Category Archives: cat1

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید


برترین‌ها – ترجمه از الهام مظفری: بیشتر ما تصور می‌کنیم که سالمندان دیگر نمی‌توانند زندگی فعال و پرجنب و جوشی داشته باشند. آن‌ها ترجیح می‌دهند از نوه‌هایشان نگهداری کنند یا با سایر همسن و سال‌های خود حرف بزنند. اما افرادی که در این مطلب می‌بینید اصلا این طور نیستند. آن‌ها علیرغم سنشان از زندگی بهترین استفاده را می‌کنند و حس و حال مثبت خود را به دیگران هم انتقال می‌دهند. آن‌ها سنشان را فراموش کرده اند و انتخاب کرده اند از زندگیشان بیشتر از همیشه لذت ببرند.

لیندا رودین، طراح مد ۶۹ ساله

لیندا رودین طراح، مدل و عکاس نیویورکی است. لیندا وقتی محبوب‌تر شد که تصمیم گرفت ۶۰ سالگی آغاز زندگیش باشد و به صنعت مد بازگردد. او اکنون در ۷۰ سالگی چهره برند‌های مشهور مختلفی شده، تبلیغات زیادی انجام می‌دهد و روی جلد مجلات ظاهر می‌شود. وقتی از او پرسیدند که چطور می‌تواند قوی و مثبت بماند، گفت که دریافته که نمی‌تواند از این جوان‌تر شود و آن را پذیرفته است. او پیری را طبیعی می‌داند بنابراین تصمیم گرفته جذاب و زیبا پیر شود.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


جفری لایف، بدنساز و درمانگر ۷۹ ساله

جفری، مرد ۷۹ ساله نیویورکی زمانی آنقدر چاق بود که حتی نمی‌توانست بند کفشش را ببندد و راه رفتن ساده هم برایش یک چالش واقعی بود. وقتی جفری تصمیم گرفت خودش را تغییر دهد و بدنساز شود، تصورش هم نمی‌کرد که زندگیش این قدر تغییر کند. او اکنون ۷۹ ساله است و چندبار در هفته به باشگاه می‌رود. علاوه بر این سه کتاب پرفروش هم نوشته است.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


دافنه سلف، مدل ۸۹ ساله

دافنه متولد ۱۹۲۸ در لندن است. او در ۲۱ سالگی برنده رقابت بین دختران، برای تصویر روی جلد مجله شد. سپس مدل هنرمندان شد، در یک خانه مد شروع به کار کرد و تبلیغات زیادی انجام داد. اما بعد از ازدواج حرفه اش را کنار گذاشت. دافنه در ۷۰ سالگی همسرش را از دست داد و دوباره سر کار بازگشت. این سوپرمدل سالخوده برای برند‌های مشهور عکاسی کرده است. او هنوز کار می‌کند و قصد دارد تا ۱۰۰ سالگی کاری که دوست دارد را ادامه دهد. بیایید برای او آرزوی موفقیت کنیم.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 

 

دوریس لانگ، کوهنورد صنعتی ۱۰۲ ساله

دوریس لانگ زن بریتانیایی ۱۰۲ ساله است.‌ می‌توانید تصور کنید که از آسمانخراش بالا می‌رود؟ دوریس بیش از ۱۷ سال است که کوهنوردی صنعتی می‌کند. او پیرترین فرد جهان است که از برج ۹۴ متری اسپیناکر در انگلستان پایین آمده و این کار را برای جمع آوری پول به نفع بیمارستان محلی انجام می‌دهد.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


سارا جین آدامز، طراح مد و جواهرات ۶۳ ساله

سارا جین آدامز طراح مد اهل سیدنی است. طرفداران سارا عاشق لباس‌ها و عکس‌های جسورانه او هستند. او لباس‌های مدرن را با لباس‌های دوران کودکیش ترکیب می‌کند. بله او اعتراف می‌کند که هنوز لباس‌هایی که در ۱۸ سالگی خریده می‌پوشد. وقتی سارا مشهور شد خانه اش را در استرالیا فروخت و شروع به سفر دور دنیا کرد تا طرفدارانش را ببیند. او اکنون هم مدل است و هم کسب و کار جواهرات خودش را دارد.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


پاول رزوی در ۶۵ سالگی از اقیانوس عبور کرد

یکی از مشهورترین گردشگران در سال ۲۰۰۴، پاول بود که با قایق پارویی از اقیانوس عبور کرد. در آن زمان او ۶۵ ساله بود و یک سال بعد سومین فرد جهان شد که از اقیانوس و دومین کسی شد که از دو اقیانوس عبور کرده است.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


