Author Archives: admin

خبرگزاری آريا – تصاوير روز مهندس


تصاوير روز مهندس

خبرگزاري آريا –
به اميد روزي که مهندسان عزيزمان از شغل هاي کاذب و کنج هاي خانه رهايي يابند و به تعلقات خود بازگردند.
روز مهندس مبارک
کارت پستال روز مهندس,جديدترين تصاوير روز مهندس
روز مهندس,تصاوير روز مهندس
تبريک روز مهندس
جديدترين عکس هاي روز مهندس,تبريک روز مهندس
کارت پستال هاي روز مهندس,بزرگداشت روز مهندس
تصاوير روز مهندس
جديدترين تصاوير روز مهندس,تبريک روز مهندس
تصاوير روز مهندس,کارت پستال روز مهندس
جديدترين عکس هاي روز مهندس
عکس روز مهندس,جديدترين عکس هاي روز مهندس
تبريک روز مهندس,کارت پستال هاي روز مهندس
کارت تبريک روز مهندس
کارت پستال هاي روز مهندس,تصاوير روز مهندس
بزرگداشت روز مهندس,تصاوير روز مهندس
عکس هاي روز مهندس
گردآوري: بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا – عکس نوشته هاي طنز و خنده دار (۲۲)


عکس نوشته هاي طنز و خنده دار (22)

خبرگزاري آريا –
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
من ديگه حرفي ندارم
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
پشت صحنه عکساي اينستاگرام
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
آقايون ، روز زن ۱۸ اسفنده …
ما خانوما بيشتر از اينا توقع نداريم به همينم راضيم
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
تو قلکم پيدا کردم ، حس اصحاب کهف بهم دست داد
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
آخرش ميرم اينکارو ميکنم
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
دادا ناموسن داشتم خفه ميشدم…ديگه شوحي نکن ديگه …اي بابا
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
تفاوت کودکي يک دهه شصتي و دهه نودي
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
شما يادتون نمياد ما با اين کارت ها به اينترنت وصل مي‌شديم‌
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
يه نفر اشتباهي مبلغ زيادي پول با موبايل بانک به حساب ناشناس واريز مي‌کنه، وقتي متوجه ميشه
که کار از کار گذشته و پولش رفته، اين پيامو به اون ناشناس ميزنه سه سوته طرف پولو بر ميگردونه
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
فيلترمون ميکردن زماني که فيلتر مُد نبود
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
روزي که حقوق ميگيرم Vs دو روز بعدش‌
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
اين ملت رو از چي ميترسونن آخه؟ براي هرمشکلي يه خلاقيتي دارن
عکس نوشته هاي جالب, عکس نوشته خنده دار
وقتي اخر ماهه و حقوق نگرفتي هنوز
گردآوري:بخش سرگرمي بيتوته



خبرگزاری آريا – داستان زيباي «اثر»


داستان زيباي «اثر»

خبرگزاري آريا –
سرگرمي،سايت سرگرمي داستان کوتاه
يکشنبه بود و طبق معمول هر هفته رزي ، خانم نسبتا مسن محله ، داشت از کليسا برمي گشت…
در همين حال نوه اش از راه رسيد و با کنايه بهش گفت : مامان بزرگ ، تو مراسم امروز ، پدر روحاني براتون چي موعظه کرد ؟!
خانم پير مدتي فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت: عزيزم ، اصلا يک کلمه اش رو هم نميتونم به ياد بيارم !
نوه پوزخند ي زد و بهش گفت: تو که چيزي يادت نمياد ، واسه چي هر هفته همش ميري کليسا ؟!
مادر بزرگ تبسمي بر لبانش نقش بست .
خم شد سبد نخ و کامواش رو خالي کرد و داد دست نوه و گفت : عزيزم ممکنه بري اينو از حوض پر آب کني و برام بياري ؟!
نوه با تعجب پرسيد : تو اين سبد ؟ غير ممکنه با اين همه شکاف و درز داخل سبد آبي توش بمونه !
رزي در حالي که تبسم بر لبانش بود اصرار کرد : لطفا اين کار رو انجام بده عزيزم دخترک غرولند کنان و در حالي که مادربزرگش رو تمسخر ميکرد سبد رو برداشت و رفت ، اما چند لحظه بعد ، برگشت و با لحن پيروزمندانه اي گفت : من ميدونستم که امکان پذير نيست ، ببين حتي يه قطره آب هم ته سبد نمونده !
مادر بزرگ سبد رو از دست نوه اش گرفت و با دقت زيادي وارسيش کرد گفت : آره ، راست ميگي اصلا آبي توش نيست اما بنظر ميرسه سبده تميزتر شده ، يه نگاه بنداز …!
منبع: asriran.com


