شوخی با تاریخ هنر (۳)


برترین‌ها: موزه‌ها و گالری‌های هنری
می‌توانند تجربه گیج کننده‌ای برای بازدیدکنندگان باشند. خوشبختانه برخی
افراد این ایده‌های قدیمی را گره گشایی کرده و به زبان قابل فهمی برای ما
ساده کرده اند. در این مطلب برخی از بامزه‌ترین شوخی‌های هنر کلاسیک را
مشاهده می‌کنید که غیرممکن است به آن‌ها نخندید. این آثار هنری ثابت
می‌کنند هیچ چیز در چند قرن اخیر تغییر نکرده است. به نظر شما کدام از همه
بامزه‌تر است؟


وقتی دارن دفنت می‌کنن و می‌شنوی که میخوان چند تا از پیام های گوشیت رو بخونن

 

 شوخی با تاریخ هنر (۳)


وقتی مامانت یه جوک مسخره تعریف می‌کنه، اما به پولش نیاز داری

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 

 

وقتی معلم جایگزینی و نمی‌تونی کلاس رو کنترل کنی

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 
وقتی مادربزرگت داره میمیره، ولی تو فردا امتحان داری

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی بیرون خیلی سرده، ولی میخوای خوش تیپ باشی

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی میری تشییع جنازه یک نفر، ولی خوشحالی که مرده

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی دی‌جی هستی و همه صف گرفتن و آهنگ درخواستی دارن

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی بهت میگه پسر قدبلند دوست داره

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی میگن بچه‌ها اجازه ورود ندارن و میخوای ادای بزرگتر‌ها رو دربیاری

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 

وقتی داری از خواب می‌میری، ولی می‌خوای تمومش کنی

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی رفتی زیر پتو و منتظری گرم بشه

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی داری از دل پیچه می‌میری، ولی خودتو نگه می‌داری، چون پول دادی نقاشیت رو بکشن

 

شوخی با تاریخ هنر (۳)


وقتی یهو یاد غم و غصه هات میفتی

 

 شوخی با تاریخ هنر (۳)


وقتی دیر به کلاس میرسی و در بسته است

 

 شوخی با تاریخ هنر (۳)

 وقتی سعی می‌کنی بعد از باخت سرتو بالا نگه داری

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی به معلم التماس می‌کنی تکلیف خونه نده

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی مادرت شروع به تعریف کردن ماجراهای خجالت آور کودکیت می‌کنه

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


وقتی بهت غذا تعارف می‌کنن، ولی یه لقمه هم نمی‌تونی بخوری

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 

 


وقتی هیچکس نمیگه لباس جدیدت چقدر قشنگه

 

شوخی با تاریخ هنر (۳) 


رئیس پلیسی که سردسته دزدها بود


مامور پلیس آفریقای جنوبی عجیب ترین سرقت های بانکی دنیا را رقم زد

دو هفته نامه سرنخ – ندا بهجتیان: آندره استاندر یکی از مشهورترین افسران پلیس و در عین حال سارقان بانک در آفریقای جنوبی بود. او از این جهت یک پلیس ویژه به حساب می آمد که خودش خلاف می کرد و خودش در نقش افسر پلیس به دنبال خودش می گشت. این مرد شگفت انگیز در فرصت محدودی که برای صرف ناهار داشت از بانک ها سرقت می کرد و دوباره پس از ساعت ناهار مثل یک پلیس وظیفه شناس به کار خودش مشغول می شد.

 

 رئیس پلیسی که سردسته دزدها بود

استاندر، یک مامور عالی رتبه پلیس آفریقای جنوبی بود که در زمان جنگ های خونین بین سفیدپوستان و سیاه پوستان به جایگاه بالایی در نیروی پلیس رسید. این جنگ همان مسئله ای بود که طبق ادعای خودش از او یک خلافکار ساخت.

آندره صبح ها لباس فرم خود را پوشیده و به مرکز پلیس ژوهانسبورگ می رفت، جایی که سال های سال به عنوان یک پلیس وظیفه شناس و البته خوشنام به مردم خدمت کرده بود اما هیچ کس نمی دانست پشت نقاب این پلیس وظیفه شناس چه انسان جنایتکاری پنهان شده است.

ساعت ناهار و استراحت تنها دو ساعت بود اما همین دو ساعت کافی بود تا آندره بتواند نقشه های شوم خودش را عملی کند. مدتی بود که در این شهر و شهرهای اطراف از جمله دوربون سرقت های زنجیره ای از بانک ها آغاز شده و البته آندره مامور رسیدگی به آنها بود.

آندره در فرصت صرف ناهار از مرکز پلیس خارج شده و معمولا به سمت فرودگاه ژان اسماتس می رفت. سپس از آنجا اتومبیلی کرایه کرده و به دوربون می رفت. در مکانی خلوت برای خودش کلاه گیس و سبیل مصنوعی می گذاشت و سپس به سراغ بانکی می رفت که از قبل نشان کرده بود.

از آنجا که آندره چهره خود را به خوبی تغییر می داد هرگز کسی فکرش را هم نمی کرد که این سارق مسلح همان افسر پلیس مورد اعتماد باشد. در آن زمان بانک های آفریقای جنوبی از سیستم های امنیتی بسیار پایینی برخوردار بودند. در مقابل متصدیان هیچ شیشه ای قرار نداشت و بسیاری از کارمندان به خاطر بیکاری معمولا پشت میزهای خود نبودند.

آندره بعد از ورود به بانک، یکی از کارمندان را انتخاب کرده و به آرامی روبروی او می نشست. سپس با تهدید اسلحه از او می خواست تا کیفش را پر کند. او سپس با خونسردی کیف پول را گرفته و بانک را ترک می کرد بدون این که هیچ شخص دیگری در بانک متوجه قضیه بشود. او سپس دوباره سوار بر اتومبیل کرایه ای شده به فرودگاه می رفت و سپس با تعویض لباس دوباره به مرکز پلیس بازگشته و بعد از دریافت خبر سرقت از بانک، پرونده جدید را پیگیری می کرد.

در مدت سه سال، آندره توانست با سرقت هایش از بانک ۱۰۰ هزار راند – پول رایج آفریقای جنوبی – به دست بیاورد در حالی که بیشترین مبلغ حقوق در آن زمان ۲۰۰۰ راند در ماه بود. او با این شیوه به ثروت چشمگیری دست یافت و توانست در کنار کار در مرکز پلیس یک فروشگاه سوغات و صنایع دستی در دوربون باز کند و همچنین خانه ای مجلل در پومونا خرید.

 

 رئیس پلیسی که سردسته دزدها بود

خانواده قانونمند

آندره پسر یکی از بزرگ ترین و مشهورترین فرماندهان نظامی در آفریقای جنوبی بود؛ ژنرال فرانس استاندر که ریاست سازمان زندان ها را نیز بر عهده داشت.

به خاطر شغل پدر، آندره همیشه از کودکی تحت فشار بود تا درس خود را در رشته های حقوقی ادامه داده و شغلی نظامی داشته باشد. به عنوان یک نوجوان او هیچ انتخاب دیگری نداشت و باید شغل خانوادگی را ادامه می داد و مانند پدر و دیگر برادرانش مرد قانون می شد.

پس از اتمام تحصیلات در دانشکده پلیس پرتوریا، در سال ۱۹۶۳ او در مرکز تحقیقات و بررسی جرم در کمپتون پارک مشغول کار شد اما این کار، کار مورد علاقه او نبود ولی کار در این مرکز باعث شد که او با انواع و اقسام جرایم آشنا شود و همین مسئله سبب شد در سال ۱۹۷۷ نقشه اولین سرقت بانک را کشیده و آن را عملی کند.

در فاصله سال های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰ او هزاران راند به دست آورده بود که همین موضوع باعث شد تا در تصمیم خود برای ادامه سرقت ها جدی تر شود.

دستگیری سارق زیرک

آندره مدت زمان زیادی توانست از دست پلیس بگریزد زیرا تمام شگردهای آنها را به خوبی می دانست اما زمانی که تاکتیک های خود را تغییر داد، راز چند ساله اش برملا شد. در آن سرقت او برای اولین بار اتومبیلی را که اجاره کرده بود دزدید.

 

 رئیس پلیسی که سردسته دزدها بود

زمانی که اتومبیل سرقتی پیدا شد، سبیل و کلاه گیسی که او در زمان سرقت استفاده می کرد در آن قرار داشت. در آن زمان آندره در اتومبیل نبود و برای همین پلیس که احتمال می داد شاید او دوباره به سراغ اتومبیل بیاید تا آثار جرم را محو کند به صورت نامحسوس این خودرو را تحت نظر گرفت و زمانی که پلیس خیانکار با کیفی حامل حدود ۴۰۰۰ راند به سمت اتومبیل آمد، دستگیر شد.