آنت لارکینز ۷۶ ساله خامخواری می‌کند

در تصاویر زیر آنت را در ۷۱ سالگی می‌بینید، اما حالا که پنج سال گذشته باز هم بسیار جوان‌تر از همسن و سالانش به نظر می‌رسد. حتی گاهی او را با دختر شوهرش اشتباه می‌گیرند! راز جوانی او این است که از ۴۰ سالگی خامخواری می‌کند. یعنی فقط سبزیجات، گیاهان، آجیل و میوه‌های خامی می‌خورد که خودش پرورش می‌دهد و گوشت، لبنیات و غذا‌های فرآوری شده نمی‌خورد. آنت معتقد است که انرژی دختر ۲۵ ساله را دارد.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


دیردره لارکین ۸۶ ساله در ماراتن‌های زیادی شرکت کرده است

لارکین هر روز صبح ۶ کیلومتر می‌دود. او قبلا پیانیست و قهرمان چند ماراتن در گروه ۸۰+ سال بوده است. لارکین تنها در سال ۲۰۱۷ در ۶۰ ماراتن شرکت کرده است. باورنکردنی به نظر می‌رسد، اما لارکین یکی از مهره هایش هنگام تولد کم بوده و پزشک به او توصیه کرده تا حد ممکن کمتر حرکت کند. او در ۳۸ سالگی کمرش را عمل جراحی کرد و حرکت برایش آنقدر سخت بود که به زحمت یک فنجان را بلند می‌کرد. او در سال ۲۰۰۰ مبتلا به پوکی استخوان تشخیص داده شد و ۱۰ سال دارو مصرف کرد اما تاثیری نداشت. در سال ۲۰۱۰ یعنی در ۷۸ سالگی تصمیم گرفت صبح‌ها با پسرش بدود؛ و حالا هشت سال بعد پوکی استخوان او تقریبا برطرف شده است. او اکنون می‌داند که با دویدن سالم است و مصمم است تا زمانی که پا دارد بدود.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


آیریس آپفل، طراح داخلی ۹۶ ساله

آیریس کلکسیونر و طراح مشهور آمریکایی است که بیش از ۴۰ سال به کار طراحی داخلی و بازسازی خانه‌ها مشغول بوده است.
او همیشه عاشق جمع کردن لباس بوده و این کار را از ۱۲ سالگی آغاز کرده و چند دهه بعد به نمایش گذاشته است. آیریس در سال ۲۰۱۵ همسرش را از دست داد. آن‌ها ۶۷ سال با هم خوشبخت بودند. اما علیرغم این غم هنوز پر از انرژی است و حس مثبت خود را حفظ کرده و به کار طراحی جواهرات ادامه می‌دهد.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


هایدی هتزر ۸۰ ساله با اتومبیلش دور دنیا سفر کرد

هایدی یک افسانه‌ای آلمانی است که در جوانی در مسابقات اتومبیلرانی شرکت می‌کرده و بعد‌ها یکی از بزرگترین فروشگاه‌های اتومبیل اوپل در برلین را راه اندازی می‌کند. او در ۷۶ سالگی تصمیم می‌گیرد دور دنیا سفر کند. بنابراین از سال ۲۰۱۴ و برلین آغاز می‎کند.از اروپای شرقی، خاورمیانه، چین، لائوس و مالزی می‌گذرد، در سنگاپور ماشینش را در کشتی می‌گذارد و به استرالیا می‌رود، بعد به آمریکای شمالی از آنجا به آمریکای جنوبی می‌رود و در نهایت در مارس به برلین بازمی گردد.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید

 


بادی وینکل، مدل ۸۹ ساله

بادی وینکل رن ۹۰ ساله اهل کنتاکی است که بیش از ۳.۳ میلیون نفر در اینستاگرام او را دنبال می‌کنند از جمله ریحانا! همه چیز از سال ۲۰۱۴ شروع شد، یعنی وقتی نوه اش ویدئوی کوتاهی از مادربزرگش را منتشر کرد. سپس بادی تصمیم گرفت صفحه اینستاگرام خود را ایجاد کرده و عکس‌های جالب زندگیش را به اشتراک بگذارد. به زودی افراد زیادی جذب لباس‌های عجیب و غریب او شدند؛ و همه این‌ها علیرغم داستان غم انگیز از دست دادن پسر و همسرش بود. او امروز یکی از محبوب‌ترین مادربزرگ‌های اینستاگرام است و برند‌های مشهور به او پول می‌دهند تا فقط محصولاتشان را در دست نگه دارد. او الهام بخش صد‌ها نفر شد تا سبک زندگی سالمی را آغاز کنند.