خبرگزاری آريا – ضرب المثل خدا شري بدهد كه خير ما در آن باشد


ضرب المثل خدا شري بدهد كه خير ما در آن باشد

خبرگزاري آريا –
معني ضرب المثل هاي فارسي, ريشه ضرب المثل هاي ايراني
داستان ضرب المثل خدا شري بدهد كه خير ما در آن باشد
مورد استفاده:
به افراد طمعكاري گفته مي‌شود كه به هر طريقي دنبال سود بيشتري هستند.
داستان ضرب المثل:
روزگاري، مردي در شهري قاضي بود. اين مرد تمام سعي و تلاشش را مي‌كرد كه با عدل و داد به قضاوت بپردازد و حقي را ناحق نكند اين همه عدالت به كام عده‌اي از ثروتمندان و زورگويان شهر كه قبلاً به واسطه ثروت و نفوذشان از زير بار قانون فرار مي‌كردند خوش نمي‌آمد. يك روز يكي از ثروتمندان شهر كه كينه‌ي بدي هم از اين قاضي در دل داشت، تصميم گرفت يك شب وقتي قاضي خواب است به او حمله كند و او را در خواب بكشد.
يكي از زورگويان شهر هم كه در دادگاه توسط اين قاضي به دزدي محكوم شده بود، تصميم گرفته بود به خانه‌ي قاضي برود و گاوش را بدزدد.
قاضي كه از تصميمات آنها خبر نداشت آن روز هم مثل هميشه وقتي كارش تمام شد، به طرف خانه‌اش رفت اول وارد طويله شد، آب و علوفه‌ي تازه براي گاوش ريخت. بعد موقع اذان مغرب شد به مسجد رفت نمازش را خواند و بعد به خانه برگشت، قاضي پيش زن و فرزندش بود تا اينكه شامش را خورد و كم كم آماده شد براي خوابيدن. در كوچه آن دو نفر منتظر بودند تا قاضي و خانواده‌اش بخوابند و آنها نقشه‌هاي خود را عملي كنند. يكي مي‌خواست قاضي را با خنجري كه داشت تكه تكه كُند و مرد ديگري مي‌خواست گاو قاضي را كه همه‌ي دارايي او بود بدزدد.
اين دو مرد كه يكديگر را مي‌شناختند در كوچه يكديگر را ديدند مرد زورگو از ديگري پرسيد: اينجا چه كار مي‌كني؟ مرد ثروتمند گفت: آمده‌ام تا قاضي را بكُشم. خيلي مرا اذيت كرده! تو اينجا چه كار مي‌كني و مرد زورگو پاسخ داد مگر مرا كم اذيت كرده آمده‌ام تا گاوش را بدزدم.
بين اين دو نفر سكوت عميقي حكم فرما شد هركدام از آنها با خود فكر مي‌كردند كه اگر آن يكي كارش را زودتر انجام بدهد، مي‌تواند كار فرد ديگر را خراب كند. اگر گاو زودتر دزديده شود، ممكن است سروصدايي ايجاد كند و قاضي از خواب بيدار شود و اگر قاضي را زودتر بكشند ممكن است همه بيدار شوند ديگر نشود به طرف طويله رفت و گاو را دزديد.
با اين فكر مرد زورگو رو كرد به مرد ثروتمند و گفت: ‌اي رفيق! تو مي‌خواهي قاضي را بكشي! بگذار من اول گاوش را بدزدم بعد تو قاضي را بكش.
ثروتمند گفت: زرنگي؟ اگر موقع دزديدن گاو حيوان سروصدا كند و همه را بيدار كند چي؟ تو صبر كن من قاضي را مي‌كشم بعد تو برو گاوش را بدزد.
زورگو كه خيلي هم قلدر بود گفت: تو مگر حرف حساب سرت نمي‌شود مي‌گم نمي‌شه اول من مي‌رم گاوش را برمي دارم بعد تو برو و او را بكش. ثروتمند كه خيلي هم عصباني بود، خنجرش را از غلاف كشيد و گفت: تو حرف حساب سرت نمي‌شود. من اول قاضي را مي‌كشم و الا ممكن است با اين خنجر تو را بكشم. و كم كم دعوا و سروصداي مرد زورگو و مرد ثروتمند بالا گرفت.
قاضي و خانواده‌اش در كمال آرامش خوابيده بودند كه از صداي دادوبيدادي كه از كوچه مي‌آمد از خواب بيدار شدند قاضي چراغي روشن كرد تا ببيند بيرون چه خبر است. زورگو كه متوجه روشن شدن چراغي در خانه شد فهميد قاضي بيدار شده، فرياد زد قاضي بيا كه اين مرد مي‌خواست تو را بكشد. مرد ثروتمند كه اوضاع را اينگونه ديد براي اينكه از خود دفاع كرده باشد فرياد زد قاضي بيدار شو كه اين مرد آمده تا گاوت را بدزدد.
همسايه‌هاي قاضي با شنيدن اين سروصداها به كوچه آمدند تا ببينند در كوچه چه اتفاقي افتاده. هركدام از همسايه‌ها براي اينكه از خطرات احتمالي جلوگيري كنند، چوب و چماقي با خود آورده بودند.
مرد ثروتمند و زورگو كه متوجه شدند بدجور آبروي خودشان را برده‌اند، خواستند از مهلكه‌اي كه خودشان براي خودشان ساخته بودند فرار كنند، ولي مردم راه را از هر طرف بر آنها بستند و آنها گير افتادند.
فرداي آن روز آن دو مرد را به محكمه آوردند تا قاضي حكمي براي مجازات آنها صادر كند. قاضي گفت: دعوا هميشه بد بوده و كار درستي محسوب نمي‌شود ولي اين دعواي شما به قيمت زنده ماندن من تمام شد. در دعواي شما خير و نيكي براي من بود. اگر شما ديشب دعوا نمي‌كرديد من ديشب به قتل رسيده بودم و گاوم كه كل دارايي من است به سرقت رفته بود.
منبع:rasekhoon.net