پس از سرقت از ۳۰ بانک، آندره بالاخره لو رفته و توسط پلیس دستگیر شد. در دادگاهی که در ششم می ۱۹۸۰ برگزار شد، این پلیس سارق به ۷۵ سال حبس محکوم شد. بعد از اولین جلسه محاکمه آندره ادعا کرد انگیزه او برای سرقت و ایستادن در برابر پلیس و قانون از سال ۱۹۷۶ و از زمانی آغاز شده که نیروهای پلیس بیش از ۲۰ نفر از افراد غیرنظامی و بومی سیاه پوست تمبیسا را به قتل رساندند.

آندره گفت: «در آن زمان از من نیز خواسته شده بود که همراه این نیروهای پلیس برای قتل عام سیاه پوستان بروم که این کار را نکردم اما از همان روز با نیروهای پلیس احساس دشمنی شدیدی پیدا کردم.»

باند استاندر

آندره ۱۷ سال از دوران محکومیت خود را گذرانده بود که در زندان با دو نفر به نام های آلن هیل و لی مک کال آشنا شد. آنها در زندان زاندرواتر – از مشهورترین زندان های آفریقای جنوبی با بیشترین ضریب امنیتی – نگهداری می شدند. تا آن زمان هیچ زندانی موفق به فرار از آنجا نشده بود.

 

 رئیس پلیسی که سردسته دزدها بود

در روز پنج شنبه ۱۹ ژانویه ۱۹۸۴، باند استاندر در کمتر از یک ساعت، سه بانک مرکز شهر ژوهانسبورگ را سرقت کرد. 

در یازدهم آگوست ۱۹۸۳، آندره توانست با فریب دادن پزشکان زندان کاری کند که برای او، مک کال و هیل، مدتی فیزیوتراپی در نظر گرفته شود. هر کدام از زندانی ها به تنهایی فیزیوتراپیست را ملاقات می کردند اما آندره و مک کال با سرگرم کردن نگهبان موفق شدند دو نفری به اتاق رفته و سپس فیزیوتراپیست را بیهوش کنند. با این که کسانی که قرار فرار گذاشته بودند، پنج نفر بودند که یک نفر آنها هیل بود اما فقط آندره و مک کال موفق به فرار شدند. آنها حدود یک ماه و نیم بعد برای بردن هیل بار دیگر به زاندرواتر بازگشتند و این بار توانستند او را نیز فراری دهند. درست از همان روز تا ژانویه ۱۹۸۴ بار دیگر سرقت های زنجیره ای آنها از بانک ها آغاز شد اما این بار آندره تنها نبود بلکه سردسته باندی بسیار خطرناک به حساب می آمد.

باند استاندر حالا یکی از مشهورترین باندهای سرقت به حساب می آمد که حتی شنیدن نام شان هم بانکداران را به وحشت می انداخت. این بار هر سه با هم با گذاشتن کلاه کیس و تغییر چهره به بانک های مختلف رفته و با تهدید اسلحه از متصدی باجه می خواستند تا کیف شان را پر از پول کنند. سپس از بانک خارج شده و در مکانی خلوت دوباره لباس های شان را تعویض کرده و به سمت مخفیگاه می رفتند.

فروپاشی باند

در یک درگیری در سی ام ژانویه ۱۹۸۴، مک کال با شلیک گلوله پلیس کشته شد و آندره و هیل نیز در مخفیگاهی در دهکده هاگتون در نزدیکی ژوهانسبورگ پنهان شدند. اما هیل در آنجا از آندره جدا شد. او ابتدا به یونان و سپس به انگلیس و بعد به اسپانیا رفت اما پس از مدتی دوباره به انگلیس بازگشت که در آنجا شناسایی و دستگیر شد. هیل در انگلیس به جرم دزدی و حمل سلاح به ۹ سال حبس محکوم شد که پس از گذراندن این دوره او به پلیس آفریقای جنوبی تحویل داده شد و در دادگاهی که در کشور خودش برگزار شد به ۳۳ سال سال حبس محکوم شد. هیل بالاخره پس از تحمل ۲۱ سال زندان در ۱۸ می ۲۰۰۵ به قید ضمانت آزاد شد. با این که پلیس توانست با کشتن مک کال و دستگیری هیل باند استاندر را متلاشی کند اما آندره توانست خودش را به آمریکا رسانده و در فلوریدا ساکن شود.

 

 رئیس پلیسی که سردسته دزدها بود

مرگ آندره

درست زمانی که آندره گمان می کرد در فلوریدا در امان است و هیچ کس از جای او خبر ندارد، پلیس آفریقای جنوبی اطلاعیه ای به پلیس بین الملل داده و از آنها خواست تا عکس های آندره را به عنوان مجرم فراری و تحت تعقیب در سراسر آمریکا نیز پخش کنند.

در این زمان آندره برای خودش هویتی جعلی به نام «پیتر هریس» استرالیایی ساخته بود و حتی توانست با این هویت دروغین گواهینامه رانندگی جدید نیز بگیرد. اما وقتی او یک خودروی فورد موستانگ خرید به صورت اتفاقی هویتش لو رفت. قضیه از این قرار بود که در فوریه ۱۹۸۴، پلیس راه آمریکا، آندره را سوار بر خودرواش در یکی از جاده ها متوقف کرد زیرا اتومبیل آندره قاچاق بود و در آمریکا ثبت نشده بود.

وقتی آندره کارت شناسایی اش را با هویت جعلی به پلیس ارائه کرد، افسر پلیس در ابتدا متوجه جعلی بودن کارت شناسایی شد اما از آنجا که گواهینامه اش واقعی بود پلیس با دیدن گواهینامه او را آزاد کرد و تنها اتومبیلش را توقیف کرد. بعدازظهر همان روز، آندره برای رفع توقیف اتومبیل گرانقیمت خود به اداره پلیس رفت که در آنجا مشخص شد اتومبیل علاوه بر قاچاق بودن، دزدی هم بوده است و به همین خاطر اتومبیل به آندره بازگردانده نشد.

صبح روز بعد آندره به سراغ دلال خودرو به نام توماسلو رفت تا مبلغی را که برای اتومبیل پرداخته بود پس بگیرد چرا که مشخص شده بود دلال خودرو، خودرویی را که به نامش بوده به چند نفر فروخته و سپس آن را دزدیده و به فرد بعدی فروخته است اما از آنجا که توماسلو خودش یک خلافکار بین المللی بود، آندره را شناخته بود و همه چیز را در رابطه با باند او می دانست و به همین خاطر به او گفت اگر به پلیس بگویی که اتومبیل را از من خریده ای، من هم هویت واقعی تو را فاش می کنم.

قرار شد توماسلو به عنوان صاحب اصلی اتومبیل آن را از پلیس تحویل گرفته و پس از تعویض رنگ به آندره تحویل بدهد. آندره با این توافق که هر دو نفر راز دیگری را مخفی نگه دارند از آنجا رفت اما بهت محض این که آندره کمی دور شد توماسلو زیر قول خود زده و هم با وکیل خودش و هم با پلیس تماس گرفته و هویت او را لو داد.

طبق اطلاعاتی که توماسلو از آندره داشت او در آپارتمانی در حومه شهر زندگی می کرد اما زمانی که پلیس به آنجا رسید، کسی در خانه نبود. زمانی که آندره به خانه بازگشت متوجه شد که خانه اش توسط پلیس محاصره شده و به همین خاطر گوشه ای پنهان شده و در فرصتی مناسب به شکل ناشناس وارد آپارتمان شد اما یک افسر پلیس او را شناخته و سعی کرد تا دستگیرش کند اما آندره که حاضر به تسلیم شدن نبود با پلیس درگیر شد که در این درگیری با شلیک گلوله به شدت زخمی شد و قبل از رسیدن آمبولانس بر اثر خونریزی جان خود را از دست داد.


توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات


برترین‌ها – ترجمه از الهام مظفری: فکر می‌کنید دلفین‌های پوزه‌بطری، تمساح‌های آمریکایی و خرس‌های گریزلی چقدر باهوش باشند؟ بحث‌های زیادی پیرامون استفاده از ابزار توسط حیوانات وجود دارد، چون به سختی می‌توان بین غریزه سیستم‌بندی شده و توانایی یادگیری حیوانات خط کشید. آیا سمورهایی دریایی حلزون‌ها را با سنگ خرد می‌کنند، چون باهوش هستند و سازگار هستند؟ یا چون پستاندارانی هستند که با این توانایی غریزی به دنیا آمده‌اند؟ آیا وقتی فیل‌ها کمرشان را با شاخه درخت می‌خارانند از ابزار استفاده می‌کنند یا ما به اشتباه رفتار آن‌ها را برداشت می‌کنیم؟ در این مطلب با مواردی از استفاده حیوانات از ابزار آشنا می‌شوید، قضاوت اینکه بر اساس هوششان از آن استفاده کرده اند یا غریزه را به خودتان واگذار می‌کنیم.