 

جذاب ترین سالمندانی که عاشقشان می شوید


فیلم کوتاه و تاثیرگذار درباره کمک به هم نوع




کمک کردن به هم نوع به نیازمند، یکی از کار‌هایی است که قلب ما را خشنود می‌کند، فیلم کوتاه زیر بار دیگر زیبایی‌های درونی انسان را به ما نشان می‌دهد، داستان مردی که به پسر فقیری کمک می‌کند تا برای مادر مریضش دارو تهیه کند، همان پسر ۳۰ سال بعد ناجی مرد می‌شود.


۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد


وبسایت روزیاتو – گلریز برهمند: حقیقت آن است که گاهی تصورات ما درباره ی زمان به دور از واقعیت است. مثلا حتما تعجب می کنید اگر بدانید بعضی تمدن های باستانی در واقع آنقدرها هم که فکر می کنیم باستانی نیستند یا زمانی که هنوز تبهکاران را با گیوتین اعدام می کردند مردم می توانستند جنگ ستارگان را در سینما تماشا کنند! در ادامه به حقایق باورنکردنی ای می پردازیم که تصورتان از زمان را متحول خواهد کرد.

۱- وقتی دستگاه چاپ اختراع شد امپراتوری روم هنوز وجود داشت

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

در اواخر دهه ی ۱۴۳۰ میلادی، یوهانس گوتنبرگ کار بر روی دستگاهی را شروع کرد که باعث تحول در صنعت چاپ شد. اولین دستگاه چاپ گوتنبرگ در سال ۱۴۴۰ تکمیل شد. امپراتوری روم در آن زمان هنوز وجود داشت تا آنکه در سال ۱۴۵۳ سقوط کرد. در این سال امپراتوری عثمانی شهر قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری روم شرقی را فتح کرد، یعنی تنها دو سال پیش از آنکه تولید انبوه انجیل گوتنبرگ آغاز شود.


۲- آخرین اعدام با گیوتین در فرانسه در همان سال اکران جنگ ستارگان انجام شد

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

در ۱۰ سپتامبر سال ۱۹۷۷ مهاجر تونسی ای به نام حمید جندوبی به جرم قتل نامزدش با گیوتین اعدام شد و این آخرین اعدام با گیوتین در فرانسه بود. ۳ ماه و نیم بعد، اولین اپیزود از مجموعه فیلم جنگ ستارگان اکران شد.


۳- ملکه ی بریتانیا در دوران سلطنتش ۱۳ رئیس جمهور امریکا را دیده است

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

ملکه الیزابت دوم در سال ۱۹۵۳ به سلطنت رسید، یعنی زمانی که هری ترومن، سی و سومین رئیس جمهور امریکا بر سر کار بود. او در دوران سلطنتش ۱۳ رئیس جمهور امریکا را دیده است اما در حقیقت از زمان تولد او در سال ۱۹۲۶، ۱۶ رئیس جمهور در امریکا بر سر کار آمده اند.


۴- هواپیما در همان سالی اختراع شد که نیویورک تایمز پیش بینی کرد انسان میلیون ها سال دیگر می تواند پرواز کند

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

در اکتبر سال ۱۹۰۳ نشریه ی نیویورک تایمز در واکنش به تلاش های نافرجام مردی به نام ساموئل پیرپانت لانگلی برای پرواز کردن مطلبی با این عنوان منتشر کرد: «ماشین های پروازی که پرواز نمی کنند». در این مطلب آمده بود: «ماشین های پروازی که حقیقتا پرواز کنند نتیجه ی تلاش های مستمر و چند جانبه ی ریاضیدان ها و مهندسینی متعلق به یک تا ده میلیون سال دیگر خواهند بود.» اما در ماه دسامبر همان سال، برادران رایت اولین پروازهای موفق شان را به انجام رساندند.


۵- قدمت دانشگاه آکسفورد بسیار بیشتر از تمدن آزتک ها است

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

آکسفورد قدیمی ترین دانشگاه انگلیسی زبان دنیا است. آزتک ها شهر تنوشتیتلان را که مرکز امپراتوری آن ها بود در سال ۱۳۲۵ میلادی بنا کردند. اما کار آموزش در دانشگاه آکسفورد از سال ۱۰۹۶ آغاز شد. بنابراین تمدن باستانی آزتک ها آنقدرها هم باستانی نیست!


۶- برج ایفل در همان سالی افتتاح شد که شرکت نینتندو تأسیس شد!