خبرگزاری آريا – هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت


هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت

خبرگزاري آريا – برترين‌ها: چه کسي فکرش را مي‌کند که رشته‌هاي ابريشمي و ريز و ظريف تار عنکبوت مي‌تواند به شکل بومي بافته شود که بتواند ضربات قلم موي يک هنرمند را تحمل کند؟ اما باور کنيد يا نه، امروزه بيش از صد نقاشي در موزه‌ها و کلکسيون‌هاي خصوصي وجود دارند که اثبات اين مهارت فوق العاده زمان‎بر، طاقت فرسا و هوشمندانه راهبان اتريشي در قرن شانزدهم هستند.
هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت
نقاشي‌هاي تار عنکبوتي روي پارچه‌هايي از جنس تار عنکبوت يا ابريشم کاترپيلار‌ها کشيده مي‌شوند. تارهاي عنکبوت‌ از طبيعت جمع شده و انشعاب‌هاي اضافي، بخش‌هاي حشرات و فضولات عنکبوت که در آن گير کرده، با احتياط جدا مي‌شود. بعد از اينکه تار با دقت پاکسازي شد، به شکل يک بوم نازک بافته مي‌شود. روي اين بوم پوششي از شير رقيق شده اعمال مي‌شود تا مقاومتش بيشتر شود. اين بوم حالا آماده نقاشي است، اما هنوز بسيار آسيب پذير است. حتي يک ضربه آرام انگشت مي‌تواند نقاشي‌هاي تار عنکبوتي را کاملا نابود کند. البته هرچه اين بوم‌ها آسيب پذيرتر بودند، ارزشمند‌تر بودند.
هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت
به سختي مي‌توان توضيح داد که چرا راهبان چنين راه سختي را براي ايجاد چيزي پيش مي گرفتند که حتي نسبت به يک لمس آرام اينقدر آسيب پذير است. شايد با ساخت دشوارترين بوم‌هاي قابل تصور، به دنبال نشان دادن از خودگذشتگي معنوي و صبر و بردباري خود بودند.
هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت
هنرمندان از انواع آبرنگ‌هاي مات براي کشيدن اين نقاشي‌ها استفاده مي‌کردند. اما پيش زمينه نقاشي‌ها معمولا رنگ نشده رها مي‌شد، بنابراين وقتي آن‌ها را مقابل نور مي‌گرفتيد، به نظر مي‌رسيد شخصيت‌هاي نقاشي در غباري کدر معلق هستند. ماهرترين هنرمندان مي‌توانستند حتي با وارد آوردن مقدار مناسبي فشار به بوم برجسته کاري کنند.
هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت
اولين نقاشي‌هاي تار عنکبوتي تصاوير قديس‌ها بودند و در پنجره کليسا‌ها و صومعه‌ها آويزان مي‌شدند. هرچه اين تکنيک رايج‌تر شد، نقاشي‌هاي تارعنکبوتي در خانه‌ها و بازار‌ها هم مشاهده شدند. هنرمندي به نام فرانز آنتربرگر (۱۸۳۸-۱۹۰۲) ساير هنرمندان محلي اينسبروک را براي توليد پرتره‌هاي تارعنکبوتي استخدام کرد و سپس آثار آن‌ها را به گردشگران مي‌فروخت. اين نقاشي‌ها به انگلستان، آمريکاي شمالي و آلمان صادر مي‌شدند. به مرور زمان موضوع اين نقاشي‌ها متنوع‌تر شد. در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم هنرمندان تارعنکبوتي اينسبروک، مناظر و صحنه‌هايي از جنگ‌هاي استقلال و دهقانان محلي را نقاشي مي‌کردند.
هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت
امروزه هيچ هنرمند تارعنکبوتي در دنيا وجود ندارد. آخرين هنرمند تارعنکبوتي ماهر اهل تنسي آمريکا بود که در سال ۱۹۵۶ درگذشت. آنه برادشاو کلاپتون اين هنر را در اواخر دهه ۱۸۹۰ کشف کرد بعد از اينکه در ۱۱ سالگي در يک مجله درباره آن خواند. او شروع به تمرين کرد و در نهايت به اسرار اين هنر دست يافت. آنه طي چند دهه ياد گرفت گونه‌هايي از عنکبوت را شناسايي کند که محکم‌ترين تار را توليد مي‌کنند. همچنين او ترکيب نقاشي خاص خودش را ايجاد کرد که مي‌توانست در برابر خم شدن، شکافتن و کشيده شدن دوام بياورد. او نقاشي خود را با استفاده از ذره بين و قلم موي تک مو به صورت نقاط ميکروسکوپي مي‌کشيد و به زحمت شکاف بين تک تک رشته‌هاي تار را پر مي‌کرد. حتي کوچکترين اثر هنري او هم شامل هزاران نقطه مي‌شد و چند هفته طول مي‌کشيد. متاسفانه بيشتر نقاشي‌هاي آنه گم يا نابود شده اند. برخي از آن‌ها بعد از مرگش به موزه ملي تاريخ آمريکا در واشنگتن دي سي اهدا شدند و بقيه را مي‌توان در خانه قديمي او در آلاباما ديد.
هنر ظريف نقاشي روي تار عنکبوت


هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت


برترین‌ها: چه کسی فکرش را می‌کند که رشته‌های ابریشمی و ریز و ظریف تار عنکبوت می‌تواند به شکل بومی بافته شود که بتواند ضربات قلم موی یک هنرمند را تحمل کند؟ اما باور کنید یا نه، امروزه بیش از صد نقاشی در موزه‌ها و کلکسیون‌های خصوصی وجود دارند که اثبات این مهارت فوق العاده زمان‎بر، طاقت فرسا و هوشمندانه راهبان اتریشی در قرن شانزدهم هستند.

 

هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت

نقاشی‌های تار عنکبوتی روی پارچه‌هایی از جنس تار عنکبوت یا ابریشم کاترپیلار‌ها کشیده می‌شوند. تارهای عنکبوت‌ از طبیعت جمع شده و انشعاب‌های اضافی، بخش‌های حشرات و فضولات عنکبوت که در آن گیر کرده، با احتیاط جدا می‌شود. بعد از اینکه تار با دقت پاکسازی شد، به شکل یک بوم نازک بافته می‌شود. روی این بوم پوششی از شیر رقیق شده اعمال می‌شود تا مقاومتش بیشتر شود. این بوم حالا آماده نقاشی است، اما هنوز بسیار آسیب پذیر است. حتی یک ضربه آرام انگشت می‌تواند نقاشی‌های تار عنکبوتی را کاملا نابود کند. البته هرچه این بوم‌ها آسیب پذیرتر بودند، ارزشمند‌تر بودند.

 

هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت

به سختی می‌توان توضیح داد که چرا راهبان چنین راه سختی را برای ایجاد چیزی پیش می گرفتند که حتی نسبت به یک لمس آرام اینقدر آسیب پذیر است. شاید با ساخت دشوارترین بوم‌های قابل تصور، به دنبال نشان دادن از خودگذشتگی معنوی و صبر و بردباری خود بودند.

 

هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت

هنرمندان از انواع آبرنگ‌های مات برای کشیدن این نقاشی‌ها استفاده می‌کردند. اما پیش زمینه نقاشی‌ها معمولا رنگ نشده رها می‌شد، بنابراین وقتی آن‌ها را مقابل نور می‌گرفتید، به نظر می‌رسید شخصیت‌های نقاشی در غباری کدر معلق هستند. ماهرترین هنرمندان می‌توانستند حتی با وارد آوردن مقدار مناسبی فشار به بوم برجسته کاری کنند.

 

هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت

اولین نقاشی‌های تار عنکبوتی تصاویر قدیس‌ها بودند و در پنجره کلیسا‌ها و صومعه‌ها آویزان می‌شدند. هرچه این تکنیک رایج‌تر شد، نقاشی‌های تارعنکبوتی در خانه‌ها و بازار‌ها هم مشاهده شدند. هنرمندی به نام فرانز آنتربرگر (۱۸۳۸-۱۹۰۲) سایر هنرمندان محلی اینسبروک را برای تولید پرتره‌های تارعنکبوتی استخدام کرد و سپس آثار آن‌ها را به گردشگران می‌فروخت. این نقاشی‌ها به انگلستان، آمریکای شمالی و آلمان صادر می‌شدند. به مرور زمان موضوع این نقاشی‌ها متنوع‌تر شد. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم هنرمندان تارعنکبوتی اینسبروک، مناظر و صحنه‌هایی از جنگ‌های استقلال و دهقانان محلی را نقاشی می‌کردند.