 

توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 

اختاپوس نارگیل دوست


بسیاری از بی مهرگان دریایی فرصت طلبانه پشت صخره‌ها و مرجان‌ها پنهان می‌شوند، اما اختاپوس نارگیل دوست اولین گونه شناخته شده است که مواد مختلف را در پناهگاهش جمع می‌کند و پشت آن‌ها پنهان می‌شود. این اختاپوس ۵ سانتیمتری اندونزیایی پوست نارگیل‌های دورریخته شده را جمع می‌کند، با آن‌ها تا فواصل ۱۵ متری شنا می‌کند و سپس با دقت آن‌ها را کف دریا می‌چیند تا بعدا از آن استفاده کند. سایر گونه‌های اختاپوس هم از ابزار استفاده می‌کنند و دور لانه خود را با صدف، سنگ و حتی زباله‌های پلاستیکی دورریخته را احاطه می‌کنند، اما مشخص نیست که این رفتار آن‌ها از لانه سازی پرندگان هوشمندانه‌تر باشد.
توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات

 


شامپانزه‌ها

می‌توان یک مقاله مستقل درباره استفاده شامپانزه‌ها از ابزار نوشت، اما به یک نمونه اکتفا می‌کنیم. در سال ۲۰۰۷، محققان سنگالی بیش از ۲۰ مورد را ثبت کردند که در آن شامپانزه‌ها برای شکار از سلاح استفاده کردند، چوب‌های تیزشده را به سوراخ درختان می‌کوبیدند تا بچه بوش‌هایی که داخل آن پنهان شده بودند بیرون بیایند. ماده‌های جوان بیشتر از نرها، و بالغ‌های هر دوجنس این رفتار را انجام می‌دادند. این روش شکار زیاد موفق نبود. شامپانزه‌ها از ابراز استفاده‌های صلح آمیزی هم دارند مثل شکستن دانه‌ها با سنگ یا ریختن آب در گودی برگ‌ها به شکل فنجان.

توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات

 

ماهی رَس و عاج ماهی

رس خانواده‌ای از ماهی هاست که با اندازه کوچک، رنگ‌های روشن و رفتار سازگارانه اش شناخته می‌شود. یک نمونه از رس، عاج ماهی خال نارنجی است که یک صدف دو کفه را از کف دریا برداشته، با دهان خود برده و سپس روی یک بی مهره بدبخت انداخته است. رفتاری که در عاج ماهی خال سیاه، سر زرد و شش نوار هم مشاهده شده است.

توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 


خرس قطبی، قهوه‌ای و گریزلی


تیمی از محققان دانشگاه ایالتی واشنگتن دونات‌های خوشمزه‌ای را خارج از دسترس خرس‌های گریزلی آویزان کرده بودند تا توانایی آن‌ها را برای رسیدن به یک نتیجه ساده و هل دادن یک جعبه پلاستیکی بسنجند. نه تنها بیشتر خرس‌های گریزلی از این آزمایش سربلند بیرون آمدند بلکه خرس‌های قهوه‌ای هم مشاهده شده‌اند که از سنگ‌های پوشیده از صدف برای خاراندن صورتشان استفاده می‌کنند یا خرس‌های قطبی که وقتی اسیر می‌شوند سنگ یا تکه یخ پرتاب می‌کنند.
توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 


تمساح آمریکایی


مردم جنوب شرقی آمریکا مدت هاست که می‌دانند تمساح‌ها و کروکدیل‌ها باهوش‌تر از سایر خزندگان مثل مار‌ها و لاکپشت‌ها هستند. اکنون برای اولین بار طبیعت شناسان شواهدی از استفاده یک خزنده از ابزار را مستند کرده اند: یک تمساح آمریکایی در حال جمع کردن شاخه‌ها روی سرش در فصل لانه سازی پرنده‌ها مشاهده شد، یعنی زمانی که رقابت شدیدی بر سر لوازم لانه سازی وجود دارد. پرندگان بی خبر و بیچاره که می‌بینند تعدادی چوب ریز روی آب شناور است، به سمت آن شیرجه می‌روند تا بردارند، اما به یک ناهار خوشمزه تبدیل می‌شوند.
توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 


فیل

اگرچه فیل‌ها در تکامل خود به ابزارهای طبیعی (خرطوم بلند و انعطاف پذیر) مجهز شده اند، اما از تکنولوژی‌های اولیه‌ای هم استفاده می‌کنند. فیل‌های آسیایی دربند پایشان را روی شاخه‌های افتاده می‌گذارند و شاخه‌های ریز اطراف آن را با خرطومشان می‌کنند و سپس از آن برای خاراندن کمرشان استفاده می‌کنند. حتی مشاهده شده برخی فیل‌ها روی گودال‌های آب کوچک را با پوست کنده شده درختان می‌پوشانند تا مانع تبخیر یا خورده شدن آن توسط سایر حیوانات شوند. برخی از فیل‌های وحشی نیز نرده‌های الکتریکی را با سنگ‌های بزرگ خراب می‌کنند و از آن رد می‌شوند.

توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 


دلفین پوزه بطری


دلفین‌های پوزه بطری یک اسفنج کوچک جلوی پوزه باریک خود می‌گیرند و کف دریا را به دنبال غذای خوشمزه حفر می‌کنند و به این ترتیب خودشان را از آسیب‌های دردناک ناشی از برخورد با سنگ‌های تیز یا حمله سخت پوستان حفظ می‌کنند. این دلفین‌ها اغلب ماده هستند. گاهی آن‌ها به جای اسفنج از صدف خالی حلزون هم استفاه می‌کنند.
توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 


اورانگوتان


اورانگوتان‌ها در طبیعت از شاخ و برگ درختان به همان روشی استفاده می‌کنند که انسان‌ها از پیچ گوشتی و دریل استفاده می‌کنند. شاخه‌ها ابزار اصلی همه کاره آن‌ها هستند و از آن برای بیرون کشیدن حشرات خوشمزه از درختان یا بیرون آوردن دانه‌ها از داخل میوه‌ها و از برگ‌ها به عنوان دستکش‌های ابتدایی هنگام کندن گیاهان خاردار، یا به عنوان چتر در باران استفاده می‌کنند یا آن‌ها را به شکل لوله درآورده و برای تقویت صدایشان هنگام صدا کردن سایر اورانگوتان‌ها استفاده می‌کنند. حتی برخی از آن‌ها از شاخه‌ها برای اندازه گیری عمق آب استفاده می‌کنند که یک توانایی شناختی پیشرفته در میان سایر حیوانات است.
توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 

 


سمور دریایی


همه سمورهای دریایی از سنگ برای ساییدن طعمه شان استفاده نمی‌کنند، این یک رفتار آموخته شده است که از والدین به فرزندان می‌رسد، اما آن هایی که استفاده می‌کنند در استفاده از این ابزار بسیار چابک هستند. سمورهای دریایی از سنگ هایی که جمع می‌کنند به عنوان چکش برای خرد کردن حلزون‌ها استفاده می‌کنند. حتی برخی سمورهای دریایی از سنگ برای جدا کردن صدف‌ها از سنگ‌های زیر دریا استفاده می‌کنند، این فرآیند به غواصی دو تا سه سمور نیاز دارند و مشاهده شده که آن‌ها به این بی مهره بیچاره، ولی خوشمزه ۴۵ بار در ۱۵ ثانبه ضربه می‌زنند.

 

 توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات

 


فنچ دارکوبی


باید با احتیاط از توانایی این پرنده در استفاده از ابزار صحبت کنیم. اما ژنتیک به تنهایی نمی‌تواند رفتار عجیب فنچ دارکوبی را توضیح دهد که از کاکتوس برای بیرون کشیدن حشرات خوشمزه از شکاف هایشان یا حتی شکار بی مهرگان بزرگتر استفاده می‌کنند. اگر کاکتوس دقیقا به همان شکل که می‌خواهند نباشد، فنچ دارکوبی آن را به شکل ابزار مناسب برای هدفی که می‌خواهد درمی آورد که به نظر می‌رسد با آزمون و خطا آن را یاد گرفته است.

 

توانایی عجیب استفاده از ابزار در حیوانات 


حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها


برترین ها: برخی افراد عنکبوت‌ها را دوست دارند و برخی دیگر از آن‌ها متنفرند. در هر صورت دانستن این حقایق درباره آن‌ها جالب است.

بدن عنکبوت‌ها دو بخش دارد: سفالوتوراکس یا سر و سینه‌ی متصل و قسمت شکمی


همه عنکبوت‌ها از رتیل تا عنکبوت‌های جهنده این ویزگی مشترک را دارند. چشمان ساده، پالپ ها، پا‌ها و نیش همگی در قسمت قدامی بدن، سفالوتوراکس قرار دارند. تار ریس‌ها هم در قسمت شکمی قرار دارند. این دو قسمت با یک ساقه کوچک به هم متصل شده و این تصور را ایجاد می‌کنند که عنکبوت کمر دارد.
حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 

 


به جز یک خانواده، همه عنکبوت‌ها سمی هستند


عنکبوت‌ها از سم خود برای گرفتن طعمه استفاده می‌کنند. غدد سمی در نزدیکی قسمتی از دهانشان به نام «Chelicerae» قرار دارند و با مجراهایی به نیش متصل هستند. وقتی عنکبوت طعمه خود را گاز می‌گیرد، ماهیچه‌های اطراف غدد سمی منقبض شده و سم را به سوی نیش و سپس طعمه هدایت می‌کنند. سم عنکبوت‌ اغلب طعمه را فلج می‌کند. خانواده عنکبوتی سرندباف تنها استثنای این قاعده هستند. آن‌ها غدد سمی ندارند.
حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 

 


همه عنکبوت‌ها شکارچی هستند


عنکبوت‌ها طعمه را شکار می‌کنند. آن‌ها عمدتا از حشرات و سایر بی مهرگان تغذیه می‌کنند، اما برخی از عنکبوت‌های بزرگ می‌توانند مهره دارانی مثل پرندگان را شکار کنند.