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

کار ساخت برج ایفل در میانه ی سال های ۱۸۸۷ و ۱۸۸۹ انجام شد. در ماه مارس ۱۸۸۹، در جریان برگزاری جشنی به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب فرانسه، برج ایفل برای بازدید عموم افتتاح شد. همان سال فوساجیرو یامااوچی شرکت نینتندو را در کیوتوی ژاپن افتتاح کرد. البته در آن زمان نینتندو یک شرکت تولید کننده ی کارت های بازی هانافودا (نوعی ورق بازی ژاپنی) بود.


۷- در زمان ساخت اهرام مصر ماموت ها هنوز زنده بودند

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

احتمالا تصور می کنید ماموت ها هم دوره ی دایناسورها بودند و مانند آن ها میلیون ها سال قبل منقرض شدند. اما این موجودات سرسخت در زمان انسان ها هم زنده بودند. آخرین جمعیت باقیمانده از ماموت ها در جزیره ای به نام ورانگل در نزدیکی سواحل روسیه در اقیانوس منجمد شمالی زندگی می کردند و تا سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد منقرض نشده بودند. کار ساخت هرم بزرگ جیزه صدها سال پیش از آن شروع شده بود، یعنی از ۲۵۸۰ تا ۲۵۶۰ پیش از میلاد.


۸- استگوساروس ها قبل از تی رکس ها روی کره زمین زندگی می کردند

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

استگوساروس و تی رکس متعلق به دو دوره ی زمانی متفاوت بودند. استگوساروس ها حدود ۱۵۰ سال قبل در محل امریکای شمالی امروزی زندگی می کردند، یعنی در اواخر دوره ی ژوراسیک. اما تی رکس ها حدود ۸۰ میلیون سال بعد روی کره ی زمین وجود داشتند، یعنی در عصر کرتاسیوس و حدوداً ۶۷ میلیون سال قبل از حالا. بنابراین دایناسورهایی که در فیلم «پارک ژوراسیک» دیده اید همگی در دوره ی یکسانی زندگی نمی کردند.


۹- نهنگ هایی وجود دارند که از پیش از زمان انتشار داستان موبی دیک زنده هستند

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

نهنگ های سر گنده می توانند بیشتر از ۲۰۰ سال زندگی کنند و از یکی از بیشترین طول عمرها در میان تمامی گونه های پستانداران برخوردارند. کتاب مشهور موبی دیک که درباره ی یک نهنگ سفید است در سال ۱۸۵۱ منتشر شد، یعنی ۱۶۷ سال قبل. بنابراین احتمالا نهنگ هایی وجود دارند که پیش از انتشار این داستان متولد شده اند و هنوز ۳ دهه از زندگی شان باقی مانده است.


۱۰- پلوتون قبل از آنکه فرصت کند یک بار به طور کامل دور خورشید بچرخد عنوان سیاره را از دست داد

۱۰ حقیقت باورنکردنی که تصورتان از زمان را تغییر می‌دهد

سیاره ی کوچک پلوتون در سال ۱۹۳۰ کشف شد و رسما عنوان سیاره گرفت. اما ۷۶ سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۶ به «سیاره ی کوتوله» تنزل درجه پیدا کرد. ۲۴۸ سال زمینی طول می کشد تا پلوتون یک بار به طور کامل به دور خورشید بچرخد. بنابراین پلوتون نه تنها در مدتی که عنوان سیاره داشت نتوانست یک گردش کامل به دور خورشید داشته باشد، بلکه تا قبل از قرن بعدی هم به طور کامل به دور خورشید نمی چرخد. این اتفاق در سال ۲۱۷۸ رخ خواهد داد.