 

هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت

امروزه هیچ هنرمند تارعنکبوتی در دنیا وجود ندارد. آخرین هنرمند تارعنکبوتی ماهر اهل تنسی آمریکا بود که در سال ۱۹۵۶ درگذشت. آنه برادشاو کلاپتون این هنر را در اواخر دهه ۱۸۹۰ کشف کرد بعد از اینکه در ۱۱ سالگی در یک مجله درباره آن خواند. او شروع به تمرین کرد و در نهایت به اسرار این هنر دست یافت. آنه طی چند دهه یاد گرفت گونه‌هایی از عنکبوت را شناسایی کند که محکم‌ترین تار را تولید می‌کنند. همچنین او ترکیب نقاشی خاص خودش را ایجاد کرد که می‌توانست در برابر خم شدن، شکافتن و کشیده شدن دوام بیاورد. او نقاشی خود را با استفاده از ذره بین و قلم موی تک مو به صورت نقاط میکروسکوپی می‌کشید و به زحمت شکاف بین تک تک رشته‌های تار را پر می‌کرد. حتی کوچکترین اثر هنری او هم شامل هزاران نقطه می‌شد و چند هفته طول می‌کشید. متاسفانه بیشتر نقاشی‌های آنه گم یا نابود شده اند. برخی از آن‌ها بعد از مرگش به موزه ملی تاریخ آمریکا در واشنگتن دی سی اهدا شدند و بقیه را می‌توان در خانه قدیمی او در آلاباما دید.

 

هنر ظریف نقاشی روی تار عنکبوت


خبرگزاری آريا – ميني شعر (۴۷۶)


ميني شعر (476)

خبرگزاري آريا – برترين ها – گردآوري و طراحي از بهنام رائين: شعر، نشانه يک زندگي عالي و بشري است. مردم با خيال زندگي مي کنند و بهترين چيزي که خيال را تحت تاثير قرار مي دهد شعر است، پس اين واقعيت که نقش روزمره کننده را ايفا مي کند و شعر، حقيقتي است که اگر نمي شود سراينده آن بود، مي توان دست کم خواننده آن شد و از روزمرگي رهيد.
شعر در کوتاه ترين و موجزترين و خوش آهنگ ترين و مناسب ترين همنشيني واژه هايي آشنا، ما را با معنايي درگير مي کند که براي عقل، نامفهوم و موهوم و بيگانه است، اما براي دل و جان، آشنا و حس شدني است. شعر، ميزباني صادق است که قلب مخاطبان مستعد خود را هدف قرار مي دهد و آنان را به ساحت ناممکن ها و ناباوري ها فرا مي خواند تا خود ببينند و باور کنند که اگر ايمان و عشق باشد، هر ناممکني ممکن مي شود.
در اين سري مطالب سعي کرده‌ايم گزيده‌اي از اشعار را در قالب ابيات زيبا و تاثيرگذار با تايپوگرافي هاي متفاوت، در اختيار شما قرار دهيم. باز هم مثل هميشه پذيراي پيشنهادات و انتقادات شما همراهان هميشگي مجله اينترنتي برترين ها خواهيم بود.
همچنين شما مي توانيد اشعار شاعر محبوب خود را در قسمت نظرات براي ما ارسال نماييد.
***
چنان دستم تهي گرديده از گرماي دستانت که اين يخ کرده را از بي کسي «ها» مي کنم هر شب
(محمدعلي بهمني)
ميني شعر (476)
ابري که ميگذشت به آهنگ گريه گفت: دنيا مکان ماندن ما نيست
(سجاد ساماني)
ميني شعر (476)
به گرفتار رهايي نتوان گفت آزاد
(فاضل نظري)
ميني شعر (476)
که بي تو سود ما جمله زيان است
(مولانا)
ميني شعر (476)
جان هر زنده دلي زنده بجاني دگرست
(خواجوي کرماني)
ميني شعر (476)
کاين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست
(حافظ)
ميني شعر (476)
به تو حاصلي ندارد غم روزگار گفتن
(سعدي)
ميني شعر (476)
راهي به خلوت دل جانانم آرزوست
(صائب تبريزي)
ميني شعر (476)
ديوانه تو هر دو جهان را چه کند؟
(مولانا)
ميني شعر (476)
نفس کوچه گره خورده به دستان تو
عطر که مي‌زني هواي شهر را رقيق ميکني
(فرشاد رستمي)
ميني شعر (476)
هوشم ببر زماني تا کي غم زمانه
(سعدي)
ميني شعر (476)
بي عشق نگشايد گره
(مولانا)
ميني شعر (476)
سخن اين است که ما بي تو نخواهيم حيات
(حافظ)
ميني شعر (476)
به انتظار نبودي ز انتظار چه داني؟
(معيني کرمانشاهي)
ميني شعر (476)
هرچه آيد به سرم باز بگويم بگذرد
واي از اين عمر که با ميگذرد، ميگذرد
ميني شعر (476)


