یا گم شده به کار می‌رفتند. برای مثال اگر یکی از انگشتان پای اسکلتتان شما گم می‌شد آن را به یکی از بهترین انبارهای استخوان می‌فرستادید و آن‌ها یک استخوان جدید مناسب اسکلتتان به شما می‌دادند.

 

تقریبا همه شهرهای بزرگ اروپا یکی دو انبار استخوان داشتند. این انبارهای مخصوص از چشم عموم مردم به دلایل خرافی مخفی بودند. اگر به اندازه کافی خوش شانس بودید که ارتباط مناسب برقرار کنید، همه نوع استخوان از ناقص تا مجموعه کامل در دسترستان بود. سن استخوان‌ها از نوزاد تا بزرگسال متفاوت بود.

 

حقایق تاریخی درباره تجارت اسکلت 


خبرگزاری آريا – حرفِ دل، حرفِ حساب (۱۶۳)


حرفِ دل، حرفِ حساب (163)

خبرگزاري آريا – برترين ها – گردآوري و طراحي از بهنام رائين: هر آنچه که از جان و دل آيد لاجرم بر دل نشيند؛ اين سخن معروف از شيخ اجل مقصود را به سادگي و بدون نياز به توضيح بيشتري بيان مي‌کند. يک جمله و سخن تاثير گذار و شنيدني لزومي ندارد که حتما توسط يک نويسنده، فيلسوف، دانشمند يا انسان مشهور و شناخته شده اي گفته شود، گاهي جملاتي ساده و خودماني که گوينده و نويسنده ي آن ها در حريم کوچک و دوست داشتني خود و اکانت توئيترش مي‌نويسد و فرد مشهوري هم نيست، ولي جمله اش خيلي تاثير گذار تر از هزاران جمله اي است که هر روز و شب در شبکه هاي اجتماعي و سايت ها و مسنجر ها جلوي چشم خود مي‌بينيم و سعي مي‌کنيم از آنها بهره ببريم. اين جمله ها و توئيت ها همگي حرف دل هستند، حرف دل کساني که چون هم سطح افراد جامعه و غرق در آن هستند و نگاهي عميق به آن دارند، خيلي ملموس تر و به تبع آن تاثير گذار تر است.
اين جملات کپي و فيک نيستند و نويسنده ي همه ي آن ها مشخص است. حالا يا با نام واقعي خودش يا با نام مستعاري که براي خود انتخاب کرده و با آن در شبکه هاي اجتماعي و بدون دغدغه ي ديده شدن قلم مي‌زند. مجله اينترنتي برترين ها تلاش دارد در سري مطالب جديدي که با تيتر «حرف دل، حرف حساب» خدمتتان ارائه مي‌کند، گزيده اي از اين جملات را براي شما انتخاب و تقديمتان کند. شايد با اين کار هم اثر پذيري اين جملات فراتر از مخاطبان محدود آن ها بشود و همچنين شايد يک روزي، يک جايي، يکي از اين جملات به درد يک نفر بخورد و حتي مسير زندگي اش را تغيير بدهد. اميدواريم.
مثل هميشه منتظر نظرات، انتقادات و پيشنهادات سازنده شما عزيزان هستيم.
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)
حرفِ دل، حرفِ حساب (163)


مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد


برترین‌ها: هنر عقاید، تعصبات و حتی تصور ما را از آنچه باور داریم امکان‌پذیر است را به چالش می‌کشد. مجسمه‌ها یک رسانه فوق العاده برای این منظور هستند، زیرا به هنرمند اجازه می‌دهند چشم بیینده را فریب دهد و با درک بیننده از منطق بازی کند. مجموعه مجسمه هایی که در این مطلب می‌بینید همین کار را می‌کنند. باتوجه به قوانین گرانش و فیزیک آن‌ها باعث شگفتی شما می‌شوند.

 

 مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد

اثر لورنزو کویین (Lorenzo Quinn)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر دانیل فرمن (Daniel Firman)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر فردریک رادوم (Fredrik Raddum)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر «Smaban Abbas»

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر کندی لنک (Candy Lenk)

 

 مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر برونو کاتالانو (Bruno Catalano)

 

 مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر تام فرانتزن (Tom Frantzen)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر لئوناردو ارلیچ (Leandro Erlich)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر تام اکرت (Tom Eckert)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر گری جودا (Gerry Judah)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر «Jerzy Kędziora»

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر فابین مرل «Fabien Mérelle»

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر لئوناردو ارلیچ (Leandro Erlich)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر الکس چینک (Alex Chinneck)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر آدریان گری (Adrian Gray)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر مناش کدیشمن (Menashe Kadishman)

 

مجسمه‌هایی باورهایتان را به چالش می‌کشد
اثر امیل آلزامورا (Emil Alzamora)


خبرگزاری آريا – چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟


چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟

خبرگزاري آريا – برترين‌ها: تا به حال شده يک اسکناس ده هزار توماني را از وسط نصف کنيد و از آن به عنوان دو اسکناس پنج هزار توماني استفاده کنيد؟ البته که نه. حتي تصور اين کار هم احمقانه به نظر مي‌رسد. علاوه بر اين، نصف کردن يک تمبر پستي آن را فورا باطل مي‌کند و تمبر ديگر قانوني نيست.
چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟
اما زماني نه چند دور، ادارات پست به تمبرهاي نصفه و بريده افتخار مي‌کردند. اگر اهل تمبر جمع کردن نباشيد اجتمالا درباره تمبرهاي نصفه چيزي نشنيده يا نديده ايد. اين‌ها تمبرهايي هستند که اغلب به صورت مورب بريده شده و در ادارات پست براي پرداخت نيمي از قيمتشان استفاده مي‌شدند. براي مثال يک تمبر ده سنتي نصفه به عنوان دو تمبر پنج سنتي به کار مي‌رفته است. حتي برخي تمبر‌ها به سه يا چهار قسمت هم تقسيم مي‌شدند.
چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟
اين کار فقط در موارد خاص مجاز بود، زماني که موجودي يک تمبر خاص رو به اتمام بود و رئيس پست به نصف کردن اين تمبر‌ها به صورت عمودي يا مورب متوسل مي‌شد و دو تمبر توليد مي‌کرد که هر کدام نيمي از ارزش تمبر اصلي را داشتند.
چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟
اين کار بيشتر در اواخر دهه ۱۸۴۰ و اوايل ۱۸۵۰، يعني در سال‌هاي اوليه سيستم پستي و تمبر اتفاق مي‌افتاد. دوراني که روش‌ها و مکانيزم‌هاي توزيع تمبر هنوز پيشرفته نبودند. ايالات متحده آمريکا، بريتانيا، آلمان و بسياري از کشورهاي اروپايي و آسيايي زماني از اين تمبرهاي بريده شده استفاده مي‌کردند. مکزيک تمبر‌ها را به دو، سه، چهار، پنج و حتي هشت قسمت تقسيم مي‌کرد.
چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟
امروزه اين تمبر‌ها براي کلکسيون‌داران تمبر ارزشمند هستند، چون کمياب هستند، اما فقط در صورتي که قسمت بريده شده هنوز روي پاکت نامه باشد و مهر پست ثابت کند که به عنوان يک محموله پستي پذيرفته شده است. در غير اين صورت هر کسي مي‌تواند تمبر‌ها را نصف کند.
چرا اين تمبرهاي پستي نصفه هستند؟


1 82 83 84 85 86 92