خبرگزاری آريا – متن عاشقانه احساسي و بسيار زيبا


متن عاشقانه احساسي و بسيار زيبا

خبرگزاري آريا –
متن عاشقانه بسيار زيبا, متن بلند عاشقانه
متن عاشقانه بلند
وقتي تو باشي ؛ زندگي برايم زيباست ؛ عاشقي برايم با معناست !
وقتي تو باشي ؛ قلبم بي آرزوست ، اي تنها آرزوي من در لحظه هاي تنهايي !
وقتي تو عزيز دلم باشي ؛ همدمم باشي ؛ سر پناهم باشي ؛ طلوع آفتاب برايم آغاز يک روز پر خاطره ديگر با تو است !
تو هستي ، براي من هستي ، تا آخرش همه هستي ام هستي !!!
حالا من هستم و يک عشق پاک در قلبم !
وقتي تو باشي ؛ عشق در وجودم هميشه زنده است ، ميتپد قلبم تنها براي تو و مي گذرد لحظه ها به ياد تو و مي ماند براي هميشه يک عشق جاودانه در قلب هايمان !
وقتي تو گل من باشي ؛ باغچه خشک قلبم بهاري مي شود ، اين دل از عطر و بوي تو پر از محبت و صفا مي شود !
وقتي تو عشق من باشي ؛ اين چشمها براي ديدن تو بي قرار و بي تاب مي شود ، حضور تو در کنارم تنها آرزو مي شود !
وقتي تو همدمم باشي ؛ ديگر تنهايي با من بيگانه مي شود ، غم و غصه هاي دنيا در قلبم فراري مي شوند !
تو باشي ؛ عزيز دلم باشي ؛ عشقم باشي ؛ دنيا برايمان بهشت هميشگي مي شود !
وقتي تو باشي ؛ وقتي تو همه زندگيم باشي ، اين دل فداي قلب مهربانت مي شود ، چشمهايم هميشه منتظر ديدن چهره ماهت مي شود !
وقتي تو باشي ؛ من نيز هستم ، زيرا تو درون قلبم هستي !
پس با من باش اي عشق جاودانه ام ؛ بيا تا با هم بخوانيم ترانه عاشقانه ام را که براي تو سروده ام !
اي تو که بي تو بودن برايم خواب هميشگي است !
متن عاشقانه بسيار زيبا, متن بلند عاشقانه
متن بلند عاشقانه
روزهاي زندگي ام گرم ميگذرد با تو ،به گرماي لحظه هايي که تو در آغوشمي
با تو گرم هستم و نميسوزد عشقمان، اي خورشيد خاموش نشدني
همچو يک رود که آرام ميگذرد، عشق ما نيز آرام ميگذرد
و تويي سرچشمه زلال اين دل ساعت عشق مان تمام لحظه هاي زندگيست ،
ثانيه هايي که پر از عطر و بوي عاشقيست
اي جان من ،
مهرباني و محبتهايت،
وفاداري و عشق اين روزهايت،
اميدي است براي خوشبختي فردايت
ميدانم هميشه همينگونه که هستي خواهي ماند،
مثل يک گل به پاکي چشمهايت،
به وسعت دنياي بي همتايت
هواي تو را ميخواهم در اين حال دلتنگي،
امواجي از ياد تو را ميخواهم
در درياي خاطره هاي به يادماندني
همنفسمي،
اي که با تو يک نفس عاشقم
همزبانمي،
اي که با تو يک صدا برايت احساسات عاشقانه ام را ميگويم
حرفي نمانده جز سکوت بين من و چشمانت،
که در اين سکوت ميتوان يک دنيا عشق را خواند
چه با شوق ميخوانم چشمانت را
و چه عاشقانه گرفته ايم دستهاي هم را
گفتي دستهايم گرم است،
گفتم عزيزم اين چشمهاي تو است که مرا به آتش کشيده است
همه ي دنيا فرياد عشق ما را شنيده است،
هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زيباست…
چه بي انتهاست قصر عشق تو و من
چه خوشبختم از اينکه اينجا هستم ،
در کنار تو ، تويي که برايم از همه چيز بالاتري
و از همه کس عزيزتر
متن عاشقانه بسيار زيبا, متن بلند عاشقانه
متن عاشقانه بسيار زيبا
حضور تو قلبم در ميان گرماي حضورت پر از حرارت مي شود
و نفسم در آتشکده ي احساست به شماره مي افتد
حرف هاي پر از مهرت هديه ايست پر از ارامش
تا مرا تواني دهد در ميان اين همه شور
تا با تو بودن را تاب آورم
شروع شورش شور و شاديم دوستت دارم
لحظه ها در ميان شور حضورت
بي درنگ از پي هم مي گذرند
و خط پايان
نزديک و نزديک تر ميشود
فرصت ها اندکند و مهر تو بسيار
در چنين ظرف اندکي سيراب نمي شود عطش تشنگيم
و سخت است
از درياي تو نوشيدن و بي تاب نگشتن
و چشم فرو بستن از اين همه آرامش
اما تقدير مان چنين مقدر است و لحظه ي وداع آمده
تنها اميد وصل توست که مرا تسکين مي دهد
با خيالم لطافت واژه واژه هايت را لمس کردم
و ميان مهر نگاهت شناور گشتم
نواي خوش و عطر آلود کلامت
دليل شکفتن و اوج گرفتن پروازم شد،
به سوي آسماني ترين لحظه هاي خوشبختي
حضورت در کنارم نهايت آرزويم
و بهانه ي برپايي شوري وصف ناشدني
وقتي من و تو خوشبختي ما بودن را فرياد مي زنيم
متن عاشقانه بسيار زيبا, متن بلند عاشقانه
متن عاشقانه ي جديد
کوچه ي دلم را براي عبور نگاهت آب و جارو کرده ام
ديگران با عبور لحظه ها مي آيند و مي روند
و اين چشمان توست که عبورش جاودانه است
در ميهماني لحظه هاي با تو
دستانت خالي بود
اما نگاهت پر از شوق
و قلبت پر از احساس
از تو هيچ نمي خوام
جز نيم نگاهي پر از شوق و احساس
تو گفتي خداحافظ من شنيدم به اميد ديدار
تو دل کندي از من و من دل بستم به تو
تو از کنارم رفتي اما خاطرت در قلبم حک شد
چه قصه ي عجيبي است قصه ي عشق
افسوس که زندگي فقط انديشه هاي زيبا نيست
متن عاشقانه بسيار زيبا, متن بلند عاشقانه
متن عاشقانه احساسي و بسيار زيبا
کمي بمان!
کمي به من نگاه کن!
نگاهت تنها دليل آرامشم است!
در چشمانم نگاه کن
در اين چشمان اشک آلود
که هميشه درپي رفتن تو
چشم انتظار به آمدنت بود
حال که دوباره آمدي ؛
چرا اين چنين مرا از خود مي راني ؟
چرا چشمانت را از من نگاه مي داري؟
ديگر تاب و توان سکوت ندارم
حس فرياد در من به اوج رسيده است
فرياد دوستت دارمِ صدايم را گوش کن
درحالي که حرفي نمي زنم
به چشمانم نگاه کن
حرفهايم را از نگاهم بخوان
آيا چيزي هست که در آن ببيني؟
آيا پاسخ دردهايم را در آن مي يابي؟
آري اين نهايت حرفهاي من است
که در چشمانم جمع شده است
اين کلماتي است که زبانم ياراي ادا کردن آن را نداشت و ندارد
اين سيل اشک هاي من نيست
که از چشمانم روان شده است،
اين تمام حرف هاي من است
که روزي به تو گفته بودم چه شد ؟
مگر حرف هايم چه بود ؟
چرا دوباره چشمانت را از من گرفتي؟
مگر نگاهم تلخي رفتنت را با مرگ آرزوهام به تصوير نکشيد؟
مگر اين نگاه خسته؛خسته از فريادهاي بي فرجام ؛
از روز هاي بي تو بودن
و از بي دليل بودن رفتنت
و از نامهربانيت سخن نگفت؟
مگر تصوير زيباي صورت خودت را
در آخرين باري که در چشمانم نگاه کردي
و در آن به يادگار مانده است را نديدي؟
چه بود که صورتت از شرم گلگون شد؟
چه بود که اشک از چشمانت جاري؟
شايد اکنون صدايم را در عين خاموشي زبانم مي شنوي
شايد…
کمي بمان!
کمي به من نگاه کن!
نگاهت تنها دليل آرامشم است!
مرا با نگاهت مهمان کن
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا – کاريکاتورهاي مفهومي و جالب (۷۲)