خبرگزاری آريا – عکس هاي جالب و ديدني روز شنبه ۰۵ اسفند


عکس هاي جالب و ديدني روز شنبه 05 اسفند

خبرگزاري آريا –
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,ايوانکا ترامپ حضور “ايوانکا ترامپ” دختر رييس جمهوري آمريکا در مراسم اختتاميه المپيک زمستاني پيونگ چانگ کره جنوبي/ عکس: خبرگزاري يونهاپ
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,خرچنگ چيني بدون شرح
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,عقاب دريايي پرواز عقاب دريايي در فرانکفورت آلمان/ عکس: خبرگزاري آلمان
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, بدون شرح
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,شادماني تيم کانادايي شادماني تيم کانادايي از کسب مدال برنز المپيک زمستاني پيونگ چانگ
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,مزرعه توت فرنگي مزرعه توت فرنگي در لاهور پاکستان
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب , ساحل جزيره بونگويو تصويري هوايي از ساحل جزيره بونگويو در کشور تانزانيا/ عکس روز وب سايت ” نشنال جئوگرافي”
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,نيلوفرآبي مرد سريلانکايي در حال جمع‌آوري گل نيلوفرآبي براي فروش در بازار – عکس :رويترز
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب,جشنواره آييني حضور کودکان برگزيده در جشنواره آييني ” تايگوانرن” در شهر “گيانگ دونگنان” چين براي دعا به منظور آب و هواي بهتر در سال نو چيني
عکسهاي جالب,عکسهاي جذاب, کرايسلر پاسيفيکا 2018 کرايسلر پاسيفيکا ۲۰۱۸
گردآوري: بخش سرگرمي بيتوته


خبرگزاری آريا – شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (۴۹۳)


شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (493)