 

حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 

 

عنکبوت‌ها نمی‌توانند غذاهای جامد را هضم کنند


قبل از اینکه عنکبوت بتواند طعمه را بخورد، باید آن را به یک وعده غذایی مایع تبدیل کند. عنکبوت آنزیم‌های گوارشی از معده مکنده خود روی قربانی ترشح می‌کند. آنزیم بافت بدن طعمه را تجزیه می‌کند و عنکبوت بقایای مایع آن را همراه با آنزیم گوارشی هضم می‌کند. این غذا به قسمت میانی مجرای هاضمه عنکبوت منتقل می‌شود، جایی که جذب مواد مغذی صورت می‌گیرد.
حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 

 


همه عنکبوت‌ها ابریشم تولید می‌کنند


نه تنها همه عنکبوت‌ها ابریشم تولید می‌کنند بلکه می‌توانند این کار را در تمام عمر خود انجام دهند. عنکبوت‌ها از ابریشم برای اهداف مختلفی استفاده می‌کنند: برای به دام انداختن طعمه، حفاظت از فرزندانشان، کمک به حرکاتشان، پناهگاه و برای تولید مثل. همه عنکبوت‌ها مثل هم از ابریشم استفاده نمی‌کنند.
 حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها

 


همه عنکبوت‌ها تار نمی‌تنند


بیشتر مردم عنکبوت‌ها را با تارشان می‌شناسند، اما برخی عنکبوت‌ها اصلا تار نمی‌سازند. به طور مثال عنکبوت‌های گرگ بدون کمک تار کمین می‌کنند و طعمه را می‌گیرند. یا عنکبوت‌های جهنده که بینایی بسیار خوبی دارند و به سرعت حرکت می‌کنند، نیازی به تار ندارند. آن‌ها خیلی راحت به طعمه خود حمله می‌کنند.
 حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها

 


عنکبوت‌های نر ممکن است توسط جفت ماده خود خورده شوند


عنکبوت‌های ماده معمولا بزرگتر از عنکبوت‌های نر هستند. یک عنکبوت ماده گرسنه ممکن است هر بی مهره ای که سر راهش قرار گیرد، از جمله جفت خود را بخورد. گاهی اوقات عنکبوت‌های نر از سعی می‌کنند با رفتارهای اظهار عشق به عنکبوت‌های ماده بفهمانند جفت آن‌ها هستند نه وعده غذاییشان. به طور مثال عنکبوت‌های جهنده رقص استادانه‌ای از یک فاصله امن انجام می‌دهند و منتظر تایید عنکبوت ماده قبل از نزدیک شدن می‌مانند. عنکبوت‌های گردباف در لبه بیرونی تار عنکبوت ماده می‌مانند و با چیدن یک تار، سعی می کنند لرزش را به او انتقال دهند. آن‌ها منتظر علامت پذیرش ماده‌ها قبل از نزدیک شدن به آن‌ها می‌مانند.

 

حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 

 


عنکبوت‌ها از ابریشم برای حفاظت از تخمشان استفاده می‌کنند


عنکبوت‌های ماده بعد از جفت گیری بستری از ابریشم آماده می‌کنند و روی آن تخم می‌گذارند. وقتی عنکبوت ماده تخم می‌گذارد روی تخم‌ها را با ابریشم می‌پوشاند. کیسه‌های تخم بسته به نوع عنکبوت با هم فرق دارند. برخی عنکبوت‌ها کیسه‌های تخم ضخیم و ضد آب تولید می‌کنند و برخی دیگر با حداقل ابریشم تخم هایشان را می‌پوشانند. برخی از آن‌ها ابریشمی تولید می‌کنند که بافت و رنگ آن شبیه جایی است که روی آن تخم گذاشته اند و به این شکل فرزندانشان را استتار می‌کنند.
حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 

 


عنکبوت‌ها تنها با عضلاتشان حرکت نمی‌کنند


عنکبوت‌ها برای حرکت دادن پاهایشان به ترکیبی از عضلات و فشار همولنف (خون) متکی هستند. برخی مفاصل پای عنکبوت‌ها به طور کلی فاقد عضلات منبسط کننده است. عنکبوت با منقبض کردن عضلات سفالوتوراکس می‌تواند فشار همولنف را در پاهایش افزایش دهد و پاهایش را در این مفاصل بکشد. عنکبوت‌های جهنده با استفاده از افزایش ناگهانی فشار همولنف می‌پرند که آن‌ها را به هوا پرتاب می‌کند.

 

حقایق جالب درباره عنکبوت‌ها 


شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵)


برترین ها: نوشته های طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ایرانی از ابتدای
پیدایش SMS و ایمیل تا به امروز در شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، وایبر،
لاین، واتس آپ، تلگرام و …. حضور همیشگی و پررنگی داشته و دارند. بعید
است که سوژه ای در صدر اخبار و صحبت های روز دنیا یا ایران باشد و مردم
خلاق ما در راه طنازی و لطیفه سازی برای آن سوژه اقدامی نکرده باشند!

سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.

******

۱٫
رفتم داروخانه گفتم پوویدون آیوداین دارین. صاحبش بهم گفت خوبه که اسمش رو حفظ کردی ولی خود ما هم بهش میگیم بتادین: -))))

۲٫ اگه یکی ازتون پرسید چرا عروسی نمیکنی جواب بدین چرا اتفاقا دوهفته دیگه عروسیمه. بعد داد بزنین ماماااان مگه اینارو دعوت نکردی؟:))))

۳٫
‏‏مادرم فکر کرده کاکتوس سالی یک استکان بیشتر آب نمی‌خواد. امروز کاکتوسه گفت داداش یک لحظه بیا، اینجا کربلاس؟ یک لیوان آب بیار مُردیم از تشنگی!

۴٫ میز شیشه ای چیه تو این شرکتا آخه؟ آدم دماغشم نمی تونه بچسبونه زیر میز:/

۵٫
‏وسط دعوا بهش گفتم ” خفه شو بیا بغلم ” گفت خفه خودت شو مرتیکه … بلاک. مگه اینطوری عاشق نمیشدن؟!!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵) 

خانوما همیشه حواستون به بستن کمربند ایمنی باشه

۶٫‏
‏هركسي يه اِبي توي زندگيش لازم داره كه وقتي داره پله هاي ترقي رو طي ميكنه ، يه “آ ماشالا” بهش بگه، انگيزه ش زياد شه!

 

۷٫
‏یه سری به بابام گفتم اگه یه روز من زنده نباشم چیکار میکنی؟ نشست رو زمین سجده شکر کرد گفت حتی فکرش هم آرومم میکنه!

۸٫
‏بنگاه‌ها به این شکل درومده: میگی من برجی ۵ میلیارد تومن می‌تونم بدم. جایی سراغ دارید؟ بنگاهی مکث می‌کنه و می‌گه می‌تونی ۵میلیون بذاری روش؟:/

۹٫
‏از فکر پسته تازه های تو یخچال بیرون نمیام. نکنه تنها تو پلاستیک حوصلشون سر بره؟

۱۰٫
‏برنامه ولنتاین من اینه که انار دون کنم برم تو خیابون پرت کنم تو چش اینایی که ۲ نفری اومدن بیرون و فرار کنم!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵) 
این محاسباتو فقط یه دهه شصتی درک میکنه

۱۱٫
‏اگه دیدید یکی تو خیابون تند تند راه میره بعد یهو وایمیسته و اطراف رو نگاه میکنه دوباره راه میره فوری جاده رو باز کنید از آمبولانس اورژانسی‌تره! اون شخص اسهاله :))

۱۲٫
‏‏زمستون منتظرم تابستون شه آبدوغ خیار بخورم، تابستونم منتظرم که زمستون شه آش زیاد بخورم، در نهایت هیچ کدومم نمیخورم:/

 

۱۳٫
‏شوهر عمه‌ها فک می‌کنن اگه تو یه جمع مزه نریزن امتیاز اون دستو نمی‌گیرن گیم اور میشن نمی‌تونن برن مرحله بعد!

۱۴٫
‏موتور جستجوگر فقط موتور هوندا جلوی مدرسه دخترانه :))))

۱۵٫
کاش صبح‌ها ک وارد مترو و BRT میشیم خدا واسه یه لحظه حس بویایی مونو ازمون بگیره وقت پیاده شدن دوباره بهمون برگردونه

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵) 

وقتی یکی با دست سردش به گردنت دست میزنه

 

۱۶٫
‏‏بزگترین خیانتی که بدن سازی رفتن به تاکسی ها کرد این بود که قبلا روصندلی جلو دونفر جا می شدن ولی الان رو صندلی های عقبم دیگه سه نفرجا نمی شن!