کاريکاتورهاي مفهومي و جالب (72)

خبرگزاري آريا –
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور عوضش هنوز زنده‌ايم!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور کارتن خوابي کارگر ايراني
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور بررسي تعويض اجباري وزراي کارت زرد گرفته!/ کاريکاتور
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور نتانياهو؛پيوند ترس‌،توهم‌و سياست‌دروغ
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور “کارِ FATF” يکسره شد
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور وعده‌هاي سرکاري !!!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور برق مجاني…!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور اهداي قبر به فقرا در بهشت‌ زهرا
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور گرما ايران را در برمي گيرد!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور آفت اقتصاد ملي!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور حمله کالاهاي پرمصرف به سرمايه‌‌هاي مردم!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتورنفت در برابر…
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور اينم مديريت ورزش در ايران در يک تصوير!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور ليورپول سوتي خود را اصلاح کرد!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور اينم شاهکار جديد تلويزيون!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور نترس آمپول خارجي زدم!
 کاريکاتور ورزشي, کاريکاتور روز
کاريکاتور مسئولاني که براي معيشت مردم تصميم مي‌گيرند،؛ يک هفته با حقوق آنها زندگي کنند
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



تصاویری از منطقه خودمختار کیاندونگنان در چین




کیاندونگنان منطقه ای خودمختار در جنوب چین و در استان گوئیژو واقع شده‌است که ۴ میلیون نفر از افراد دو قوم میائو و دونگ را در خود جای داده است. مزارع کوهستانی طبقه طبقه، روستاهایی با خانه‌های چوبی و جشنواره‌های محلی رنگارنگ از دیدنی‌های این منطقه هستند.