خبرگزاري آريا – برترين ها: نوشته هاي طنزِ حاصل ذهن خلاق هموطنان ايراني از ابتداي پيدايش SMS و ايميل تا به امروز در شبکه‌هاي اجتماعي نظير توئيتر، وايبر، لاين، واتس آپ، تلگرام و …. حضور هميشگي و پررنگي داشته و دارند. بعيد است که سوژه اي در صدر اخبار و صحبت هاي روز دنيا يا ايران باشد و مردم خلاق ما در راه طنازي و لطيفه سازي براي آن سوژه اقدامي نکرده باشند!
سعي داريم در اين سري مطالب گزيده اي از اين نوشته ها را در اختيار شما قرار دهيم که اميدواريم مورد استقبال شما عزيزان قرار گيرد.
******
۱٫ يه بارم رفتم استخر غريق نجات اومد گفت پليور مشکيتون رو دربياريد، گفتم موهاي بدنمه؛ديگه نيومد سمتم 😐
۲٫ ‏‏‏‏بعد دو ساعت رفتم گوشيمو از شارژ دربيارم ديدم گوشي بابام تو شارژه،ميگم چرا گوشيمو کندي؟ گفت فرض کن شارژر رو بد زده بودي الان فهميدي شارژ نشده 😐
۳٫ ‏صاﺏ قهوﻩ خونه دﺍريوش پلي کرده يکي از مشتريا داره حامد همايون گوﺵ ميده، مثل اين ميمونه داﺭي ديزﻯ ميخوي يهو يکي آﺏ کرفس بريزﻩ تو حلقت!
۴٫ ‏‏ما يه بار رفتيم تونل وحشت شهر بازي, مرحله آخرش يه نفر با اره برقي مي افتاد دنبالمون, ما ترسيديم فرار کرديم رفيقمون نيومد, رفتيم ببينيم چي شده؟ ديديم اره برقي رو گرفته بالا سر يارو ميگه مادر نزاييده کسي برا رفيقاي من تيزي بکشه!
۵٫ ‏‏‏جمله طلايي باباي من: مهندس يه چايي بيار!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
بالاخره با تلاش متخصصين داخلي سايپا بُعد جديدي از زمان رو کشف کرد :))
۶٫‏ ‏‏‏ ‏‏انقدر تو اين سريالا بعد کلي بدبختي آخرﺵ دو نفر با هم ازدوﺍج ميکنن حس ميکنم آخر ساﻝ ۹۶ قراﺭه ازدواج کنم!
۷٫ ‏‏زمان مدرسه يه بار ناظممون زنگ زد به بابام گفت پسرتون خيلي بي ادب و بي انضباطه, بابام گفت ميدونم و تلفن رو قطع کرد. ناظممون پشماش ريخت گفت برو سر کلاست!
۸٫ ‏‏از مغازه لباس فروشي اومدم بيرون ديدم داره بارون مياد دست دوست دخترمو گرفتم بريم قدم بزنيم، صاحب مغازه دوييد دنبالم گفت داداش ما فقط لباس ميفروشيم حالا مانکنو بزار سر جاش/:
۹٫ ‏به بابام ميگم کادو تولدم چيزي نميخواي برام بگيري؟ ميگه خرس گنده خجالت نميکشه، کادو چيه من هم سن تو بودم زن و بچه داشتم و پامم جلو بزرگتر دراز نميکردم. ميدونم سر راهيم اينا روشون نميشه بهم بگن:(((
۱۰٫ ‏‏يه جوري ميگين کوالا فقط ميخوره و ميخوابه انگار مثلا گوسفند ۵ صبح بيدار ميشه يه چايي تلخ ميخوره تا شب ميره سر دکل!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
صبح شنبه وقتي به زور بيدارت مي كنن…
۱۱٫ مهندسا يه جوري از اينکه بهشون ميگن يه چايي بريز بيار ناراحتن انگار کار ديگه اي هم بلدن انجام بدن!
۱۲٫ ‏يه بارم رفتم استخر غريق نجات اومد گفت پليور مشکيتون رو دربياريد، گفتم موهاي بدنمه؛ ديگه نيومد سمتم!
۱۳٫ ‏‏‏‏‏مبلمون شبيه باتلاق شده، يکي روش ميشينه بعد چند ثانيه يه دست فقط مشخصه که از اعماق مبل داره طلب کمک ميکنه و هر لحظه پايين تر ميره 😐
۱۴٫ ‏‏‏‏‏‏يبارم‌آقام گفت مَمَد تو ديگه بزرگ شدي بيا بشين کنارم راجب طرز معاشرت با جنس مخالف باهات حرف بزنيم.گفتم باشه چي ميخاي بدوني آقاجون؟هيچي ديگه دوهفته انباري خونه با سوسکا تو يه ظرف غذا ميخوردم:))))!
۱۵٫ ‏‏‏‏‏‏اين قلب توي دايرکت اينستاگرام هم داستاني شده داشتم با همکارم حرف ميزدم دستم خورد يه قلب رفت براش گفت چرا زودتر نگفتي؟:) از نگاهت توي شرکت حس کرده بودم ولي دوست داشتم خودت بگي بهم!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
وقتي با وام ازدواج ۱۵ ميليوني هم نميتوني زن بگيري
۱۶٫ ‏‏‏‏‏دوست پسر دنيا جهانبخت براش پورش خريده و يه ساعت ۴۰۰ميليوني, اونوقت همسر من شب ولنتاين منو برد بيرون يه چايي خريد ۱۷۰۰۰تومان,بهم ميگه ديگه از خريد عيد خبري نيست!
۱۷٫ ‏اولين سو استفاده ابزاري رو ازم تو سنِ دوسالگي داداشِ عوضيم کرد هميشه خوش تيپم ميکرد ميبردم تو پارکِ محل تا باهام مخ دخترا رو بزنه اون موقع سگ مثل الان واسه مخ زدن مد نبود بچه ميبردن بجاش!
۱۸٫ ‏‏به بابام ميگم واسه عيد نميخواد خودمون تميز کنيم خونه رو،من کارگر ميارم دويست تومن بش ميدم همه کارارو بکنه ميگه خب اون دويست تومن رو بده من خودت همه کارارو بکن!
۱۹٫ ‏‏‏‏رفتم سوييشرت بخرم يکي پوشيدم تنگ بود گفت اينو دوبار بپوشي جا باز ميکنه، يکي ديگه داد گفت اينو دو بار بشوري اندازت ميشه، يکي ديگه پوشيدم گفت اينو بدي قدش بلند شه اندازت ميشه. گفتم ناموسا سايز من سوييشرت داري؟ گفت نه!
۲۰٫ شهرام‌شپره نظرسنجي گذاشته بود ازکدوم‌قسمت آهنگ واويلا ليلي خوشتون‌اومد؟ يکي زده بود:اون قسمتش که نميخوندي فقط موهاي‌پريشونتو تکون ميدادي ديوونم کرد!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
روزي که حقوق ميگيرم Vs دو روز بعدش
۲۱٫ ‏چجوري بعضيا انقدر تا آخر مهموني شيک و پيکن؟ من آخراي مهموني يجوري له ميشم، انگاري آر پي جي بهم خورده.!
۲۲٫ ‏يه سري ماشينمون گم شد رفتيم پيش يه نفر ميگفتن به وسيله جن ماشينمونو پيدا ميکنه طرف تا يه کم دعا ميخوند من ميترسيدم ميگفتم بسم الله آخرش يارو گفت حاجي, جنه ميگه تو دهن منو سرويس کردي, بس کن.!
۲۳٫ ‏‏‏از وقتي به پدر و مادرم دانلود کردن رو ياد دادم هر روز صبح که از خواب پاميشم ميرم جلوي اينه و يه سيلي به خودم ميزنم!
۲۴٫ ‏يوتيوب هم اينجوريه که واسه ديدن يه کليپ ميري بعد ۳ ساعت به خودت مياي که چرا دارم فيلم به دنيا اومدن بچه همستر رومانيايي رو نگاه ميکنم؟!
۲۵٫ ‏تو باغ وحش داييم ازبس از قفسا آويزون شدو واس حيوونا شکلک درآورد که رييس اونجا اومد گفت اين ميمون تحويل شما، اين آقارو بدين ما خيلي سرگرم کننده س!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
قربونت, الان خاموش کردم
۲۶٫ ‏رفتم شکار خرس, دو روز کمين کرده بودم آخرش يه مار و سه تا موش کور اومدن گفتن مشتي چي ميخواي از جون کوير؟ دنبال چي اي؟ دو روزه قفل تو ايم که چي ميخواي اينجا؟!
۲۷٫ ‏خونه مادر بزرگم يه پتوهايي هست،ميندازي روت انگار سنگ قبر انداختن روت،خدابيامرز پدربزرگم مطمئنن زير همين فشار فوت كرد!
۲۸٫ به اميد روزي که تکنولوژي انقدر پيشرفت کنه و فرهنگش جا بيفته که ديد و بازديد عيد نوروز از طريق ويدئو کنفرانس برگزار بشه!
۲۹٫ ‏‏جو ورزشگاه کشورهاي عربي يه جوريه که فکر مي‌کني اومدي جشن پاتختي دختر داييت!
۳۰٫ ‏تو اخبار گفت پژوهشگران ژاپني هشدار دادند ک مصرف زياد سيب‌زميني سرخ‌کرده باعث ريزش مو و کچلي ميشه قشنگ مشخصه پژوهشگراش يه عده مامان بودن!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
جنازه‌شو ميخوام…
۳۱٫ بعضيا لامصبا تو هر عکس شکلشون فرق ميکنه يه رفيق دارم تو عکس هاش يه نيم رُخش شبيه تام کروزه يه نيم رُخه ديگش شبيه جواد رضويانه تمام رُخشم شبيه سمندونه:)))
۳۲٫ دقيقا جلوي کسي که ميخواي خيلي خوب ظاهر شي يه يه بلايي سر تيپ و لباست مياد يا جوش و تبخال ميزني يا پات پيچ ميخوره يا موقع خنديدن صداي خوک ميدي يا عطسه ميکني دماغت ميپاشه بيرون!
۳۳٫ ‏‏‏‏‏يه بارم رفتم دماغمو عمل کنم دکتره يه نگا کرد گفت : داداش شما صبرکن يکم ديگه علم پيشرفت کنه کُلا سرتو عوض کن! مشکل تو فقط با عمل دماغ حل نميشه!
۳۴٫ ياز شوهر عمم تو تلويزيون مصاحبه گرفتن از صفحه تلويزيون عکس گرفته گذاشته پروفايلش/:
۳۵٫‏‏رفتم مغازه يه ذره خرت و پرت خريدم گفت ميشه ۶۰تومن، بلند گفتم پشمااااااام، گفت جان؟ گفتم مَشمااااا ، مُشَما، بديد ، لطفا، اينارو بزارم توش!
شوخي‌هاي جالب شبکه‌هاي اجتماعي (491)
‏وقتي همشون پره،عجله هم داري