۱۷٫
عموم یه پراید داره وضعیت باند و ضبطش به قدری داغونه که وقتی اندی پلی میکنی سروش هیچکس برات بلا ای بلا دختر مردم و میخونه!

۱۸٫ ‏تو انتخاب اسم غذا هم هیچوقت اقتصادی و جهانی فکر نکردیم. دنیا اسم غذاشو میذاره پیتزا, پاستا, لازانیا, راگو ما میذاریم جغول بغول, آش دندونی …

۱۹٫
‏از تعداد “باشه”هایی که پشت تلفن به مامانم میگم ژاپن میتونه برق کل کیهانو تامین کنه!

۲۰٫
‏‏وقتی میرین کوهنوردی اولین چیزی که میفهمین اینه که اشتباه کردین.

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵)

 

وقتی ریش و سیبیلاتو میزنی و فکر میکنی خشگل شدی.

۲۱٫
‏‏یه بارم یه مغازه آتیش گرفته بود پریدم تو عمق آتیش یه دختررو نجات بدم آتش نشانه گفت بیا بیرون. گفتم انسانیتت کجا رفته؟ باشه ولی اون مانکنه، بیا بیرون!

۲۲٫
‏ما یه مبل داریم تو خونمون وقتی میشینی روش تقریبا تا هسته ی زمین میری پایین..یه بار شوهر عمم نشت روش دیگه از اون موقع کسی ازش خبر نداره…

۲۳٫ ‏‏رفتم یه مغازه پودر بدنسازی بخرم گفتم داشی یه دونه از اینا به ما میدی؟ گفت نژاد؟ سینه م رو دادم جلو با غرور گفتم آریایی اصیل. گفت مشتی غذای سگه اینا, نژاد سگت چیه؟

۲۴٫ ‏هنگام شنا مثل یه دست و پا چلفتی/ بپا به مسیر دهن کوسه نیوفتی بنظرم استاد شماعی زاده وقتی داشته این آهنگو میخونده ساعت ها و یا هفته ها داشته تو رودخانه لواسون غرق میشده!

۲۵٫
‏وقتی اسم کسیو یادم میره ، شانسی صداش میکنم محمد. نود و نه درصد مواقع هم جوابه!
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵) 

‏وقتی که می خواد براش طلا بخری و تو آه در بساط نداری

 

۲۶٫
‏واقعا معیار جذابیت فقط قد نیست , چیزای دیگه هم هست که من اونا رو هم ندارم!

۲۷٫ عمو زنجير باف؟

-بله
زنجير منو بافتي؟
-بله
ازينجا به بعدشو هيچوقت نفهميدم يعني چي
پشت كوه انداختي؟
چرا آخه بايد همچين كاري كنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۲۸٫
‏تلاش من براي رسيدن به خواسته هام مثل تلاش موش هاي زنده خوار براي آدم خوردنه؛ نميرم رو زمين، منتظرم زلزله بياد اونا بيان زير زمين!

۲۹٫
‏مولانا اگه میدونست چاووشی قراره شعر هاشو با این سوز بخونه حتما آخر کتابش ذکر می‌کرد نخونین تا نسخه صوتیش بیاد!

۳۰٫ ‏دیدم بابام ناراحته گفتم اگه مشکلی هست بگو من بالاخره پسرتم. گفت مشکل تویی خلاصه تصمیم دارم از کسی سوال نپرسم!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵) 

‏یه “قاعدتاً نباید اینجوری میشد” خاصی تو چهره‌ش هست!

۳۱٫ ‏یه سری داشتم برای یه دختره خالی میبستم که مخش رو بزنم, گفت کجا زندگی میکنی گفتم پاریس گفت کجاش؟ هرچی فکر کردم جاییش رو بلد نبودم گفتم میدون امام. بلاک کرد مگه همه جا میدون امام نداره؟

۳۲٫
‏‏آقای چاوشی یه آهنگ هم برا صبح شنبه بخون. صبح ها قاتلمن، به جز صبح شنبه که خون ریز تره.

۳۳٫
‏‏‏صبح شنبه انگار یه انرژی داره که باعث میشه هی با خودت بگی وای چه حالی میده بزا سه دیقه دیگه م بخوابم :/

 

۳۴٫
‏‏‏‏‏رفتم پیش روانشناس گفتم آقای دکتر کار ندارم, پول ندارم, درسم تموم نشده, دوست دخترم ولم کرده, چه کار کنم؟
گفت میخوای خوب بشی؟ گفتم آره
یه طناب برداشت و حلقه درست کرد باهاش و پرسید مطمئنی دیگه؟

 

۳۵٫

تو شمال انقد غذاها هست که موقع درست کردنش یکم شعله ی گاز رو کم و زیاد کنی اسم غذا عوض میشه!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۸۵) 

‏وقتی دخترا فامیل دورم جمع میشن میگن دوست دخترت کیه :))


هنرمندان مشهوری که بیماری روانی داشتند


برترین‌ها – ترجمه از الهام مظفری: این ایده که بیماری روانی به نوعی به خلاقیت کمک می‌کند یا آن را تقویت می‌کند قرن هاست که مورد بحث است. حتی فیلسوف یونان باستان «ارسطو» نیز معتقد بود هیچ ذهن بزرگی تا به حال بدون مقداری دیوانگی وجود نداشته است. اگرچه ارتباط بین بیماری روانی و خلاقیت تاکنون تایید نشده، اما برخی از مشهورترین هنرمندان بصری غربی گرفتار بیماری‌های روانی بوده اند. در برخی از این هنرمندان شیاطین درونی به آثارشان راه یافته اند و در برخی دیگر، خلاقیت به عنوان تسکین بیماریشان عمل کرده است.

فرانسیسکو گویا (Francisco Goya)، ۱۷۴۶ تا ۱۸۲۸


شاید بیماری روانی در آثار هیچ هنرمند دیگری به اندازه فرانسیسکو گویا به راحتی قابل تشخیص نباشد. آثار این هنرمند به سادگی به دو دوره تقسیم می‌شود: دوره اول با پرده‌های نقش دار، کارتون‌ها و پرتره ها و دوره دوم با مجموعه‌های «نقاشی‌های سیاه» و «فجایع جنگ» شناخته می‌شود و موجودات شیطانی، جنگ‌های خشونت آمیز و صحنه هایی از مرگ و نابودی را به تصویر می‌کشد. بیماری روانی گویا با شروع ناشنوانی او در سن ۴۶ سالگی مرتبط است که طبق نامه‌ها و خاطراتی که از او باقی مانده، باعث شد بیشتر منزوی، بدبین و وحشت زده باشد.

 

هنرمندان مشهوری که بیماری روانی داشتند 

 


ونسان ونگوک (Vincent van Gogh)، ۱۸۵۳ تا ۱۸۹۰


نقاش هلندی «ونسان ونگوک» در سن ۲۷ سالگی در نامه‌ای به برادرش تئو نوشت: «تنها نگرانی من این است که چطور می‌توانم برای جهان مفید باشم؟» ده سال بعد به نظر می‌رسید ونگوک به پاسخ سوال خود نزدیک‌تر شده، او با هنر خود می‌توانست اثری ماندگار روی جهان بگذارد و رضایت شخصی خود را در این فرآیند پیدا کند. متاسفانه علیرغم خلاقیت فوق‌العاده‌اش در این دوران، او هم چنان از اختلال دو قطبی و صرع رنج می‌برد.

 

ونگوک در سال‌های ۱۸۸۶ تا ۱۸۸۸ در پاریس زندگی کرد. او در نامه هایش در این دوران از وحشت‌های ناگهانی، احساسات عصبی خاص و کم شدن آگاهیش می‌نویسد. به خصوص در دو سال پایان عمرش، پس از دوره‌های افسردگی عمیق، دوره‌های کوتاهی از خوشحالی و انرژی زیاد را تجربه می‌کرد. او در سال ۱۸۸۹ داوطلبانه خودش را به یک بیمارستان روانی معرفی کرد و تحت درمان روانی مجموعه از نقاشی‌های خیره کننده خلق کرد.

ونگوک تنها ۱۰ هفته پس از مرخص شدن از بیمارستان در سن ۳۷ سالگی خود را کشت. او میراث بزرگی به عنوان یکی از خلاق‌ترین و بااستعدادترین هنرمندان قرن بیستم از خود به جای گذاشت. علیرغم اینکه او در دوران حیات خود ناشناخته بود چیزهای زیادی برای ارائه به این دنیا داشت.‌ می‌توانید تصور کنید که اگر بیشتر زنده می‌ماند چه آثار بی نظیری از او داشتیم.