باگ‌های خنده دار فیفا ۱۸




طراحان بازی فیفا هر ساله سعی در عرضه بی عیب و نقص این عنوان محبوب هستند اما همواره این گیم پلی این بازی با باگ های خنده داری همراه است که در ادامه شما را دعوت به دیدن تعدادی از این اشتباهات عجیب و خنده دار می کنیم.


روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی


وبسایت فرادید: عکاسی به نام “سیمون بری” در آخرین پروژه خود به کاوش تجربیات عشق و از دست دادنش می‌پردازد. بری از شرکت‌کنندگان خواست تصاویری از خود و عشق ازدست‌رفته‌شان را بیابند و سپس به مکانی که عکس در آن گرفته شد بروند.

نیکولا

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

تصویری از من و خانواده‌ام در “بیکن فل”، لانکاشیر که نزدیک به جایی بود که آن زمان در آن زندگی می‌کردیم؛ حدود سال ۱۹۷۸٫ این یکی از معدود عکس‌هایی است که هر چهار نفر در آن هستیم، زیرا معمولاً یکی از والدینم عکس می‌گرفت.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

دخترم نمی‌دانست چه اتفاقی برای برادرم افتاد و باید می‌گفتم که دایی‌اش مرده است. او بلافاصله گفت: “مامان، تو تنها کسی بودی که در خانه‌تان زنده ماندی.” او خیلی خوب شرایطم را درک کرد و بدون تعارف حقیقت را بیان کرد، کاری که فقط از کودکان برمی‌آید.

به یاد دارم زمانی که مادرم از دنیا رفت، مدام به این فکر می‌کردم که دیگر هرگز او را نمی‌بینم؛ نه‌تنها او را نمی‌بینم، بلکه هرگز او را نمی‌بینم. واقعاً سخت بود.

زندگی‌ام دیگر هرگز مثل قبل نشد. در این عکس من یک دختر و یک خواهر بودم، اما دیگر نیستم.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

گاهی اوقات دوستانم می‌گفتند: “چرا، هنوز هم دخترِ مادرت هستی. هنوز هم خواهر جف هستی.” اگر حقیقت چیز دیگری است. من دختر مادر و پدرم هستم. اما هیچ‌کس در این دنیا من را دخترش نمی‌داند. کسی مرا خواهر صدا نمی‌کند.

پس هویتت برای همیشه تغییر می‌کند. می‌توانم بگویم که یک برادر داشتم و می‌دانم خواهر بودن چه حسی دارد و می‌دانم پدر داشتن چگونه است- اما دیگر نه دخترم و نه خواهر و این حقیقت بسیار دردناک است.

وقتی کسی می‌میرد، آن‌قدر تکان‌دهنده است که حس می‌کنی باید بسیار پر سروصدا باشد، مثل صدای طبل یا شیپور و یا فریاد. اما همه‌چیز غرق سکوت می‌شود، زیرا آن فرد رفته و دیگر صدایش را نمی‌شنوی.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

پس از مراسم خاک‌سپاری، در سکوت رها می‌شوید. گاهی اوقات حس می‌کنید اشتباه شده، زیرا احساساتتان به‌هیچ‌وجه آرام نیستند. فکر نمی‌کنم تجربه چنین دردهایی سبب شده باشند که از زیبایی این دنیا قدردانی کنم. به نظر می‌رسد وقتی چنین درد عمیقی را تجربه می‌کنید، درک عمیق‌تری از جهان اطراف پیدا می‌کنید. من هم به شکل متفاوتی به جهان نگاه می‌کنم.


جیمز

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

عکس اصلی (سمت چپ) در شهر هیلزبوروگ و در باشگاه فوتبال “وندزدی شفیلد” گرفته شده است. این عکس در روز بازی لیگ برتر گرفته شد و فصلی بود که با شکست تیم “شفیلد یونایتد” به قهرمانی رسیدیم.

از دوازده سالگی این بازی‌ها را با پدرم دنبال می‌کردیم. نزدیک به بیست سال اکثر شنبه‌ها با پدرم به دیدن بازی می‌رفتیم و در همان صندلی‌های همیشگی می‌نشستیم. دو صندلی شماره ۹۷ و ۹۸ در ردیف R صندلی‌های ما بودند.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

سپس با افرادی که دوروبرمان بودیم صحبت می‌کردیم. پدرم روال خاصی داشت: او در روزهای مسابقه به حمام می‌رفت و شلوارک با تصویر باشگاه وندزدی شفیلد را می‌پوشید. او همیشه کلاهش را با خودش می‌آورد و وقتی اوضاع تیم خوب نبود می‌گفت: “درسته، وقتشه کلاه را در بیاریم.”