خبرگزاری آريا – عزم راسخ «دختر آشغالي» براي نجات زمين


عزم راسخ «دختر آشغالي» براي نجات زمين

خبرگزاري آريا – برترين‌ها: «ناديا اسپارکس» مثل بيشتر دختران دانش آموز بيشتر زمانش را صرف فعاليت‌هاي فوق برنامه نمي‌کند. اين دختر ۱۲ ساله زماني را که بيشتر همسن و سالانش ترجيح مي‌دهند باشگاه بروند يا با دوستانشان بگذرانند را صرف يک سرگرمي منحصر به فرد کرده است: جمع کردن آشغال!
عزم راسخ «دختر آشغالي» براي نجات زمين
اگرچه علاقه عجيب او به اين کار باعث شده لقب زشت «دختر آشغالي» را به او بدهند، اما اسپارکس مصمم است قبل از اينکه مشکلات اين سياره غيرقابل حل شوند آن‌ها را حل کند. ناديا هر روز در راه مدرسه زباله‌هاي پلاستيکي را جمع مي‌کند. او بطري ها، قوطي ها و ساير زباله‌ها را در سبد دوچرخه اش جمع مي‌کند و سپس به سطل‌هاي بازيافتي که در خانه دارد انتقال مي‌دهد.
عزم راسخ «دختر آشغالي» براي نجات زمين
وقتي دانش آموزان مدرسه از اين عادت او با خبر شدند با دادن لقب دختر آشغالي سعي کردند او را مسخره کنند. هرچند بسياري از نوجوانان در چنين شرايطي علاقه خود را کنار مي‌گذارند، اما ناديا از لقب خود استقبال کرد. او يک صفحه فيسبوک به نام «تيم دختر آشغالي» راه اندازي کرد که در آن ديگران را براي کمک به اين هدف بسيج مي‌کند. از وقتي ناديا اين گروه عمومي را راه انداخته، حمايت‌هاي زيادي از افراد همفکر و سازمان‌هاي سراسر جهان دريافت کرده است. او با تشويق‌هايي که دريافت کرده عزم بيشتري براي نجات محيط زيست يافته است.
عزم راسخ «دختر آشغالي» براي نجات زمين
عزم راسخ «دختر آشغالي» براي نجات زمين


1 2 3 26