هنرمندان مشهوری که بیماری روانی داشتند 

 


پل گوگن (Paul Gauguin)، ۱۸۴۸ تا ۱۹۰۳

گوگن پس از چند بار تلاش برای خودکشی از استرس زندگی در پاریس به پلینزی فرانسه فرار کرد و در آنجا برخی از مشهورترین آثار خود را خلق کرد. اگرچه این سفر الهام بخش او بود، اما کافی نبود و هم چجنان از سفلیس و اعتیاد به دارو و الکل رنج می‌برد. او در سال ۱۹۰۳ و در ۵۵ سالگی پس از مصرف مورفین درگذشت.

هنرمندان مشهوری که بیماری روانی داشتند 

 

ادوارد مونک (Edvard Munch)، ۱۸۶۳ تا ۱۹۴۴


هیچ کس بدون کمک اختلال درونی نمی‌تواند تابلویی مثل جیغ را خلق کند. علاوه بر این مونک مشکلات روانی خود را در خاطرات روزانه اش ثبت کرده است که در آن افکار خودکشی، توهم ها و فوبیاها ( از جمله آگروفوبیا) و سایر احساساتی که باعث درد فیزیکی و روانی او می‌شده را توصیف کرده است.

 

هنرمندان مشهوری که بیماری روانی داشتند 


اگنس مارتین (Agnes Martin)، ۱۹۱۲ تا ۲۰۰۴


اگنس پس از تعداد شکست روانی همراه با توهم، در سال ۱۹۶۲ و در سن ۵۰ سالگی مبتلا به شیزوفرنی تشخیص داده شد. او بعد از اینکه سرگردان در خیابان پیدا شد به بیمارستان روانپزشکی سپرده شد و تحت درمان شوک الکتریکی قرار گرفت. مارتین پس از مرخص شدن از بیمارستان به بیابان نیومکزیکو رفت، جایی که توانست راهی برای کنترل شیزوفرنی خود پیدا کند و در نهایت در ۹۲ سالگی فوت کرد. او مرتبا در جلسات گفتار درمانی شرکت می‌کرد، مدیتیشن می‌کرد و زن بودیسم انجام می‌داد. برخلاف سایر هنرمندانی که با بیماری روانی روبرو بودند، مارتین ادعا می‌کرد شیزوفرنی هیچ تاثیری روی کارش نداشته است. با این وجود، می‌توان تاثیر آن را روی آثارش دید به خصوص نقاشی‌های آبستره ذن مانند.

 

هنرمندان مشهوری که بیماری روانی داشتند 


حقایق جالب درباره دلفین‌ها


برترین‌ها: دلفین‌ها واقعا دوست داشتنی هستند، اما آن‌ها فقط موجودات جالب دریا نیستند. در اینجا با حقایقی درباره آن‌ها آشنا می‌شوید که باعث می‌شود آن‌ها را بیشتر دوست بدارید.

 

حقایق جالب درباره دلفین‌ها 
۱ – تقریبا ۴۰ گونه دلفین در آب‌های سراسر جهان زندگی می‌کنند. بیشتر آن‌ها در مناطق کم عمق اقیانوس‌های گرم و معتدل زندگی می‌کنند و ۵ گونه هم در رودخانه‌ها زندگی می‌کنند.

۲ – دلفین‌ها گوشتخوار هستند. ماهی، هشت پا و سخت پوستان غذای آن‌ها هستند. یک دلفین ۱۲۰ کیلوگرمی حدود ۱۵ کیلوگرم ماهی در روز می‌خورد.

۳ – دلفین‌ها بازیگوش و بسیار باهوش هستند. آن‌ها به اندازه میمون‌ها با هوش هستند و تکامل مغز بزرگ آن‌ها بسیار شبیه به انسان است.

حقایق جالب درباره دلفین‌ها 
۴ – دلفین‌ها بخشی از خانواده نهنگ‌ها هستند که شامل نهنگ‌های قاتل و خلبان می‌شود. نهنگ‌های قاتل در واقع دلفین هستند.

۵ – دلفین‌ها بسیار اجتماعی هستند و به صورت گروهی شکار و حتی با هم بازی می‌کنند. گروه‌های بزرگ دلفین‌ها می‌تواند هزار عضو یا بیشتر داشته باشد.

۶ – بسته به گونه، بارداری آن‌ها ۹ تا ۱۷ ماه طول می‌کشد. بعد از زایمان دلفین‌ها مادران شگفت انگیزی هستند. آن‌ها بچه هایشان را نوازش می‌کنند.

۷ – یک بچه دلفین تا دو سال نیاز به مراقبت دارد. آن‌ها از سه تا هشت سالگی همه جا همراه مادرشان هستند.

 

حقایق جالب درباره دلفین‌ها 
۸ – دلفین‌ها هم در آب و هم خارج آن بینایی دقیقی دارند. آن‌ها فرکانس‌های ۱۰ برابر بالاتر از محدوده شنوایی انسان را می‌شنوند. حس لامسه آن‌ها به خوبی تکامل یافته، اما حس بویایی ندارند.

۹ – دلفین‌ها دشمنان طبیعی کمی دارند. انسان‌ها تهدید اصلی آن‌ها هستند. آلودگی، ماهیگیری و شکار آینده نامعلومی را برای آن‌ها رقم می‌زند.

۱۰ – از آنجا که دلفین‌ها پستاندار هستند برای نفس کشیدن به سطح آب می‌آیند و برخلاف پستاندارهای زمینی برای خوردن و نفس کشیدن از دهانشان استفاده نمی‌کنند و سوراخ‌های مجزا دارند. این باعث می‌شود هنگام شکار آب وارد ریه‌های آن‌ها نشود و خطر غرق شدن کاهش یابد.

 

 حقایق جالب درباره دلفین‌ها


ایده جالب مدارس آلمانی برای کنترل بچه‌های بیش فعال


برترین‌ها: ۲۰۰ مدرسه آلمانی از بچه‌هایی که اختلال بیش فعالی و نقص توجه دارند، خواسته اند جلیقه‌های پر از ماسه بپوشند تا آن‌ها را آرام کنند و در طول کلاس روی صندلی هایشان نگه دارند. این جلیقه‌های بحث برانگیز بین ۱.۲ تا ۶ کیلوگرم وزن دارند و باعث نگرانی والدین و روانپزشکان شده اند. اما این ایده مدافعان زیادی هم دارد که ادعا می‌کنند شاهد تغییر رفتار قابل توجه در بچه هایی بوده اند که از این جلیقه‌ها استفاده کرده اند.

 

ایده مدارس آلمانی برای کنترل بچه‌های بیش فعال 

تعداد کودکانی که هر سال در آلمان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه تشخیص داده می‌شوند رو به افزایش است و مدارسی که از این جلیقه‌ها استفاده می‌کنند معتقدند که نسبت به داروهای روانپزشکی مثل ریتالین، یک راه ملایم و نه چندان پیچیده برای مبارزه با این پدیده پیدا کرده اند.

مدیر یکی از مدارس هامبورگ در این باره گفت: «بچه‌ها دوست دارند این جلیقه‌ها را بپوشند و هیچکدام مجبور نیستند برخلاف میلشان از آن‌ها استفاده کنند.» مدرسه او یکی از پیشگامان استفاده از جلیقه‌های ماسه‌ای است.

منتقدان معتقدند این جلیقه‌ها یادآور تنگ‌پوش هایی است که از آن برای ایجاد محدودیت فیزیکی در بیماران روانی که ممکن است به خود یا دیگران آسیب برساند، استفاده می‌شد و کودکانی که آن‌ها را می‌پوشند در خطر بدنامی قرار دارند.

یکی از والدین در فیسبوک نوشت:«اگر از چنین روش‌های شکنجه‌ای اجتناب می‌کردیم بهتر بود. چطور می‌توانید به یک بچه بگویید تو بیماری و به عنوان تنبیه باید این جلیقه پر از ماسه را بپوشی که نه تنها از نظر فیزیکی آزاردهنده است بلکه سایر بچه‌های کلاس به چشم یک احمق به او نگاه می‌کنند.»

اما یکی دیگر از والدین که پسر ۹ ساله او سه سال است یک جلیقه ماسه دو کیلویی در مدرسه می‌پوشد از این ایده دفاع کرد و اعتقاد دارد تاثیر مثبتی روی فرزندش گذاشته است. به گفته او فرزندش داوطلبانه این جلیقه را می‌پوشد، چون حس می‌کند به او کمک می‌کند. او بهتر می‌تواند تمرکز کند و نقش فعالی در درس‌ها داشته باشد، چون دیگر مجبور نیست تمام مدت سعی کند دست‌ها و پاهایش را تحت کنترل نگه دارد.

 

ایده مدارس آلمانی برای کنترل بچه‌های بیش فعال 

وزن جلیقه مشکلی ایجاد نمی‌کند، چون روی تمام سطح بالاتنه توزیع می‌شود، اما بچه‌ها نباید بیش از ۳۰ دقیقه پشت سر هم آن‌ها را بپوشند. همچنین بین بچه‌ها برای پوشیدن این جلیقه رقابت است چه کسانی که بیش فعالی دارند و چه آن هایی که ندارند.


حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید


برترین‌ها – ترجمه از الهام مظفری: رابطه ما با گرانش از دوران دبستان آغاز شد، زمانی که برای اولین بار با این نیروی شگفت انگیز آشنا شدیم. با این حال گرانش چیزی بیش از نیرویی است که ما را روی زمین نگه می‌دارد. در مدرسه نکات ساده‌ای درباره گرانش آموختیم. اما این باعث تصورات غلط و خلاهایی در درک ما از این نیروی فیزیکی مهم شده است. در این جا با چند حقیقت جالب درباره گرانش آشنا می‌شوید که احتمالا قبلا نمی‌دانستید.

گرانش یک نظریه است نه یک قانون


در حقیقت گرانش یک قانون علمی نیست. اگر در اینترنت درباره گرانش جستجو کنید، احتمالا مقالات زیادی درباره قانون گرانش پیدا می‌کنید. اما در دنیای علم، قوانین و نظریه‌ها بسیار متفاوت هستند. یک قانون علمی حقیقتی بر پایه داده و روابط است که دقیقا انچه را اتفاق می‌افتد توضیح می‌دهد. اما یک نظریه ایده‌ای است که برای توضیح چرایی اتفاق افتادن یک پدیده استفاده می‌شود.

 

وقتی به گرانش با استفاده از تعاریف قوانین علمی و نظریه فکر می‌کنیم، مشخص می‌شود که چرا گرانش یک نظریه است نه یک قانون. دانشمندان نتوانسته اند گرانش همه ستارگان، ماه، سیارات، شهاب سنگ یا اتم را در جهان محاسبه کنند. کاوشگر فضایی «Voyager ۱» حدود ۲۱ میلیارد کیلومتر از زمین سفر کرده است. این فضاپیما منظومه شمسی ما را ترک کرده اما نه خیلی زیاد. تنها با نگاه کردن به سفر طولانی چندین ساله این فضاپیما می‌توانید بفهمید که چرا دانشمندان نتوانسته گرانش همه ستارگان و … را بررسی کنند. جهان ما بسیار بزرگ است!

حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید

 

اختلافاتی در نظریه گرانش وجود دارد

بعد از اینکه فهمیدید گرانش یک نظریه است، باید بدانید خلأهایی در نظریه گرانش وجود دارد که نشان می‌دهد این نیرو آن قدر که در دوران دبستان فکر می‌کردیم قابل باور نیست. بسیاری از این خلا‌ها در منظومه شمسی دیده می‌شوند، اما برخی از آن‌ها در زمین هم قابل مشاهده هستند. به طور مثال، طبق نظریه گرانش، نیروی گرانش خورشید روی ماه بسیار بیشتر از نیروی گرانش زمین اعمال می‌شود؛ بنابراین ماه باید به جای زمین به دور خورشید می‌گشت. اما دانشمندان ثابت کرده اند که ماه به دور زمین می‌گردد که با نگاه به آسمان شب آن را می‌فهمیم.

 

در مدرسه با نیوتن، کاشف گرانش هم آشنا شدیم. نیوتن شاخه‌ای جدید در ریاضیات با نام حساب دیفرانسیل ایجاد و از آن برای توسعه نظریه گرانشش استفاده کرد. هرچند بسیاری از ما با این رشته از ریاضیات آشنا هستیم، اما ثابت شده که کاستی‌های زیادی دارد؛ بنابراین ممکن است کاستی هایی در اثبات نظریه گرانش توسط نیوتن هم وجود داشته باشد.
حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید 

 


امواج گرانشی


نظریه نسبیت عام انیشتین در سال ۱۹۱۵ ارائه شد. تقریبا در همان زمان، فرضیه پدیده‌ای به نام امواج گرانشی هم به وجود آمد. سال ۱۹۷۴ این نظریه ثابت شد. امواج گرانشی امواجی در محدوده فضا-زمان هستند که توسط رویدادهای عظیم جهان اتفاق می‌افتند. این رویداد‌ها هرچیزی می‌توانند باشند از برخورد سیاهچاله‌ها تا حرکت ستاره‌های نوترونی تا یک ابرنواختر. وقتی چنین چیزی اتفاق بیفتد، امواج گرانشی در محل وقوع ایجاد می‌شوند مثل امواجی که از پرتاب سنگ داخل آب به وجود می‌آید.‌ این امواج با سرعت نور در جهان حرکت می‌کنند.

 

همان طور که ما این رویدادهای عظیم را در جهان نمی‌بینیم، سال‌ها طول می‌کشید تا امواج گرانشی را مشاهده کنیم. به همین دلیل حدود ۶۰ سال طول کشید تا وجود امواج گرانشی را ثابت کنیم. دانشمندان برای بیش از ۴۰ سال، اولین یافته خود از امواج گرانشی را کنترل کردند، این امواج توسط دو ستاره سنگین متراکم ایجاد شده بودند که به دلیل کشش گرانشی دور یکدیگر می‌چرخیدند. به مرور زمان مشاهده شد که ستاره‌ها با سرعتی که نظریه انیشتین پیش بینی کرده بود به هم نزدیک و نزدیکتر می‌شوند؛ بنابراین ثابت شد که امواج گرانشی وجود دارند.
حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید 

 


سیاه‌چاله‌ها و گرانش


سیاه‌چاله‌ها یکی از بزرگترین رازهای جهان هستند. آن‌ها هنگام فروپاشی یک ستاره در خودش ایجاد می‌شوند که یک ابرنواختر را ایجاد می‌کند. این ابرنواختر قطعات ستاره را در فضا پخش می‌کنند و منطقه‌ای ایجاد می‌کند که در آن گرانش آنقدر زیاد است که نور نمی‌تواند از آن بگریزد و سیاه‌چاله شکل می‌گیرد. گرانش باعث ایجاد سیاه‌چاله‌ها نمی‌شود، اما نقش کلیدی در کمک به ما برای درک و یادگیری آن بازی می‌کند.

 

گرانش سیاه‌چاله‌ها به دانشمندان کمک می‌کند آن‌ها را در جهان پیدا کنند. چون کشش گرانش آنقدر قوی است که دانشمندان کشش گرانش را روی سایر ستارگان و گازهای اطراف آن‌ها می‌بینند. حتی سیاه‌چاله‌ها می‌توانند این گاز‌ها را بکشند و در اطراف خود یک دایره روشن ایجاد کنند. بدون گرانش شدید سیاه‌چاله ها، ممکن بود هرگز نفهمیم آن‌ها وجود دارند.
حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید 

 


نظریه ماده تاریک و انرژی تاریک


حدود ۶۸ درصد جهان از انرژی تاریک و ۲۷ درصد از ماده تاریک تشکیل شده است. با وجود اینکه ماده و انرژی تاریک بسیار زیادی در جهان وجود دارد ما چیز زیادی درباره آن‌ها نمی‌دانیم. ما می‌دانیم که انرژی تاریک ویژگی‌های زیادی دارد. نظریه گرانش انیشتین هم نقش بزرگی در کمک به دانشمندان داشت که ببینند انرژی تاریک می‌تواند گسترش یابد و فضای بیشتری ایجاد کند.

 

دانشمندان هنگام استفاده از نظریه انیشتین، ابتدا فکر می‌کردند که گرانش باید گسترش جهان را به مرور زمان کم کند. سپس در سال ۱۹۹۸ تلکسکوپ فضایی هابل نشان داد که سرعت گسترش جهان سریع و سریع‌تر می‌شود؛ بنابراین دانشمندان فهمیدند که نظریه گرانش نمی‌تواند آنچه را در جهان اتفاق می‌افتد توضیح دهد. آن‌ها از ماده و انرژی تاریک برای توضیح سرعت فزاینده انبساط جهان استفاده کردند.

حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید

 


گراویتون


ما در مدرسه یاد گرفتیم که گرانش یک نیرو است، اما ممکن است واقعا ذره‌ای به نام گراویتون باشد. گراویتون واحد پایه گرانش است که حامل نیروی گرانش است. فیزیکدانان هیچ گراویتونی را شناسایی نکرده اند، اما نظریه‌های بسیاری دارند که چرا ممکن است آن‌ها وجود داشته باشند. یکی از این نظریه‌ها این است که گرانش تنها نیرویی (از چهار نیروی بنیادی طبیعت) است که در آن یک واحد پایه شناسایی نشده است.