بیماری‌اش در اواخر ماه اکتبر تشخیص داده شد و تا آخر آن فصل بدتر شد، اما در آخرین بازی حضور داشت. خیلی بیمار بود. وندزدی شفیلد در صدر باقی‌مانده بود اما او یک جورایی پایین کشیده شده بود. نگاهی به دور و برش انداخت و شروع کرد به گریه؛ احتمالاً داشت فکر می‌کرد که این آخرین مسابقه‌ای که در آن حضور داره.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

همه سنگینی این غم را حس می‌کردند. پدرم واقعاً ناراحت بود و وقتی دوستانمان متوجه شدند، همه شروع به گریه کردند. لحظه بسیار تلخی بود.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی


مایکی

عینکش یکی از اولین چیزهایی بود که عاشقش شدم، چون از عینک‌هایی که آدم رو شبیه درسخوان‌ها می‌کرد خوشم می اومد و وقتی عکس پروفایلش رو توی سایت “Guardian Soulmates” دیدم با خودم گفتم: “از این پسره خوشم میاد، شبیه جارویس کوکره.”

این عکس در ماه مه در کنار سد دریایی شهر پنزانس گرفته شد. ما اینترنتی با هم آشنا شده بودیم و بعد از حدود شش ماه به آلمان نقل مکان کردم.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

یک شب کاملاً عادی بود. او سر کار بود و من آن زمان کار نمی‌کردم. پس همیشه نزدیک ساعت ۵ منتظر بودم تا به خانه برگردد. هنوز رابطه برایمان نو و هیجان‌انگیز بود. طبق روال هر روز برای قدم زدن از خانه خارج شدیم.

او خیلی بامزه بود و من معتقدم همین حس شوخ‌طبعی باعث شد خیلی زود به هم نزدیک شویم. پس از مرگ پاول، دوباره به پنزانس برگشتم تا از او و خاطراتی که با هم داشتیم حرف بزنم.

روایت هایی زیبا از عشق، مرگ و زندگی

وقتی عکاس از من خواست با چشم‌های بسته عکس بگیرم، انگار پشت پلک‌هایم فیلمی در حال نمایش بود، فیلمی از تمام لحظاتی که با هم بودیم.

با خودم فکر می‌کنم که دیگر افراد چگونه با این غم کنار می‌آیند؟ زندگی به دو قسمت مجزای قبل و بعد تبدیل می‌شود و لحظاتی هست که با خود فکر می‌کنی: “آیا این همان‌جایی است که دنیا باید متوقف شود؟” اما زندگی ادامه دارد. این نقطه‌ای است که در آن دنیای شما تغییر می‌کند، اما دنیای خارج به چرخش خود ادامه می‌دهد. غم از دست دادن یک عزیز تغییر بزرگی در آدم ایجاد می‌کند: دیگر اهمیت زیادی به دیگران نمی‌دهی.

این فرآیند بسیار خودخواهانه است، چون دائم به چیزهایی که خودت می‌خواهی گوش می‌کنی. یک هفته می‌گذرد و می‌توانی بگویی که تقریباً خالت خوب است، اما روز ناگهان همه‌چیز دوباره روی سرت خراب می‌شود. سخت است بفهمی که با این غم کجا باید بروی و چه باید بکنی.

با این احساسات کجا می‌روید؟ آن‌ها را کجا می‌گذارید؟ خودتان را خالی می‌کنید؟ یا با آن‌ها مبارزه می‌کنید؟ آیا سعی می‌کنید آن‌ها را توضیح دهید و نگاهی منطقی داشته باشید؟ گاهی اوقات دلتان می‌خواهد تسلیمشان شوید و یک هفته در رختخواب بمانید.


اجرای دیدنی موزیک Don't Give Up On با لانچ پد




میدی کنترلر لانچ پد یک کنترلر و حس گر صوتی است که دارای پترن‌ها و پد‌های قابل تنظیم می‌باشد. این کنترلر الکترونیک در سال ۲۰۱۳ توسط شرکت Novation که یکی از قدرتمندترین شرکت‌هایی است که در زمینه تولید ادوات موسیقایی فعالیت می‌کند در بریتانیا ساخته شد. لانچ پد داب استپ در ابتدا به شکل فعلی روانه بازار نمیشد و در واقع بیشتر شبیه به میدی کنترلر بود، ولی با طی گذشت زمان و با پیشرفت صنعت موسیقی به شکل و شمایل فعلی تغییر یافت.


1 2 3 152