 

اگرچه ممکن است گراویتون‌ها وجود داشته باشند، اما شناسایی آن‌ها بسیار سخت است. فیزیکدانان فرض می‌کنند که امواج گرانشی از گراویتون تشکیل شده‌اند. برای تشخیص امواج گرانشی آزمایش ساده‌ای وجود دارد که متاسفانه برای تشخیص تغییرات فاصله جزئی که توسط گراویتون‌ها ایجاد می‌شود کار نمی‌کند. فیزیکدانان برای تشخیص آن‌ها به آینه‌هایی نیاز خواهند داشت که آنقدر سنگین هستند که در هم فرو می‌پاشند و سیاه چاله ایجاد می‌کنند؛ بنابراین در آینده نزدیک ممکن نخواهد بود. در حال حاضر دانشمندان به جهان نگاه می‍کنند تا به ‌آن‌ها برای برای شناسایی آثار گراویتون‌ها کمک کند.
حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید 

 

ایجاد پتانسیل کرم‌چاله

کرم‌چاله‌ها نیز یکی دیگر از رازهای بزرگ هستی هستند. فکر کنید می‌توانستید در تونل زمان با سرعت نور به یک کهکشان دیگر سفر کنید. اگر کرم‌چاله‌ها در جهان وجود داشته باشند چنین چیزی ممکن است. تا کنون هیچ شاهدی وجود ندارد که وجود آن‌ها را اثبات کند، اما فیزیکدانان به راهی برای ایجاد آن‌ها با گرانش فکر می‌کنند. با استفاده از نظریه نسبیت عام انیشتین، فیزیکدان «لودوینگ فلام» توضیح می‌دهد که گرانش چطور می‌تواند فضا و زمان را ترکیب کند که از نظر تئوری باعث ایجاد کرم‌چاله می‌شود. البته نظریه‌های دیگری هم درباره پیدایش کرم‌چاله‌ها وجود دارند.

 

حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید

 

سیارات نیروی گرانشی روی خورشید اعمال می‌کنند

ما می‌دانیم تمام سیارات منظومه شمسی به دام گرانش خورشید افتاده‌اند و نمی‌توانند از مدارشان بگریزند به همین دلیل است که به دور خورشید می‌گردند. به همین ترتیب زمین هم به ماه نیروی گرانش اعمال می‌کند و باعث می‌شود ماه به دور زمین بگردد. با این حال همه سیارات و سایر اجسام دارای جرم در منظومه شمسی نیروی گرانشی به خورشید، سایر سیارات و همه اجسام دارای جرم اعمال می‌کنند. میزان این گرانش به جرم اجسام و فاصله آن‌ها بستگی دارد. در حقیقت همه اجسام دارای جرم در جهان نیروی گرانش خود را به سایر اجسام دارای جرم وارد می‌کنند حتی اگه چندین سال نوری از هم فاصله داشته باشند.

حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید 

 


ریزگرانش


همه ما شنیده‌ایم که فضانوردان در فضا معلق هستند چون گرانشی وجود ندارد. اما حقیقت این است که در فضا هم گرانش وجود دارد که ریزگرانش نامیده می‌شود، چون بسیار کم است. این ریزگرانش باعث می‌شود فضانوردان در فضا بی وزن به نظر برسند. بدون گرانش در فضا، سیارات نمی‌توانستند دور خورشید بگردند یا ماه دور زمین بچرخد. هرچه فاصله بیشتر شود گرانش ضعیف‌تر می‌شود. در فضا گرانش بسیار کم است، چون همه چیز از زمین بسیار دور است. هم چنین گرانش در جرم‌های کوچک ضعیف‌تر می‌شود. مثلا در اتم گرانش بسیار ضعیف است، اما وقتی اتم‌ها ترکیب شوند قوی‌تر می‌شود.
 حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید

 


سفر زمان


سفر زمان رازی است که سال هاست ما را مجذوب خود کرده است. نظریه‌های بسیاری از جمله نظریه گرانش می‌تواند توضیح دهد که چرا سفر زمان ممکن است واقعا وجود داشته باشد. گرانش یک خمیدگی در فضا-زمان ایجاد می‌کند که باعث می‌شود اجسام در مسیر منحنی حرکت کنند. در نتیجه اجسام در فضا نسبت به زمین سریع‌تر حرکت می‌کنند. به طور مثال ساعت‌ در ماهواره‌های فضایی ۳۸ میکروثانیه در روز سریع‌تر حرکت می‌کنند. از آنجا که گرانش در فضا باعث می‌شود اجسام سریع‌تر حرکت کنند، فضانوردان وقتی به زمین برمی گردند مسافر زمان در نظر گرفته می‌شوند. این اثر روی فضانوردان آنقدر کم است که متوجه آن نمی‌شوید. اما سوالی که پیش می‌آید این است که آیا گرانش در نهایت می‌تواند باعث نوعی سفر در زمان شود که در فیلم‌ها می‌بینیم؟

 

 حقایقی که درباره گرانش نمی‌دانستید


زنان ناشناخته‌ای که در غواصی پیشگام بودند


برترین‌ها: از آنجا که تکنولوژی غواصی دائما در حال تحول است و مرز ممکن‌ها روز به روز فراتر می‌رود، به راحتی می‌توان پیشگامان غواصی را فراموش کرد که روزی راه را برای بسیاری از چیزهایی که اکنون می‌دانیم هموار کردند. از زنان مصممی که در زمان ممنوعیت غواصی زنان این کار را انجام دادند تا غواصانی که اولین بار به کاوش در غار‌ها پرداختند، بهتر است از قهرمانان فراموش شده و ستایش نشده غواصی یادی کنیم و با زنان شروع می‌کنیم:

دونا توبیاس (Donna Tobias)

دونا با ۱۶۴ سانتیمتر قد یکی از اولین غواصان زن نیروی دریایی بود. در سال ۱۹۷۴ زنان آمریکایی اجازه شرکت در مدارس غواصی را نداشتند، ام ادونا با وجود این چالش‌ها سعی کرد این نابرابری جنسیتی را زیر پا بگذارد. او سرانجام در ژانویه ۱۹۷۵ مجوز دگرفت و پس از یک دوره خسته کننده ۱۰ هفته‌ای اولین غواص زن دریاهای عمیق نیروی دریایی شد. او نقش مهمی هم در تحقیقات فیزیولوژیکی داشت و به آزمایش سیستم غواصی نیروی دریایی کمک کرد و به عنوان آموزشیار فرار زیردریایی هم خدمت کرد. او در حرفه‌ای که تا آن زمان تحت تسلط مردان بود پیشگام شد.

 

زنان ناشناخته‌ای که در غواصی پیشگام بودند 

 


پنه لوپه پاول (Penelope Powell)


اولین غواصی غار انگلستان در غار ووکی در سامرست انجام شد و یکی از کسانی که این ماموریت پیشگامانه را انجام داد پنه لوپه پاول بود. او و غواص همراهش «گراهام بلکمب» در چهاردهم جولای ۱۹۳۵ لباس‌های استاندارد آن زمان را پوشیدند و زیر آب رفتند. امروزه حتی تصور غواصی با آن لباس‌های سخت و سنگین و تجهیزات کم و شلنگ سنگینی که باید با خود می کشیدند تا بتوانند نفس بکشند، دشوار است. او یکی از اعضای گروه اصلی اکتشاف غار بود که غواصی و کاوش در غارهای بریتانیایی را آغاز کرد.

 

زنان ناشناخته‌ای که در غواصی پیشگام بودند 

 



لوته هس (Lottie Hass)

لوته هس در سال ۱۹۲۸ متولد شد و غواص و فیلمساز زیر آبی اتریشی بود. هرچند امروزه اغلب او را فقط به عنوان همسر فیلمبردار مشهور زیر آب «هانس هس» می‌شناسند، اما در نوع خود یکی از پیشگامان غواصی بود. در دورانی که تصور می‌شد زنان به سختی می‌توانند غواصی کنند و مطمئنا برای شرکت در اکتشافات مناسب نیستند، او خلاف آن را ثابت کرد. زمانی که هانس او را به عنوان منشی استخدام کرده بود، خودش مخفیانه غواصی و عکاسی زیر آب را یاد گرفت و در نهایت هانس را متقاعد کرد در یکی از سفرهایش او را با خود ببرد. او خیلی زود یکی از کاوشگران اصلی تیم هانس و اولین زنی شد که صخره‌های مرجانی دریای سرخ را کاوش کرده است. او موانعی که بر سر راه غواصی زنان بود را کنار زد و به دنیا نشان داد که دنیای زیر آب فقط برای مردان نیست.
زنان ناشناخته‌ای که در غواصی پیشگام بودند

 

آملیا برنس فرنیس (Amelia Behrens-Furniss)


آملیا برنس فرنیس فوق العاده بود. به فهرست طولانی دستاوردهای او به عنوان بازیگر و کسی که در دهه ۱۹۲۰ روی بال‌های هواپیمای در حال پرواز راه می‌رفت و نمایش اجرا می‌کرد باید یکی از پیشگامان رشته غواصی را هم اضافه کنیم. او برای پدرش کار می‌کرد و غواصی را از او یاد گرفت. آملیا او در آن زمان چندین رکورد جهانی عمق در زمان به دست آورد و شجاعتش مشهور بود. باوجود اینکه مجبور بود تجهیزاتی بپوشد که بیش از ۱۸۰ کیلوگرم وزن داشت، هرگز اجازه ندارد این مشکلات مانع پیشرفتش شود و ۵۰ متر در یک لوله ۶۰ سانتیمتری غواصی کرد تا ابزارهایی که افتاده بود را بردارد. امروزه خانواده اش به نام او از زنان جوانی که آموزش غواصی را شروع می‌کنند حمایت مالی می‌کنند. او هنوز هم به جامعه غواصی خدمت می‌کند.

 

 زنان ناشناخته‌ای که در غواصی پیشگام بودند


1 135 136 137 138 139 153